عکاسی مستند


اولین صاحب نام در استفاده از این شیوه، «اوژن آتژه» بود. او به‌عنوان یک عکاس مستند، مناظری زیبا و یکدست از شهر پاریس را در اوایل قرن بیستم به تصویر کشید که گاهی آن‌ها را به‌عنوان عکس‌های مرجع به نقاشان و معماران می‌فروخت. عکس‌هایی که آتژه از پارک‌های خلوت گرفت، واقعیت این مناظر را با عمق معنای آن‌ها که جزئی از همین شهر بودند و نیز با احساسات درونی خویش درهم آمیخت, به طوری که آثار او اکنون جزو شاهکارهای عکاسی مستند به شمار می‌روند

 

پی بردن به این نکته که دوربین قادر است واقعیت را تفسیر کند، تاریخ عکاسی مستند را وارد مرحله‌ی جدید می‌کرد. کشف این توانایی دوربین که قادر است آینه‌ای را در مقابل جامعه قرار دهد و جهانیان نیز می‌توانند بازتاب تصویر آن را بینند. «جاکوب ریس» دانمارکی الاصل که در اواخر قرن نوزدهم گزارشگر و روزنامه‌نگار بود، از اولین افرادی بود که نشان داد از عکس می‌توان به‌عنوان استناد و مدارک اجتماعی سود جست. او در دوره‌ی بحران اقتصادی امریکا با دوربین‌اش به امریکایی‌ها فهماند که در نوشته‌هایش چه چیزهایی را نشان می‌داده است: وحشی‌گری و بی‌رحمی‌هایی که در محله‌های کثیف نیویورک حاکم بود. عکس‌هایی که او گرفت مانند گزارش‌هایش بسیار تأثیرگذار بودند و چهره‌ی فقر و خشونت حاکم بر امریکا را که از نظر پنهان بود، به جهانیان نشان داد. بلافاصله پس از ریس، «لویس هاین» به‌عنوان یکی از بهترین مستندسازان اجتماعی در تاریخ عکاسی زبان‌زد جهانیان شد. هاین یک جامعه‌شناس و معلم باتجربه بود که آگاهی‌های اجتماعی او و شور و علاقه‌ای که به این کار نشان می‌داد، او را بر آن داشت تا به کارخانه‌هاو معادن سر بزند و همه‌ی آن شرایط ظالمانه و غیرانسانی را که بر کارگران مهاجر و کودکان‌شان تحمیل می‌شد به تصویر بکشد. عکس‌های هاین درواقع به منزله‌ی کیفرخواستی بر علیه جامعه‌ی صنعتی امریکا در اوایل قرن بیستم بود، اما استعداد خارق‌العاده و دلسوزی‌های او موجب شد که کارهایش به جای این‌که خشم عده‌ای را برانگیزد, بیش‌تر سازنده باشد. آثار هاین بیننده را بر آن می‌داشت که با آغوش باز آن‌ها را پذیرا شود و خویش را در آلام و دردهای همنوعان‌اش سهیم بداند. ریس و هاین هردو عکاسی مستند را به سمت مطالعه‌ی شرایط زندگی انسان‌ها سوق دادند و این تحلیل عینی از شادی‌ها و دردها و رنج‌های جامعه، از آن زمان تا به امروز موضوع کار بسیاری از عکاسان حرفه‌ای در عرصه‌ی عکاسی مستند شده است.

در دوره‌ی رکود اقتصادی دهه‌ی ۱۹۳۰ و سال‌های جنگ دهه‌ی ۱۹۴۰ و سال‌های بازسازی پس از جنگ، عکاسان مستندکار به اقصی نقاط دنیا مسافرت کردند و از نزدیک همسایگانشان را دیدند تا از شرایط زمانی و مکانی هر جامعه در مقطع تاریخی خاص آگاه شوند. هرچند این عکاسان ـ که از میان آن‌ها می‌توان به عکاسان صاحب نامی نظیر «یوجین اسمیت»، «آندره کرتس»، «دوروتی لانگ» و «واکرا یوانز» اشاره کرد ـ به هر کجا می‌رفتند آلام و دردهای انسان‌ها را مشاهده می‌کردند, ولی انعکاس دادن قدرت درونی، منزلت‌ها و امیدواری‌های غیرقابل درک این انسان‌ها را نیز در موضوع‌هایشان نشان می‌دادند. آن‌ها بر این باور بودند که انسان رهایافتنی است.

اسمیت, عکاس مستندکار نابغه، بر این باور بود که وقتی عکس‌هایش آشکارا حماقت‌ها و بیرحمی‌ها و جهالت‌های انسان را در به راه انداختن جنگ‌ها نشان دادند، آن وقت که بشر وحشت‌زده سعی خواهد کرد از به راه انداختن جنگ و خونریزی خودداری کند.عکاسی مستند

به هرحال تا دهه‌ی ۱۹۵۰ این نکته روشن بود که عکاسان مستندکار در راه اصلاح جامعه, کاری بیش از رمان‌نویسان رمانتیک انجام نداده‌اند. اما بعضی از وجدان‌های بیدار بشری تحت تأثیر این عکس‌ها قرار گرفته بودند و بعضی از قوانین که تا آن زمان اجرا نمی‌شد، به مرحله‌ی عمل درآمدند، عکس‌های هاین راه را برای اصلاح قوانین کار هموار کرد و بسیاری از کودکان را که در کارخانه‌ها مانند برده کار می‌کردند، از شرایط فلاکت‌باری که داشتند نجات داد.

زنگ آغاز تحولی جدید در عکاسی مستند،‌با انتشار کتاب امریکایی‌ها در سال ۱۹۸۵ توسط رابرت فرانک نواخته شد. عکس‌های این کتاب، که فرانک ضمن مسافرت‌هایش به مناطق مختلف امریکا گرفته بود، جامعه‌ی این کشور را از دید یک خارجی نشان می‌داد ـ فرانک سوییسی بود و در همان جا نیز بزرگ شده بود ـ او در عکس‌هایش، تصویر آن تکه پارچه وصله مانند در پرچم امریکا را مشاهده کرد. او از زندگی ملالت‌بار روزمره‌ی مردم و ضایعات آلوده‌ساز جامعه‌ی صنعتی امریکا عکس گرفت. همین‌طور از سرخوردگی‌های امریکایی‌هایی که در دوراهی عشق به میهن و واقعیت‌هایی که با آن‌ها روبه‌رو بودند آواره و سردرگم بودند. دیدگاه‌های فرانک بسیار صریح و بی‌پرده بود.

پس از انتشار کتاب امریکایی‌ها، عکاسی مستند وارد مرحله‌ی جدیدی از رشد خود شد. بیش‌تر عکاسان به جای پرداختن به شرایط طاقت‌فرسا و آشفته‌ی زندگی و رفتارهای خشن مردم, تلاش کرد تا درونیات انسان‌ها را به نمایش گذارند. شرایط روانی و احساسی انسان‌ها اهمیت به مراتب بالاتر از واقعیت‌های اجتماعی و عینی پیدا کرد و احساسات و تجربیات عکاس، مانند نگاه‌اش به دنیا، محور کار او شد. این نوع عکس‌ها به تفسیر دقیق‌تری نیاز دارد که هر بیننده به منظور درک کردن پیام مورد نظر عکاس باید درباره‌ی آن‌ها فکر کند.

می‌توان گفت که با نگاه به مجموعه عکس‌های فوری گرفته شده در قرن نوزدهم و مجموعه عکس‌های پررمز و راز و خصوصی قرن بیستم، عکاسی مستند راه خود را در شناخت جامعه و انسان هم‌چنان ادامه می‌دهد.

/ 0 نظر / 84 بازدید