هنر عکاسی

قاپیدن لحظه در میان هوا، بدون کلک، بدون اینکه فرصت دور شدن به آن بدهید. انگار یک نقاشی خلق می کنید، در هر همان دم که عکسی را می‌گیرید.

ترفندهای عکاسی مستند و خیابانی

نویسنده: مایکل ریچمن

" در عکاسی، خلاقیت یک فرآیند سریع و لحظه ای است، یک فوران است، یک عکس‌العمل است. گذاردن دوربین در خط آتش چشم ها، و ربودن لحظه با این جعبه کوچک هر زمان که صحنه ای شما را متحیر ساخت، قاپیدن لحظه در میان هوا، بدون کلک، بدون اینکه فرصت دور شدن به آن بدهید. انگار یک نقاشی خلق می کنید، در هر همان دم که عکسی را می‌گیرید."
هنری کارتیه برسون

مقدمه
این روزها مرا بیشتر بخاطر عکسهای منظره‌ام می‌شناسند، ولی من کارم را بصورت یک عکاس مستندنگار و فتوژورنالیست شروع کردم. این دوره عمدتا بین دهه 60 تا 70 بود. اخیرا دوباره به عکاسی در خیابان بازگشته‌ام و سعی در کشف مجدد این جنبه از عکاسی دارم.
street_photographers_websites_07251

فرشته. تورنتو 1966
با یک لایکا M3 و لنز 50 mm f/2 Summicron عکاسی شده است.

 

عکاسی خیابانی و حریم خصوصی
عکاسی خیابانی مستلزم نزدیک شدن به مردم است، غالبا خیلی نزدیک. برای این که در چنین شرایط عکاسی موفق باشید شما باید در صحنه باشید، جزئی از آن، نه یک ناظر دور، و این بدان معنی است که با لنز واید عکاسی نمایید، لنزی که حداکثر 50 م.م. باشد. با یک لنز زاویه باز شما یک شریک در صحنه هستید و با تله فتو در بهترین حالت یک ناظر و در بدترین حالت یک فضول محسوب می‌شوید.
عکاسی به این طریق به معنی وارد شدن در حریم خصوصی معمول مردم است. به همین خاطر مکانهایی مانند خیابانهای شلوغ شهرهای بزرگ، میان راهها، کارناوالها، رژه‌ها و نظایر آن مکان‌های مناسبی برای این نوع عکاسی هستند.
image002

قماربازان – تورنتو 2001
با لایکا M6 TTL و لنز 35mm f/1.4 Summilux ASPH

هر چه شلوغی بیشتر باشد، محدوده حریم خصوصی افراد کوچکتر می‌شود. هر چند حریمی را که فرد برای خودش محفوظ می‌داند و انتظار دارد دیگران رعایت کند تا حد زیادی به فرهنگ هر جامعه بستگی دارد. در بعضی از کشورها بیشتر از سایر جاها مردم بصورت عادی در انظار عمومی می‌ایستند، صحبت می‌کنند و بیشتر هم را در آغوش می‌گیرند. اما قوانین ننوشته عمومی همه جا حاکم است.
در یک نمایشگاه، در میان راه یک کارناوال، در یک اتفاق ورزشی، رژه، کنسرت یا مراسم عمومی، نیاز مردم به حریم شخصی و بنابر این به تنهایی کاهش می‌یابد. سطح تحریک احساسات نیز در این گونه وقایع بالاتر است که باعث کاهش احساس نیاز به حریم بیشتر می‌شود. در بیشتر این موقعیت ها مردم سرگرمند و بنابر این راحت‌تر با موضوعات مختلف برخورد می‌کنند.
بدترین وضعیت شلوغی را می‌توان یک آسانسور پر از جمعیت تصور کرد. مردم در فضایی کوچک به صورت شانه به شانه با غریبه‌ها ایستاده‌اند. در چنین شرایطی شاید گرفتن عکس یک تعرض غیر قابل تصویر باشد، هر چند که انجام آن عملا غیر ممکن هم نیست.
اطلاع از چنین موضوعاتی برای عکاسی خیابانی موثر و جالب بسیار مهم است. اگر دوربین را در صورت کسی بگیرید که تنها روی نیمکت خالی یک پارک در حال مطالعه است، به احتمال زیاد با برخوردی خشن روبرو خواهید شد. اما می‌توانید خیلی راحت به کسی که در میان یک جمعیت در حال تماشای بازی فریزبی کودکان است حتی نزدیکتر از موقعیت قبلی شوید.

بیان داستان در یک عکس تکی

image003

پسر و پروازکنندگان- تورنتو، 2001

فرض کنید از میلیونها کارمند در کنار هم در حال کار پشت ماشین تحریرشان، یک عکس اتفاقی می‌گیرید، این عکس اگر خیلی lممتاز و عالی نباشد، حداقل یک عکس جالب خواهد بود. اما چه چیزی برای گفتن دارد؟
من فکر می‌کنم برای اینکه یک عکس خیابانی موفق باشد باید چیزی در صحنه بصورتی معنادار با عکاس حرف بزند، حتی اگر چیزی باشد که فوری هم آشکار و قابل تشخیص نباشد. عکاسی خیابانی موثر بیان یک داستان در یک عکس است، نه فقط ثبت ساده چیزی که در زمان و مکان مشخصی وجود داشته است.

عکاسی از کودکان در جمع

image004

دختر و عروسکها – فلورانس- 2001، Canon D30 و لنز 28~135mm IS

این دختر کوچک مقابل پنجره یک فروشگاه عروسک در فلورانس استالیا ایستاده بود. وادین کودک دقیقا پشت سر او ایستاده بودند و من همراه همسرم به سمت آنها قدم می‌زدم. قبل از بالا بردن دوربین به سمت چشمم لبخندی به والدین کودک زدم و آنها هم در جواب به من لبخند زدند. ما جذابیت آنچه را که می‌دیدیم تشخیص دادیم. بعداز گرفتن چند عکس، دوباره به هم لبخندی زدیم و به راه خودمان ادامه دادیم. اگرمن با همسرم نبودم نمی دانم عکس العمل آنها نسبت به من همینطور بود یا نه.
به این جنبه از عکاسی خیابانی با احتیاط نزدیک شوید. عکاسی از دختری کوچک که روی شانه پدرش نشسته است یک موضوع است و عکاسی از یک کودک تنها در یک مکان عمومی هم موضوعی کاملا متفاوت است. "جان برانلو" که یک عکاس خیابانی حرفه‌ای است به من نصیحتی کرد، گفت در نظر بگیر اگر دختر کوچک شما یک روز خانه بیاید و بگوید پدر، امروز یک مرد در پارک عکس مرا گرفت، چه فکری می‌کنید.

چه تجهیزاتی لازم است؟
براحتی می توان گفت از هر دوربین قابل حملی می‌توان استفاده کرد. ولی از روی تجربه می توان گفت که دوربین‌های رنج فایندر بدلایل مختلفی ارجحیت دارد. این دوربینها بخاطر اندازه کوچک‌تر و قیافه خاص‌شان که در دید غیر عکاسان چندان جدی به نظر نمی‌رسند بهترند. مثلا به کسی که یک دوربین Nikon F5 با لنز 70-210mm Zoom در دست دارد عکاس حرفه‌ای می‌گویند، ولی کسی که یک Leica M6 با لنز 35mm دارد را چندان جدی نمی‌گیرند.
البته در این نوع عکاسی بیشتر روی دست عکاسی می‌شود و دوربین‌های رنج‌فایندر با بخاطر اینکه آینه متحرک و مکانیزم‌های مربوطه را ندارند، معمولا قادر به گرفتن عکسهایی شارپ‌تر در سرعت‌های یکی دو گام پایین‌تر شاتر نسبت به SLR ها هستند.
image005

شمارش – تورنتو، 2001
دوربین Leica M6 TTL و لنز f/1.4 Summilux ASPH

بخاطر نیاز به تغییر فاصله سریع نسبت به سوژه برای تغییر پرسپکتیو، در اختیار داشتن چند انتخاب برای لنز مهم است. بهترین راه برای تغییر سریع لنز این است که مجبور به تعویض لنز نباشید! این یعنی یک بدنه دیگر همراه داشته باشید. بدنه کوچک و سبک رنج فایندرها در این مورد نیز بسیار کمک می کند.
برای انتخاب لنز من همیشه از لنزهایی با فاصله کانونی 28 م.م.، 35 م.م.، و 50 م.م. برای عکاسی خیابانی استفاده می‌کنم. لنزهای با فاصله کانونی بلندتر به ندرت بکار می‌آیند. لنز وایدتر مانند 21 م.م. یا 24 م.م. یا حتی 12 م.م. یا 15 م.م. نیز می تواند دیدی خاص برای عکس ایجاد گندف ولی کم استفاده است. استفادهاز لنزهایی چنین واید روی دوربین های رنج فایندر نتیجه معکوس داردف چون این دوربینها برای استفادهاز چنین لنزهایی نیاز به یک منظره یاب کمکی دارند. هر چند همانند عکس چرخ و فلک که در بالا دیدید، ممکن است نتیجه کار ارزش تحمل سختی و تلاش بیشتر را داشته باشد.
(نگارنده در مورد نوع فیلم هم توضیحاتی ارائه داده بود، ولی بخاطر کمتر استفاده شدن از نگاتیو در این دوره زمانه این بخش از توضیحات از اصل مقاله ترجمه نشد. با توجه به توصیه‌ نگارنده در مورد نوع فیلم، می توان بصورت معادل استفاده از ایزو‌های بالای 400 تا 1600 و نیز استفاده از افکت‌های سیاه و سفید و رنگی مختلف را برای شرایط مختلف توصیه نمود.)

دوربین‌های جیبی
همانند هر نوع عکاسی، در این نوع نیز وسایلی ایده‌ال برای عکاسی وجود دارد که ذکر شد و وسایلی نیز هستند که می توانند فرصت‌ساز باشند. در حالی که شاید بیشتر عکاسان خیابانی موافق باشند که شاید دوربین‌های سری M لایکا بهترین وسیله برای این نوع عکاسی هستند، ولی با یک دوربین جیبی با کیفیت نیز می توان بخوبی دراین زمینه کار کرد. این دوربینها لنزهای قابل تعویض یا سریعی ندارند، اما با دوربینهای امروزی براحتی می توان با f/2.8 و فاصله کانونی 28 یا 35 م.م. با ایزو 400 عکسهای بسیار خوبی با این دوربینها تهیه نمود.
من دریافته‌ام که در هنگام سفر با قرار گرفتن در یک فضای نا آشنا ادراکات من قوی‌تر شده و فرصت‌های عکاسی بهتری را می توانم پیدا کنم.

image006

بچه مدرسه‌ایها – لندن، 2002. دوربین Ricoh GR1s 28mm f/2.8 lens

این صحنه وقتی درایستگاه کلافام در حومه لندن منتظر ترن بودم نظر مرا بخود جلب کرد. من در حال رفتن به یک قرار ملافات برای نهار بودم و برای عکاسی کردن از قبل برنامه‌ریزی نکرده بودم. اما این صحنه پسر مدرسه‌ای که در افکارش غوطه‌ور شده بود نظر مرا بخود جلب کرد. یک دوربین کامپکت Ricoh GR1s در جیب داشتم و به واسطه همین دوربین چند ثانیه بعد چنین عکسی را در اختیار داشتم.

فنون عکاسی
image007

سه زن – تورنتو، 2002، دوربین Leica M7 با لنز Tri-Elmar 35mm

مرموز نباشید. یک کیف دوربین بزرگ کوله‌ای عجیب و غریب همراه نبرید. یک کیف شانه‌ای کوچک که اندازه بدنه دوربین و لنز و تجهیزات ضروری جا داشته باشد کافی است. لباسی ساده و غیر فاخر بپوشید. لباسی شبیه به مردمی که می‌خواهید عکس‌شان را بگیرید بپوشید. دوربین‌تان را مخفی نکنید. بصورت مرموز و مخفیانه عکس نگیرید. از فاصله دور با لنز تله دردکی عکس نگیرید. یک ناظر یا سرک کش نباشید، بلکه در متن ماجرا مشارکت کنید.
یک روش که من هنگامی که با یک موقعیت مناسب برای عکاسی برخورد می‌کنم، استفاده می‌کنم این است که به سمت آن سوژه می‌روم و مشاهده می‌کنم و با او مشارکت می کنم. دوربین را به چشمم نزدیک می‌کنم و نور را چک می‌کنم و فوکوس را تنظیم می‌کنم، سپس آن را پایین می‌آورم و از گردن یا بازویم آویزان می‌کنم. هرگز مخفی نمی کنم که دارم عکاسی می‌کنم. سپس وقتی دیدم که ترکیب مناسبی برای عکاسی ایجاد شده است، دوربین را مقابل چشمم برده و شروع به عکاسی می کنم. با این روش من برای بهترین لحظه عکاسی آمادگی لازم را دارم و کسی ناگهان از اینکه می‌بیند من دارم عکس می‌گیرم متعجب نمی‌شود.
حالات مردم بسیار سیال است و فرصتهای ترکیبی موقعیت‌های مختلف معمولا بسیار متغیر است. شکار لحظه مناسب بخصوص وقتی بیش از یک نفر در کادر است به سختی کار یک عکاس ورزشی در عکاسی از یک حرکت لحظه‌ای ورزشی است. تا هنگامی که اتفاق مورد نظر فروکش نکرده به عکاسی ادامه دهید. تا جایی که می‌توانید عکس بگیرید. نگران فیلم نباشید (م. البته با دوربینهای دیجیتال دیگر از این لحاظ نگرانی وجود ندارد.)
نهایتا این که لبخند بنید. همیشه لبخند بزنید. اگر کسی دوست نداشت عکسش را بگیریدف عکس نگیرید. اگر کسی از جلوی دوربین فرار کرد، به حریم شخصی‌اش احترام بگذارید و سعی نکنید به هر کلکی دشه از او عکس بگیرید. لبخند بزنید و سعی نمایید شوخ باشید.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

102 نکته ای که من در عکاسی خیابانی یاد گرفته ام

10_grin
001 - یک عکس مثل یک جمله میمونه ، به نوشتن کتاب فکر کنید .
002 - در زمان عکاسی خیابانی ، همیشه لبحند بزن و بگو " ازت ممنونم " .
{ جلب اعتماد ، خوش اخلاق بودن ، رعایت حریم دیگران ، وقتی سوژه عکاسی دیگران هستند }
003 - با قلبت عکاسی کن ، نه با چشمهات .
004 - همراهی با دوستان در زمان عکاسی خیابانی ، اون رو به یک کار لذتبخش تبدیل می‌کنه .
005 - پرکاربردترین اندازه فاصله کانونی لنز ، 35mm است .
006 - از فوکوس منطقه‌ای استفاده کن ، به توانایی فوکوس اتوماتیک تکیه و اعتماد نکن .
007 - قبل از شروع عکاسی خیابانی ، با یک نوشیدنی (!) خودت رو متعادل کن .  :-))
008 - از عکسهات حداقل سه جا بک آپ بگیر ، هارد دیسک چیزی است که میسوزد و میسوزاند :-)
009 - اگر روی نگاتیو ( فیلم ) عکاسی می‌کنی ، مهمترین کارت باید همیشه منظم نگهداشتن آرشیو باشه .
010 - بهترین نقدها ، اونهایی هستن که خودت شخصا و یا از طریق ارتباط مستقیم با فرد دیگری بدست میان ، نه در فعالیتهای آنلاین و غیر حضوری .
011 - از مردم نپرس چرا عکسهات رو دوست دارند ، بپرس که چرا دوست ندارند .
012 - کتاب بخر ، ابزار نخر .
{ و این واقعا یک توصیه عالیه ، چرا که برای موفقیت ، اول باید به دیدگاه و تکنیک درست رسید و از تجربیات دیگران آگاه شد }
014 - صرفا پرداختن به یک سبک و ژانر، کاری زیبا پسندانه نیست .
015 - عکسی بگیر که هویتت در اون مشخص باشه - بروس گیلدن
"Shoot who you are” – Bruce Gilden
016 - Harness the power of groups/collectives to spread your photography
{ متاسفانه موفق نشدم ترجمه دقیق ، مفید و مفهومی برای این بند بدست بیارم }
017 - سعی کنید در هر عکس بر یک پیام تاکید کنید ، و نه تنها بر رعایت اصول زیبایی شناسی کادر .
018 - عکاسی آنالوگ ( روی فیلم ) یک حس جادویی داره .
{ نه تنها به لحاظ تکرار پذیر نبودنش ، بلکه بخاطر امکان رویهم گذاری صحنه ها و بسیاری کارهای دیگر }
019 - عکسهاتون رو بلافاصله بعد از عکاسی به نمایش نگذارید ، یک هفته ای در آب نمک بخوابونیدشون .
{ توصیه مفیدیه ، کمک میکنه تا عکس در زمان مناسب پروسس بشه و هم از هر نظر به انتخاب خودتون فکر کنید }
street_photographers_websites_1225
020 - زمان مناسب و کافی برای پروژه های خوب معمولا یکساله .
021 - پیش نمایش عکس رو در ویرایش دیجیتال ، میتونید در کمتر از یک دقیقه بدست بیارید .
{ اشاره با اینکه میتونید از سرعت عمل در مراحل ویرایش دیجیتال حداکثر استفاده رو ببرید }
022 - چاپ عکسهای خودتون در اندازه بزرگ رو ، بعنوان یک کار همیشه رضایت بخش در نظر داشته باشید .
023 - اطلاعات و تجربیاتتون رو با دیگران هم تقسیم کنید ، اونها رو فقط برای خودتون نگه ندارید .
024 - هر روز 10 دقیقه عکاسی کردن بهتر از هر هفته یکروز ده ساعت عکاسی کردن .
{ این توصیه عالی رو جدی بگیرید . من شخصا امتحان کردم و مدتیه بعنوان روش استفاده میکنم }
025 - فقط بهترین کارهای خودتون رو به نمایش بگذارید .
{ اینکار سبب افزایش اعتماد به نفس و همینطور بدست آوردن تجربیات خوب میشه }
026 - مجموعه عکسهایی که بیشتر از 25 تصویر در اونها هست ، مخاطب رو خسته می‌کنند .
{ بهترین عددها برای انتشار در پلاس یه ترتیب 1 - 2 - 3 - 5 - 7 هستند . یک تجربه شخصی }
027 - استفاده مداوم از آپشنهای جدید و سخت افزارهای عکاسی تازه یک کار فوق العاد هست ، اما زمانی که یک ترکیب سخت افزاری مناسب پیدا کردید ، دست از ازین شاخه به اون شاخه پریدن بردارید و با همون کار رو ادامه بدین .
028 - هر وقت مطئن نیستی ، اجازه بگیر .
{ اینکار سبب بدست آوردن امنیت ، سرعت و تمرکز به اندازه نیاز در زمان عکاسی خیابانی میشه } 
029 - قدردانی از همکاری مردمی که در خیابان هستند ، راه رو برای عکاسی موفق بروی شما باز می‌کنه .
030 - از افرادی که قیافه ناآرامی دارند ، در خودفرو رفته هستند و یا بسرعت در خیابان راه میرن ، عکاسی نکنید . این گروه از افراد ، معمولا علاقه ای به ثبت تصویرشون توسط شما نشون نمی‌دن .
{ به حریم شخصی و اخلاقی دیگران احترام بگذارید . دوربین نباید وسیله ایجاد مزاحمت بشه ... }
031 - اگر از دوربین دیجیتال استفاده میکنید ، حتما در مود RAW عکاسی کنید .
{ چرا که در زمان ویرایش ، نتایج بمراتب بهتری بدست خواهید آورد }
032 - برای الهام گرفتن { و تازه کردن دیدگاه شخصی } برای عکاسی ، از توجه به سایر هنرها استفاده کنید .
{ فقط برای یادآوری : شما عکس نمی‌گیرید ، اون رو می‌سازید . دیدگاه ! }
033 - از روبرو و از صورت مردم عکاسی کنید ، نه از پشت سر اونها .
034 - چشم پنجره ایست به روح . طوری عکاسی کنید تا نگاه بیننده با نگاه سوژه عکاسی در ارتباط قرار بگیره .
035 - در جستجوی عکسهای خوب باشید و به آنها خوب نگاه کنید . عکسهایی که شما می‌سازید ، به خوبی همان عکسهایی هستند که به آنها نگاه کرده اید . خوب است گاهی هم اینترنت را رها کنید و عکسها را در کتاب ببینید .
{ دیدن عکسهای خوب ، تصویر ذهنی شما رو ارتقا می‌ده . این یک راه تضمین شده و قابل اطمینان برای شماست }
036 - ارائه توصیه های مفید و کمک کننده به دیگران در مورد عکسهاشون ؛ به خود شما کمک می‌کنه تا درباره عکسهای خودتون قضاوت بهتری پیدا کنید . 
037 - اگر عکسهای شما به اندازه کافی خوب نشدند ، به اندازه کافی به سوژه نزدیک نبودید . روبرت کاپا .
038 - بعد از یکروز کامل عکاسی کردن ، خوش شانسی اینجاست که 1 یا 2 عکس خوب داشته باشی .
039 - هرچه زمان بیشتری رو صرف فعالیتهای آنلاین کنی ، زمان کمتری برای عاسی خواهی داشت .
040 - از خطر درگیرشدن در  فکرهای پیچیده و تجزیه و تحلیلهای فلج کننده آگاه باشد و ازین وضعیت پرهیز کنید .
041 - در عکاسی خیابانی ، هر اندازه بیشتر برای چک کردن عکسهای گرفته شده به سراغ ال سی دی دوربین بری ، مسلما به همون اندازه لحظات ناب رو از دست خواهی داد .
042 - خوش شانسی یعنی اینکه وقتی آماده هستی ، فرصت هم پیش بیاد . سنکا .
{ این یعنی آخر خوش شانسی و یک عامل مهم در زمان عکاسی حساب میشه }
043 - برای بدست آوردن شانسهای بیشتر در عکاسی خیابانی ، زمان بیشتری رو در خیابان عکاسی کن .
044 - کورپ نکن ، روی چشمی خود دوربین درست کادر بندی کن .
045 - دنبال نور بگرد .
{ در عکاسی همه چیز یعنی نور . همیشه دنبال نور مناسب باشید ... }
046 - بهترین عکسهای شما در جاهایی که اصلا انتظارش رو ندارید گرفته می‌شن .ژ
047 - همیشه و همه جا دوربینت رو همراه داشته باش . همه جا .
048 - با استفاده از دوربین کوچکتر ، کمتر حالت غیر عادی و نگران کننده خواهید داشت .
049 - از منظره یاب { چشمی } برای عکاسی استفاده کنید . منظره یا به همین دلیل روی دوربین قرار گرفته .
{ هرگز به استفاده از ال سی دی دوربین عادت نکنید ... }
050 - استفاده از ترکیب بندی مناسب به تنهایی نمیتونه یک عکس خوب ایجاد کنه ، یک عکس فوق العاده باید روح داشته باشه .
051 - در مود مناسب و خلاقانه نیستی ؟ فکر میکنی نمی‌تونی عکس خوبی بگیری ؟ درست نیست . برو و شروع کن به عکاسی ؛ و همین در خیابان بودنت تو رو در وضعیت خلاقانه متعلق به زمان حال قرار خواهد داد .
052 - عکاسی خیابانی به این معنی نیست که حتما باید مردم در عکسهات حضور داشته باشن .
053 - موفقیت و جلب توجه کننده بودن یک عکس خوب در عکاسی خیابانی ، دارای رابطه مستقیم با استفاده از لنزی که فاصله کانونی زیادی رو میتونه در اختیار شما بگذاره نیست . با استفاده از لنز تله فوتو / زوم ؛ در خیابان عکاسی نکنید .
054 - بهترین مکان برای عکاسی خیابانی ، حیاط پشتی منزل خودتونه .
{ یعنی لازم نیست حتما در شهر پاریس دنبال سوژه عالی برای عکاسی بگردی ، همه جا میتونی سوژه پیدا کنی }
street_photographers_www.picu_.ir_-2
055 - نشستن و عکس گرفتن به شما کمک می‌کنه ؛ تا از پایین ترین زاویه دید و همزمان ، با ثبت تصویر در یک پرسپکتیو غیر طبیعی عکس جالبی بدست بیارید .
{ البته کار ساده ای نیست و تمرین نیاز داره . به وضعیت تنفسی و همزمان عضلانی مناسب وابسته هست }
056 -  هر اندازه کیف دوربین و تجهیزاتت سبکتر باشن ، از عکاسی لذت بیشتری خواهی برد .
057 - نگاه کردن به بالا و پایین رو ؛ در زمان عکاسی فراموش نکن .
{ هم با چشم و هم از طریق چشمی دوربین }
058 - موقعی که شک داری ، عکس بگیر .
{ فرصت موجودت رو برای فرصتی که نیامده از دست نده }
059 - سعی نکن از آدمهای جالب عکاسی کنی ، بجای اون دنبال حرکتها و حالتهای جالب باش .
060 - گرفتن یک عکس فوق العاده از یک سوژه معمولی ، بهتر از اینه که از یک سوژه فوق العاده عکس معمولی بگیری .
061 - واکنشهای مردم نسبت به حضور عکاس و عکاسی خیابانی ، در همه جای دنیا ، بیشتر شباهت رو نشون میده تا تفاوت در رفتارهای مردم .
062 - هیچ دوربینی برای عکاسی خیابانی بهترین انتخاب نیست . هر دوربین ، توانمندیها و محدودیتهای ساختاری خودش رو داره .
063 - همه چیز رو درباره بهترین فاصله کانونی که برای عکاسی مورد نیاز هست یاد بگیر ، تا بتونی قبل از بالا آوردن دوربین و قرار دادن اون در مقابل چشمت ، لنز رو برای عکاسی آماده کنی .
{ یعنی کم کردن زمان استند بای خودت ، قبل فشردن شاتر و ثبت عکس ، برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن }
064 - بهترین ترکیب در نوع تجهیزات برای عکاسی خیابانی ، فقط استفاده از یک دوربین و یک لنز .
{ قابل توجه اون کسانی که حتی لنز دوربین اونها قابل تعویض نیست }
065 - روی دست بروی سوژه فوکوس کنید . اینکار یک پیام مناسب و مثبت به بیننده منتقل می‌کنه .
066 - بر خلاف باور عمومی ، اکثر مردم از اینکه عکس اونها رو بگیرید ناراحت نمی‌شن ، در واقع اکثر مردم اینکار رو دوست دارند . { این کاملا بستگی به رفتار و ظاهر شما داره که بتونی و یا نتونید جلب اعنماد کنید }
067 - عکاسهای خیابانی خوب ، قادر هستند تا تعداد متغیر و رو افزایش از سوژه های عکاسی رو همزمان در نظر داشته باشند . بعنوان مثال : یک نفر ، سه نفر ، پنج نفر و ...
068 - در نظر داشته باشید که بیشتر عکسهای شما بدرد نخور هستند . چارلی کریک .
069 - برای لذت خودت عکاسی کن ، نه دیگران .
070 - بهترین پاسخ و واکنش به مزاحمهای اینترنتی که بدون ارائه نقد مفید ، فقط از کار شما انتقاد می‌کنند ، نادیده گرفتن کامل اونهاست .
071 - اگر فرصتش رو دارید ، یک صحنه رو فقط یکبار عکاسی نکنید . دو تا عکس بگیرید اگر امکان داره . قاتلها همیشه دوبار شلیک می‌کنند . توماس لوتهارد .
072 - اگر برای نقد کردن کارهایتان از دیگران درخواست نکنید ، هیچکس اینکار را برای شما انجام نمی‌دهد . 
073 - اگر می‌خواهید قبل از عکاسی از کسی برای عکس اجازه بگیرید ، درخواستتون رو با این مقدمه شروع کنید : می‌دونم عجیب و غریب به نظر میاد ... ؛ این جمله معجزه می‌کنه .
074 - اگر وقتی رو به بیرون رفتن و عکاسی کردن اختصاص ندی ، هیچوقت برای عکاسی بیرون نخواهی رفت .
075 - یادبگیرید تا قضاوت درستی درمورد تخمین فاصله داشته باشید . به این ترتیب شما موفق خواهید شد تا وضعیت لنز را برای فوکوس از قبل آماده کنید . برای اینکار میتوانید از علائم و نشانه هایی که همه جا وجو دارد هم کمک بگیرید . فاصله بین دو دست تقریبا معادل 1.2 متر و نیمی از طول یک اطاق ، معمولا سه متر است ؛ و غیره .
076 - زمان کمری را برای استدلال بر سر تعریف درست عکاسی خیابانی کنید و سعی کنید تا بیشتر عکی بگیرید .
077 - در مورد برخی از معروفترین عکاسان خیایانی ، شما فقط امکان بیاد آوردن 5 تا 10 عکس بیاد ماندنی از کارهای آنان را دارید ، شما هم سعی کنید تا پیش از مرگ ، 5 تا 10 عکس بیاد ماندنی از خودتان بیادگار بگذارید .
078 - عکاسی یک کار فوق العاده دشوار است .
{ کاملا همینطوره و این رو جدی بگیرید }
079 - اگر کسی از شما خواست تا عکس شما رو بگیره بهش بگین :
"منو فراموش کن ، وانمود کن من رو نمی‌بینی"
بیشتر آدمها ، در این حالت می‌خندن ، شما رو فراموش میکنن و بر می‌گردن سراغ کاری که داشتن انجام می‌دادن .
080 - اگر با شخصی مواجه شدید که از شما خواست تا مشخص کنید چرا از او ( اونها ) عکاسی کردید ، پا پیش بگذارید و صادقانه و روراست هدف ، ایده و منظور خودتون رو بگید . در اینکار عقب نشینی نکنید و مشخص کنید که از حقوق خودتون اطلاع دارید .
{ هیچوقت برای گرفتن عکس دیگران ، رفتارهای مزاحمت آمیز / اصرار / بی احترامی نسبت به اونها نشون ندین . حریم شخصی دیگران رو محترم بدونید تا در امنیت به کار خودتون مشغول باشید }
081 - از نگاه ساده و تکنیکهای اصلی در عکاسی ، حداکثر استفاده را ببرید . کمتر و پر ارزش کار کنید .
082 - روی عکسهاتون واتر مارک نگذارید . اینکار ، عکسهای شما رو کم ارزش میکنه .
{ این البته به هدف و شرایط هم کاملا بستگی داره ... }
083 - عکسهای خیابانی به فروش نمی‌رسن .
{ بستگی به خیلی عوامل داره ... }
084 - تا جایی که ممکنه ، بیشتر سفر کنید تا دیدگاه خودتون رو نسبت به واقعیت جوامع دیگر دنیا بزرگ کنید .
street_photographers_websites_0125
085 - همیشه حافظه و باطری اضافی همراه داشته باشید .
در جنگ ، دو یعنی یک و یک یعنی هیچ ( in war two is one and one is none )
086 - همیشه به شکار عکس تمرکز نکنید . اگر به اندازه کافی اشتیاق داشته باشید ، این فرصتها هستند که شما رو پیدا میکنند .
087 - در صورت لزوم از ایزو 1600 استفاده کنید . همیشه سرعت شاتر خود را روی حداقل 1/250 ثانیه تنظیم کنید .
088 - از f/8 یا بالاتر استفاده کنید .
089 - بدنه سیاهرنگ دوربین ، موجب جلب توجه کمتر به سوی شما می‌شود .
090 - عکس گرفتن از آدمهای پولدار ، جالبتر از عکس گرفتن از افراد فقیر نتیجه میده .
091 - هرگز ، هیچکدوم از عکسهاتون رو از آرشیو پاک نکنید .
در آینده از میون اونها ، گنجهایی رو پیدا خواهید کرد .
092 - Silver Efex Pro 2 بهترین برنامه برای تبدیل عکس رنگی به سیاه و سفید است .
093 - 100 درصد دلت برای عکسهایی که هرگز نگرفتی تنگ می‌شه . وین گرتسکی .
094 - هدفت گرفتن عکسهای قشنگ نباشه ، هدفت گرفتن عکسهای معنی دار باشه .
095 - موقع عکاسی خیابانی ، آبزیرکاه و موزی نباش . در غیر اینصورت ، موقع گرفتاری دو برابر توی دردسر می افتی .
096 - یک عکس خیابانی موفق ، همزمان ترکیب بندی و داستان خوبی رو ارائه می‌کنه .
097 - وقتش که برسه و فرصتش که پیش بیاد ، ترکیب بندی خوب ارزش کمتری از داستان عکس پیدا می‌کنه .
098 - 99.9 درصد از عکسهایی که آنلاین در دسترس هستند ، بدرد نمی‌خورن .
{ مسئولیتش به عهده نویسنده ، من صرفا ترجمه کردم }
099 - دوستدار واقعی منتقدان کارهات باش .
100 - ایمیل خودت رو به همراه عکسهات ارائه کن ، بسیاری به اینکار واکنش مثبت دارن .
101 - قوانین رو بشکن . { خلاقیت کلید موفقیت و ترکیبهای تازه نتایج تازه ببار میآرن }
102 - تو هم لیست خوت رو بنویس .

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

جول مِیرُویتز(Joel Meyerowitz)عکاس خیابانی

e719fd12a20f3a95558c03e141d3fe49جول مِیرُویتز در سال ۱۹۳۸ در نیویورک آمریکا به دنیا آمد. وی فارغ التحصیل دانشگاه Ohio در رشته نقاشی است و از سال ۱۹۶۲ عکاسی رنگی را با دقت خاصی دنبال کرده است. در آن سال ها عکاسی تنها به صورت سیاه و سفید به عنوان یک هنر جدی به حساب می آمد.
جول مِیرُویتز به تبعیت و تاثیر از آثار کارتیه برسون و روبرت فرانک عکاسی خیابانی را به صورت حرفه ای آغاز کرد با این تفاوت که رنگ را با وسواس خاصی به این شاخه از عکاسی افزود. در اوایل دهه ی ۷۰ جول اولین کسی بود که واحدی با عنوان "رنگ" را در رشته ی عکاسی در دانشگاه Cooper Union تدریس کرد. بسیاری از عکاسان مشهور امروز که به صورت رنگی عکاسی می کنند از شاگردان جول مِیرُویتز بوده اند. وی همراه با دو دوست دیگرش استافن شور و ویلیام اِگلستُن اولین گروه از هنرمندان جوانی بودند که با تکیه بر رنگ عکس هایی را با ابعاد بسیار بزرگ به نمایش درآوردند. این عکس ها در آمریکا و اروپا توجه بسیاری را به خود جلب کرد و هنرمندان جوان زیادی را به ویژه در آلمان، تحت تاثیر قرار داد.
جول معتقد است: "دیدن بی واسطه ی محیط اطرافم مهمترین انگیزه ی من برای عکاسی خیابانی ست. من سعی می کنم تنها بخشی از آن را به ثبت برسانم؛ یک حرکت، یک ارتباط دو سویه که تنها در کسری از ثانیه رو به روی من و دوربینم اتفاق می افتد. این به نظر من ماهیت اصلی عکاسی است. مشاهده ی طبیعت انسان ها بدون کوچک ترین دخل و تصرفی. برای رسیدن به این مرحله شما باید نامرئی به نظر برسید و تا جای ممکن به اتفاق نزدیک باشید. " جول تاکید دارد که نباید عکاسی خیابانی را با عکاسی مستند اشتباه گرفت. عکاسی خیابانی تنها ثبت زندگی روزمره در خیابان است که البته به نوعی نمایشگر فرهنگ ما نیز هست.
وی در مصاحبه ای می گوید: " در عکاسی خیابانی شما نباید شخص خاصی را هدف عکاسی قرار بدهید. باید رفتار آدم ها را مشاهده کنید و آن لحظه ی خاص را به تصویر بکشید. "زمان" مهمترین شاخصه در عکاسی خیابانی ست". وی کارش را با دوربین ۳۵ میلیمتری Ashahi Pentax, آغاز کرد و بعد ها بیشتر با دوربین لایکا ادامه ی کار داد. وی دوربین های زیاد و متنوعی دارد چرا که معتقد است هر دوربین مانند سازهای مختلف وسیله ای ست برای ابراز احساس های مختلف یک هنرمند و باید هر کدام برای هدف و بیان منظور مناسبی به کار گرفته شوند. جول اضافه می کند: " من غالبا دوربین های کوچک ام را برای عکاسی خیابانی و مشاهده هایم استفاده می کنم و دوربین های ۸*۱۰ بزرگ را برای عکاسی درفضا های وسیع به کار می برم. تفاوت این دو برای من مثل تفاوت موسیقی جاز و کلاسیک است."
جول مِیرُویتز تا به حال ۱۶ کتاب منتشر کرده و عکس هایش را در ۳۵۰ نمایشگاه و گالری به نمایش عموم درآورده است. شاخص ترین کتاب وی Cape Light نام دارد که تا به حال بیش از ۱۰۰ هزار نسخه از آن به چاپ رسیده است. از دیگر کتاب های وی می توان به تماشاگر؛ تاریخچه ی عکاسی خیابانی، اهل توسکان؛ نور و درون، و بایگانی مرکز تجارت جهانی نام برد.
جول مِیرُویتز جزو اولین عکاسانی ست که خود را به محل حادثه ی سقوط برج های تجارت جهانی در نیویورک می رساند و با حمایت مالی موزه ی نیویورک موفق به عکاسی و جمع آوری مجموعه ای مستند شامل ۸ هزار قطعه عکس می شود که طی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ در شهرهایی چون استانبول، پاریس، روم، لندن، کویت، مسکو و ۲۰۰ شهر دیگر به معرض دید بیش از ۴ میلیون از مردم جهان می رسد. اخیرا جول مِیرُویتز در یک تور دور دنیا ۱۱۷ قطعه از آثارش را که طی ۴۵ سال عکاسی حرفه ای در مجموعه ای با نام " غیر معمول" به نمایش درآورده است. این عکس ها در پاییز سال ۲۰۰۸ با همین عنوان به صورت کتاب به چاپ رسیده است.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

رابرت فرانک

رابرت فرانک در نهم نوامبر ۱۹۲۴ در یک خانواده یهودی ثروتمند در زوریخ سوئیس متولد شد. او برای آنکه پیشه تجارت خانوادگی اش را ادامه ندهد به هنر عکاسی رو آورد و زیر نظر عکاسان و طراحان گرافیکی آموزش دید و سپس شروع به توسعه سبک خاص عکاسی اش در خیابان های زوریخ کرد. در سال ۱۹۶۴ اولین کتاب عکس خود  را به نام “۴۰ عکس” خلق کرد و در سال ۱۹۴۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در   “هارپر بازار” نیویورک به عنوان عکاس مد برای خود کاری دست و پا کرد و در همان زمان به صورت مستقل برای مجله های لایف، لوک، مک کال، فرچون، نیویورک تایمز به فعالیت مشغول شد. چندی بعد او نیویورک را برای سفر به آمریکای جنوبی و اروپا ترک کرد و عکس های داستانی زیادی در معادن ولز و خیابان های لندن و پرو گرفت و کتاب عکس دیگری را خلق کرد.
frank

او به سفر کردن ادامه داد و برای مدت کوتاهی خانواده اش را به پاریس منتقل کرد و در سال ۱۹۵۳ به نیویورک برگشت و با “ادوارد استایکن” برای گردآوری   و انتخاب عکس نمایشگاه “عکاسان اروپایی زمان جنگ” در موزه هنرهای مدرن نیویورک، همکاری کرد. در سال ۱۹۵۵ فرانک با کمک نفوذ هنری واکر ایوانز، کمک هزینه ای از موسسه گوگینهام برای سفر در تمام ایالات متحده آمریکا و عکاسی از تمام اقشار جامعه آمریکا دریافت کرد.

frank_americans

او در مدت سفر دو ساله اش در جاده های آمریکا، خانوادهش را نیز به همراه خود برد و بیش از ۲۸۰۰۰ عکس گرفت.در نهایت تنها ۸۳ عکس از بین آنها را انتخاب و در کتابی به نام آمریکایی ها چاپ کرد. فرانک در سفرش به دور آمریکا عکس هایی بسیار حرفه ای از وضعیت بدون تغییر و راکد آمریکا به تصویر کشید. او در بدو ورودش دیدی خوش بینانه به آمریکا داشت، اما زمانی که او با زندگی سریع آمریکایی و تاکید بیش از حد آنها به پول مواجه شد، دیدش به سرعت تغییر کرد. حتی سبک عکاسی اش که از نظر گرافیکی غنی و دارای حال و هوایی لطیف و نقاشانه بود، به کارهایی صریح، شفاف و پرمحتوا تبدیل شد و توانست آمریکای واقعی، آمریکایی های دلسرد را به وضوح به تصویر بکشد. فرانک در اثرش – آمریکایی ها- تلاش کرد تا تنشی را که بین همه اقشار آمریکا دیده است و ظاهری خوش بینانه دارد، به خوبی نمایان کند.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

تفاوت لنز دوربین و چشم

آموزش کادربندی
تفاوت لنز دوربین و چشم

ما چه‌‌گونه به دنیا نگاه می‌کنیم و دوربین، چه‌گونه این دنیا را به تصویر تبدیل می‌کند؟ در پاسخ به چنین پرسشی باید گفت بین این دو مقوله، شباهت‌ها و تفاوت‌های متعددی وجود دارد. باید اشاره کرد نکته‌یی که اغلب در مورد مقایسه‌ی این دو مقوله نادیده گرفته می‌شود تاثیر ذهن بر تصویری است که توسط چشم تولید شده. بیش‌تر مردم معتقدند که «دیدن»، یک فعالیت ساده و پیش پاافتاده است؛ فقط چشم‌هایت را باز می‌کنی و به چیزهایی که در دور و اطرافت است نگاه می‌کنی! در حالی که بخش‌های تشکیل‌دهنده‌ی «دیدن» نظیر: حرکت، عمق، شکل، رنگ، اندازه و چیزهایی نظیر این، پس از طی کردن عملیاتی پیچیده، در سر پرداخته و در مغز، کنار هم چیده می‌شود.

1153_693_thumb1

اطلاعات تصویری‌یی که به چشم‌ ما می‌رسد ابتدا تفکیک شده و سپس، از نو جمع‌آوری می‌‌شود. در حقیقت باید گفت جنبه‌های مختلف «دیدن» با زیرمجموعه‌های مغز سر و کار دارد و هرکدام از بخش‌ها رمزگشاییِ یک جنبه از اطلاعات تصویری را برعهده دارد. این مرحله‌‌‌بندیِ موازی، در بیش از سی نقطه‌ی مغز (نظیر حرکت، رنگ، عمق و... غیره) انجام می‌شود و مغز، کاری می‌کند که «دیدن» به سوی «فهمیدن» سوق پیدا کند.

چشم‌ ما درست مثل قاب تلویزیون یا کادر یک فیلم، فقط تصویرهای ثابت و غیرمتحرک را ثبت می‌کند. و این تصویرها به پشت مغز منتقل می‌شوند؛ جایی که به تصویرهای حرکتی ضمیمه می‌شود. در زمینه‌ی «دیدن»، جنبه‌هایی از پیچیدگی مغز وجود دارد که نیاز دارد تا در زمان قالب‌ریزی یک نما (آن‌هم نمایی که ممکن است تنها برای چند ثانیه به نمایش گذاشته شده باشد) مورد اهمیت بیش‌تری قرار بگیرد.

تداوم اندازه

یک تصویر، اگر با یک زاویه لنز و در فاصله‌یی مناسب به ثبت رسیده، و در ضمن، با فاصله و اندازه‌ی مشخص به نمایش گذاشته شده باشد می‌تواند بازتاب دهنده‌ی تصویر ارائه شده توسط شبکیه‌ی چشم باشد ولی چنین تصویری لزوماً نمی‌تواند به همان شکلی باشد که بیننده با چشمش دیده است. در این شرایط، دوربین، تصویر واقعی و منظمی را می گیرد. ولی از آن‌جا که ما دنیا را به عنوان یک تصویر منعکس شده از چشم نمی‌بینیم تناسب تصویر ممکن است اشتباه به نظر برسد. به عنوان مثال یک توریست، از یک کوه با ابهت و باشکوه عکس می‌گیرد اما وقتی به نسخه‌ی چاپ شده‌ی همان عکس نگاه می‌کند مایوس و سرخورده می‌شود. چرا؟ چون تصویر کوه در مقایسه با آن‌چه که او از چشم‌انداز آن به یاد دارد خیلی کوچک‌تر به نظر می‌رسد!

عدم تناسب بین تصور ما از آن‌چه می‌بینیم و تصویری که دوربین، از همان سوژه ثبت می‌کند یک تغییر شکل ادراکی است به نام: تدوام اندازه. و گرایشی است در ترمیم سیستم ادراکی؛ برای ایجاد تغییراتی در تصویر شبکیه‌ی چشم با در نظر گرفتن فاصله. در تصویر ارائه شده توسط شبکیه‌ی چشم، اندازه‌ی تصویر شخصی که از یک ناظر ساکن دور می‌شود به اندازه‌ی دو برابر فاصله‌اش از بیننده نصف می‌شود1154_796_thumb13

باید اشاره کرد ارتباط میان اندازه‌ی تصویر و فاصله‌ی آن ثابت است اما در نحوه‌ی ادراک و بینش طبیعی به صورت ثابت دیده نمی‌شود. در حقیقت، نحوه‌ی دیدن می‌تواند اندازه‌ی دریافت شده را با آگاهی ما از اندازه‌یی سوژه‌یی که دور شده و عقب رفته تنظیم ‌کند. ما برحسب عادت، تغییر در اندازه‌ی شخصی که به سوی ما حرکت می‌کند یا از ما دور می‌شود را کم‌تر از حد طبیعی آن قلمداد می‌کنیم و از نظر ذهنی آن‌ها را به صورت اصلاح شده ولی با یک تغییر جزیی نسبت به اندازه‌ی طبیعی آن می‌بینیم. تماشاگران از روبه‌رو با صورت‌های یک شکل به نظر می‌رسند اما در نگاه یک بیننده‌، تصویری که او از چهره‌ی مردم در ردیف‌های عقبی می‌بیند احتمالاً یک دهم اندازه‌ی چهره‌ی آن‌ها در ردیف‌های جلویی است. ما هرگز تشخیص نمی‌دهیم که تصویر چهره‌ی ما در آینه همیشه خیلی کوچک‌تر از اندازه‌ی واقعی آن است. این‌ها همه شاخصه‌هایی از عمق تصویر است که ما برحسب عادت یا آن را نادیده می‌گیریم یا با آن، تطابق لازم را انجام می‌دهیم. مثل پدیده‌ی تصویر واژگون که در شبکیه‌ی چشم مورد تمرکز قرار می‌گیرد. ما به صورت ذهنی این واژگونیِ محدوده‌ی دیدمان را اصلاح می‌کنیم. همان‌طور که به صورت ناخودآگاه اندازه‌ی تصویر را نیز اصلاح می‌کنیم. در حقیقت، تداوم اندازه، کاری است که مغز انجام می‌دهد و دوربین، قادر به انجام آن نیست. بنابراین وقتی داریم یک نما را طراحی می‌کنیم نباید توسط اشتباه هایی که به آن عادت کرده‌ایم گمراه شویم.

به عنوان نمونه به دست‌های خود نگاه کنید. یکی از آن‌ها را به اندازه‌ی طول بازو باز کنید؛ و دیگری را به اندازه‌ی نصف آن. در چنین شرایطی هر دو دست‌ تقریباً یک اندازه به نظر می‌رسد. ولی تصویر دستی که عقب‌تر است، نصف دست نزدیک‌تر خواهد بود. البته اگر دست‌ نزدیک‌تر را روی دست دورتر قرار دهیم اندازه‌شان کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد.

روشن است که برای «دیدن» مثل دوربین باید بر تنظیمات ذهنیِ روزانه غلبه کنیم. بسیاری از هنرمندان، خود را عادت داده‌اند که تصویر ذهنی خود را به دقت طراحی کنند در حالی که بسیاری از ما به‌ویژه وقتی عکس می‌گیریم، در دام تصور اشتباه خود از تداوم اندازه گیر می‌افتیم! خلاصه‌ی کلام این که ما آن‌چه را که به آن فکر می‌کنیم می‌بینیم؛ نه آن‌چه که در واقعیت وجود دارد.

این ویژگی‌های دیداری که ما بر حسب عادت نسبت به تنظیم اندازه‌ی سوژه‌ها در فاصله‌های مختلف انجام می‌دهیم، از دید تماشاگر و در اواسط قرن نوزدهم، بحث داغی به وجود آورده بود. آن‌هم در دوره و زمانه‌یی که برخی هنرمندان شروع کردند به نقاشی کردن از روی عکس‌ها. اگر این‌طور فرض کنیم که در هنگام عکاسی، فاصله‌ی یک لنز یا یک دوربین، همیشه، ابعاد عادی را به نمایش می‌گذارد، در این مورد، انتقادات بسیار شدیدی وجود داشت و مردم آن را یک انحراف کامل می‌دانستند؛ خصوصاً در بحث اندازه‌‌ی نقاشی‌هایی که از روی عکس‌ها تهیه می‌شد. مردم برای اولین‌بار با تنظیم اندازه‌ی بصری توسط شبکیه‌ی چشم‌ و حقیقت بصریِ عکسی که به نقاشی تبدیل شده مواجه شدند.

در سال 1858 خانم جین کارلایل از یکی از نقاشی‌های رابرت تِیت ناراضی بود. این نقاشی که به دیوار اتاق پذیرایی خانه‌اش نصب شده بود خانم کارلایل و همسرش را نشان می‌داد اما او معتقد بود چنین تصویری که احتمالاً برای آیندگان هم به ثبت رسیده، با آن میزی که جلوی آن‌هاست به اندازه‌ی کافی افتضاح هست؛ ولی بدتر از آن این است که تصویر سگ‌شان که در پیش‌زمینه‌ی سمت راست تصویر کشیده شده، به بزرگی یک گوسفند کشیده شده! چیزی که یک اشتباه بارز و جنبه‌ی ناخوشایند نقاشی از روی یک عکس نامیده می‌شود. این نکته در حقیقت، جنبه‌ی بصری و واقعی آن نقاشی بود که ارتباط اندازه‌‌ها را با هم نشان می‌داد. البته همان‌طور که بودند؛ نه آن‌طور که به تصویر کشیده شده بودند.

ارتباط تغییر در اندازه و ایجاد تناسب در عمق نما، یکی از مهم‌ترین تمهیدات ترکیبی در تولیدات تلویزیون و سینما به حساب می‌آید. نحوه‌ی دیدن مثل دوربین، نه تنها به بازآموختن روش‌های ما (روش‌های عادت شده‌یی در محدوده‌ی دید، برای کم کردن اندازه‌ی واقعی اشیا) بلکه به طراحی و تصور ذهنی در مورد جلوه‌هایی نظیر انتخاب زاویه‌ی لنز و فاصله‌ی دوربین هم نیاز دارد.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
تگ ها :

ترکیب بندی - تعادل

آموزش ترکیب بندی 
تعادل - قسمت اول

برای تشخیص یک ترکیب بندی درست باید در درجه اول به این نکته توجه کنید که هیچ عنصر تصویری در یک قاب به تنهایی حضور ندارد و همه عناصر تشکیل دهنده با هم مرتبط هستند. به همین خاطر باید تصویر را به گونه ای ترکیب بندی کرد که از نظر شیوه ادراک چشم – ذهن منطقی باشد.

یکی از عناصر مهم در کادربندی «تعادل» است. شما باید با درنظر گرفتن وزن تصویری هر کدام از المان های تشکیل دهنده کادر به گونه ای ترکیب بندی کنید که تعادل در دو سویه قاب برقرار شود.

«تعادل» به معنای تکنیکی یعنی اینکه شما وضعیت حرکتی و وزنی یک طرف را با اضافه کردن المان هایی به طرف مقابل جبران کنی به صورتی که این نیروهای دو سویه، در مرکز همدیگر را خنثی کنند. تصویر برداران می دانند وقتی که یک لنز بزرگ را بر روی دوربین سوار می کنند برای نصب دوربین بر روی سه پایه، باید نقطه اتصال دوربین به سه پایه را به گونه ای تنظیم کنند که وزن لنز و بدنه در دو طرف این نقطه اتصال به یک اندازه باشد وگرنه در هنگام فیلمبرداری دچار مشکل می شوند. آنها برای ایجاد تعادل باید وزن عناصری مثل مت باکس، ویوفایندر دوربین، میکروفون روی دوربین و... را هم در نظر بگیرند.

برای ایجاد تعادل لازم نیست که دو طرف هم وزن باشند، بلکه نزدیکی یا دوری هر کدام از اجزاء به نقطه اتکا یا مرکز نیز می تواند در ایجاد تعادل موثر باشد. در حقیقت یک بزرگسال می تواند با یک بچه کوچک بر روی یک الاکلنگ به تعادل برسند به شرط آنکه بچه کوچک در دورترین نقطه انتهای میله الاکلنگ بنشیند و بزرگسال در نقطه ای نزدیک به مرکز آن. یعنی دوری و نزدیکی آنها به نقطه اتکا می تواند کمی یا زیادی وزن را جبران کرده و تعادل ایجاد کند. به بیان دیگر هرچه شیء از نقطه اتکا دورتر شود به همان نسبت وزنش نیز اضافه می شود.

تعادل در تصویر هم با همین شیوه بدست می آید. تعادلی که برای ایجاد یک تصویر دلپذیر و جذاب نقش مهمی دارد. تعادل در ترکیب بندی بر مبنای وزن المان های تصویری موجود در آن بدست می آید. هر کدام از المان های تصویری موجود در کادر با توجه به رنگ، سایز، شکل، تیرگی و روشنی، جهت حرکت و نگاه، احساس و... دارای وزنی هستند که شکل چیدمان آنها در قاب می تواند ایجاد تعادل کند یا اینکه تعادل را به هم بزند.

تعادل ترکیب بندی می تواند به گونه ای انتخاب شود که مضمون و هدف کادر را تقویت کند چون تعادل می تواند توجه مخاطب را به المانی که برای شما اهمیت بیشتری دارد جلب کند.

تشخیص تعادل

دو عامل مهمی که تعادل را در قاب تعیین می کند وزن تصویر و جهت حرکت است. وزن هر المان تصویری مشروط به محل قرار گیری اش در کادر است. یک المان تصویری در مرکز یا نزدیک به نقطه اتکا وزن کمتری نسبت به المانی دارد که نزدیک به لبه کادر قرار گرفته است.

شیئ بلند در کادر، وزن بیشتری نسبت به شیئ کوتاهتر در همان کادر دارد. شیئ در سمت راست قاب – برای بیننده غربی- از نظر ترکیب بندی وزن تصویری سبکتری نسبت به شیئ در سمت چپ قاب دارد. این موضوع برای بیننده شرقی که از راست به چپ می نویسد برعکس است.

مانند مثال الاکلنگ که در بالا به آن اشاره کردم وزن یک تصویر با دور شدن آن از نقطه اتکا افزایش می یابد. البته باید توجه داشته باشید که در تصویر لزوماً نباید نقطه اتکا در وسط کادر باشد. یک المان تصویری کوچک در پس زمینه می تواند تعادل تصویر را با المانی به مراتب بزرگتر در پیش زمینه بهم بزند.

بنابر این تشخیص تعادل در ترکیب بندی و وزن تصویر، با توجه به کوچک و بزرگ بودن اِلمان تصویری و قرار گرفتن در مرکز یانزدیک لبه کادر سنجیده می شود. اگر یک عنصر تصویری بزرگ و سنگین وزن در ترکیب بندی در نقطه ای نزدیک به مرکز کادر قرار می گیرد، یک جزء سبکتر و کوچکتر می تواند در نقطه ای دورتر از مرکز قرار بگیرد و ایجاد تعادل کند.

همانطور که پیشتر هم گفتم وزن تصویر تنها به تفاوت سایز محدود نمی شود. خط، شکل، رنگ، تیرگی و روشنی و... در وزن المان تصویری موثر است.

تعادل و ابهام

«تعادل» یعنی مرتب کردن تصویر و واضح کردن آن. تصویر نا منظم و بدون تعادل، پیام را گنگ و نامفهوم می کند و مخاطب در درک فرم و گرفتن اطلاعاتی که تصویر می خواهد منتقل کند سردرگم می شود.

البته استمرار تصویر بهم ریخته و اینکه مخاطب از نظر ذهنی تلاش می کند تا از دل این تصاویر بهم ریخته یک خط سیر منطقی پیدا کند هر چند باعث خستگی ذهنی او می شود اما می تواند سرگرم کننده باشد. این یک شیوه متداول درساخت برخی برنامه های تلویزیونی علی الخصوص آنهایی که به موسیقی پاپ می پردازند است. معمولاً در این برنامه ها با خاموش روشن کردن چراغ ها، فلاش زدن و برش های تصویری سریع و بعضا بی ربط سعی می کنند تا درک مخاطب را اجزای صحنه پایین بیاورند و با این کار سرگرمی ایجاد کنند. اما چنین فضایی تنها مخاطب را سرگرم و در طولانی مدت عصبی می کند ولی نمی تواند هیچ پیامی به او منتقل کند.

ساخت موزیک ویدیوها با طی مراحل فنی سنگین و پرهزینه عمدتاً بر همین مبنا استوار است. این موزیک ویدئوها معمولاً مجموعه ای از تصاویر بی ربط، برش های تحریک آمیز و چند پلان خوب از نظر نور و رنگ است که هدفمندانه هیجانات تصویری را زیاد کرده و بیننده را جذب می کند.

برنامه سازان جوان با سو استفاده از توانایی های تکنولوژیکی مرتباً از دوربین های روی دست بهمراه حرکت های گرافیکی بر روی تصویر استفاده می کنند تا بتوانند غیر متجانس بودن تصویر را بپوشانند. اطلاعات بسیار اندک با گنگی و بهم ریختگی تصویر ادغام و مخاطب را جذب می کند.

تعادل دینامیکی

برای برقرار کردن «تعادل دینامیکی» یا تعادلی که در تصویر ایجاد انرژی و حرکت کند هم باید به محل قرار گرفتن هرکدام از اجسام در کادر، بزرگی و کوچکی، تیرگی و روشنی و... توجه کرد و هم باید به ارتباط میان المان ها در کادر تصویر توجه داشت.

بر مبنای قوانین تجربی قرار دادن اجسام خیلی بزرگ در بالای کادر و گذاشتن المان های خیلی کوچ در نقاطی نزدیک به لبه های کادر به آسانی ترکیب بندی را به سمت واژگونی و بی ثباتی سوق می دهد.

تعادل دینامیکی با ایجاد انرژی در قاب برای مخاطب جذابیت ایجاد می کند. این انرژی می تواند بوسیله خطوط مشابه، ایجاد کنتراست بین مجموعه های مختلف، تقابل رنگ ها و یا استفاده از لنزهای واید در گرفتن تصویر نزدیک از یک سوژه در حال حرکت ایجاد شود. حرکت دوربین با لنز واید در بین اشیایی با اندازه های یکسان – مثل درخت، ساختمان و... – تصاویری با تغییر سریع در سایز بوجود می آورد.

«تعادل» با المانهایی که به صورت ناگهانی در قاب دیده شوند بهم می خورد. اگر مخاطب مثلاً می داند که چیزی پشت در است و انتظار ورود آن را می کشد، طولانی شدن این انتظار حالت تعلیق در تصویر را بیشتر می کند. در این حالت مخاطب مرتب به این فکر می کند که سوژه مورد نظرش از کجا وارد می شود. ورود این سوژه از جایی که مخاطب انتظارش را داشته او را آرام می کند. اما می توان با اینکار ترس او را از بین برد سپس با یک ورود یا اتفاق غیر منتظره از سمتی که او انتظارش را نداشته غافلگیرش کرد.

کاراکتر یا حادثه ای که در خارج از قاب قرار دارد اما مخاطب از وجود آن آگاه است می تواند وزن تصویری زیادی ایجاد کند. در این حالت تخیل مخاطب بین آنچه نمایش داده می شود و آنچه را که نمی بیند ارتباط ایجاد می کند. خالی نگه داشتن قسمتی از کادر مخاطب را وادار به مشارکت و خلاقیت می کند او با ذهنش بخش های خالی را تصور کرده و پر می کند.

کادر های قوی و موثر در سینما با کمتر نمایش دادن تولید می شوند یعنی یک کادر هر چه کمتر نشان دهد بیشتر مخاطب را درگیر می کند. برای جلب توجه مخاطب و از بین بردن کسالت او نیاز به کادرهایی با دینامیک بالا و پشت سر هم است به طوریکه مخاطب نتواند لحظه ای از تصویر چشم بردارد. البته در این میان گرفتن یک تصویر باز از صحنه که همه عناصر را نشان دهد تاثیر را بسیار بیشتر می کند. با اینکار شما عناصر لازم را برای خلاقیت مخاطب در اختیار او قرار می دهید.

از استفاده از ترکیب بندی های یکنواخت در کادرهای پشت سرهم خودداری کنید. سعی کنید در نماهای پشت سرهم به تنوع در ترکیب بندی و تکراری نبودن توجه کنید البته این قانون را در ترکیب بندی نماهای یک گفتگوی دو نفره به کار نبرید و آن را استثناء کنید.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠

ترکیب بندی

ترکیب بندی، یعنی هنر آرایش عناصر صحنه به طوری که برای بیننده، زیبا و قابل درک باشد و بیننده با عکس ارتباط برقرار کند. با این همه نمی توان برای همه وقت و همه جا، یک نسخه واحد تجویز کرد. با این همه می شود تمام این نکات را گوشه ذهن داشت و از نکاتی که در هنگام عکاسی پیش می آید، استفاده بهینه کرد.

۱) نقطه دید

در نقطه دید، تمرکز عکاس روی یک موضوع یا نقطه است. چهره نگران کودک، قایق سوار، چشمان شیر ماده و گذر دوچرخه سوار از برکه کوچک آب.


۲) سادگی

در نمایشگاه دائمی شرکت بی ام و ، روی دیوار نوشته شده است: هنر، در سادگی است. در ترکیب بندی ساده، شما با استفاده از چند خط ساده، داستان خود را روایت می کنید.

۳) اشکال هندسی
خوب دیدن را هر روز تمرین کنید. به اشکال، زوایا، خطوط و الگوها خوب دقت کنید و از این عناصر زیبا برای ترکیب بندی بهتر عکس تان استفاده کافی را ببرید.

۴) تراز در تصویر
من درک بهتر تراز را در خوشنویسی یافتم. تعادل بین نیمه پر و خالی لیوان…

۵) طراحی مفهومی
شما در عکاسی با سوژه های خنثی می توانید پیام خود را به چشم و گوش بیننده برسانید. در تصاویر زیر، دقت کنید: انسان، گاری های باربری، آبشار و  درختان، عناصر خنثایی به شمار میروند، اما در خدمت عکاس قرار گرفته اند تا حرکت، پیری، تنهایی، امنیت را معنایی بهتر ببخشند.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
تگ ها :

۳ لنز ثابتی که هر عکاسی باید آنها را داشته باشد

لنز نرمال یا ثابت چیست؟  لنزی که فاصله کانونی آن، زاویه دیدی تقریبا برابر زاویه دید چشم انسان تولید کند، لنز نرمال خوانده می شود.

به این تعریف دقت کنیم. زاویه دید انسان چقدر است؟ زاویه دید انسان حدود ۴۳ درجه است، یعنی فاصله کانونی چشم انسان تقریبا ۵۰ تا ۸۰ میلی متر است.

این مسئله چقدر مهم است؟ اگر لنزی زاویه دیدی بزرگتر از زاویه دید چشم انسان تولید کند، فاصله کانونی کوچکتری خواهد داشت و قادر به نمایش فضای بیشتری در جلوی لنز خواهد بود. اینگونه لنزها، لنز واید یا زاویه باز (Wide Angle) خوانده می شوند.

و حال اگر لنزی زاویه دیدی کمتری از چشم انسان داشته باشد، یعنی فضای کمتری را در یک عکس پوشش می دهد و فاصله کانونی آن نیز بیشتر از فاصله کانونی لنز نرمال است و به نام لنز تله فوتو (Telephoto) شناخته می شود.

اما….. اگر فاصله کانونی لنزی ثابت باشد، لنز ثابت یا prime خوانده می شود.

در بعضی از لحظات عکاسی، عکاس می خواهد با داشتن لنزی با فاصله کانونی ثابت، عکاسی کند و فقط با تغییر مکان یا اعمال تغییرات اندک، به عکس های متنوعی دست یابد. باید خاطر نشان کنم، این لنزها برای شرایط نوری کم ساخته نشده اند. شما از این لنزها، در شرایط نوری روز بهترین استفاده را می توانید ببرید.

چرا به لنزهای ثابت نیاز داریم؟

  • چون تجسم بهتری را قبل از عکاسی فراهم می کنند.
  • نور به راحتی به سنسور برخورد خواهد نمود و شرایط برای سرعت های مختلف شاتر، بیشتر فراهم می گردد.
  • در مقایسه با لنزهای زوم، به صرفه تر می باشند.
  • عکس هایی با کیفیت عالی و کنتراست خوب پدید می آورند.
  • یک پس زمینه فوق العاده نرم و دوست داشتنی برایتان خلق می کنند( برای خلق تصاویر بوکه)
  • و در نهایت باعث می شوند تا شما اعتماد به نفس خوبی پیدا کنید.

درست است که تولید کنندگان، لنزهای ثابتی با فواصل کانونی متنوع برای راحتی عکاسان ساخته اند ولیکن من در این پست، سه لنز ثابتی را که مقرون به صرفه بوده و قابل استفاده برای هر عکاسی است به شما معرفی خواهم نمود:

لنز ۳۵ میلی متری

پرکاربردترین لنز، از فیلم و ویدئو گرفته تا عکاسی پرتره و عکاسی گروهی. به این لنز باید به چشم یک لنز حرفه ای نگریست. در f/4.1 و شرایط نوری پایین امکانات خوبی را برایتان فراهم می آورد.

prime_lens_35mm

لنز ۵۰ میلی متری

می توان آن را متعلق به جامعه عکاسان نامید. اگر خواهان عکاسی کلوزآپ هستید از این لنز، لذت ببرید چرا که زاویه دیدی مطابق زاویه دید چشم انسان، برایتان فراهم می سازد. یکی از ارزانترین و در دسترس ترین انواع لنزهای ثابت است.

prime_lens_50mm

لنز ۸۵ میلی متری

افزایش فاصله کانونی در این لنز آن را مناسب برای عکاسی پرتره، عکاسی های خانوادگی و عکاسی از حیوانات ساخته است. نسبت به دو لنز قبلی شرایط فوق العاده ای را برای عکاسی بوکه با پس زمینه محو برایتان فراهم می سازد.

prime_lens_85mm

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
تگ ها : آموزش عکاسی ، لنز

آموزش دیدن

یک روز خواهرزاده ام، با یک کوله پشتی سرشار از وسایل نقاشی به خانه مان آمد. خواهرم تازه او را از کلاس نقاشی برگردانده بود و او دوست داشت نقاشی هایش را به من، که برایش حکم مربی و مرشد را دارم، نشان دهد. طرح هایش را که در دفترش دیدم، فقط یک نکته نظرم را جلب کرد: اینکه او با بی میلی نقاشی می کند.

مامان از گلدان گل رزی که در تراس داریم، گلی چید و درون یک لیوان، روی میز، روبروی ما قرار داد.

-مدادی را که با آن نقاشی می کنی به من بده.

-می خواهی چکار کنی؟

- سعی کن به دستم خوب نگاه کنی.

دفترش را باز کردم و در یک صفحه سفید، طرح سیاه و سفید گل درون لیوان را با تمام ظرافت هایش، با انکسار شاخه گل درون آب، با یک تیغ بسیار ریزش، کشیدم. جزء در کل بود. نهایت ۱۰ دقیقه از وقتم را گرفت. حتی هاشور زدم تا او جهت نور را متوجه شود.

- فرشته جون، چکار کردی؟!

- این گل را کشیدم تا متوجه بشی، با عشق و علاقه کار کردن یعنی چه؟ ولی نکته اصلی این است که تو بلد نیستی ببینی. اگر می خواهی دنبال هنر بروی، دیدن را اول از همه یاد بگیر.

- یعنی چی؟ چشمان من که سالم ه.

- خدا را شکر… شکی در این نیست. بیا اصلا یک کاری کنیم. بالای همین نقاشی تمام افعالی را که نشاندهنده دیدن است، با هم بنویسیم.

نوشتیم: دیدن، نگریستن، خیره شدن، نگاه کردن ،فهمیدن، زل زدن، چشم انداختن، چشم افتادن و ………..

- پس دیدی؟ تو در نقاشی، نمی بینی. تکلیف انجام می دهی. انگار که بخواهی مشق بنویسی. از سر بی دقتی و رفع تکلیف.

این مقدمه بلند برای این پست لازم بود.

اغلب ما، عکاسی را در حد خریدن  یک دوربین فوق مجهز و لنز و فیلتر و سه پایه می بینیم. در صورتی که به نظر من، عکاسی هنر نشان دادن تفاوت پارچه و چوب است، بی که بیننده دست بکشد و از لمس این دو جنس پی به تفاوت شان ببرد. بنابراین عکاسی را می توان پاسخ روشن به سوال ” چگونه یاد بگیریم که ببینیم؟ “ دانست. همانطور که برای آموختن زبان، باید الفبا، هجاها، کلمات، ساختار جمله و ….. را بیاموزیم. برای عکاسی هم بایستی دیدن را و درست دیدن را بیاموزیم.

برای درست دیدن در عکاسی، تنها یک تمرین وجود دارد: خودتان را همانند سربازی ببینید که برای دیده بانی گمارده شده. این سرباز، بدون اینکه سرش را به اطراف بچرخاند، بایستی از راست به چپ نگاهش را چنان نافذ به اطراف بدوزد که بتواند ” دشمن” فرضی را تشخیص دهد. این مهارت، نیازمند تمرین است. اگر خوب تمرین کنید، خواهید توانست تمام آنچه را که در منظر نظرتان است به خوبی با یک اشاره اسکن نمایید. به قول معروف: با یک نگاه، ظاهر و باطن محیط تان را خواهید خواند.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

یک آموزش سریع: عکاسی از مواد غذایی

: قرار دادن دوربین روی حالت تقدم دیافراگم یا AV

بهترین میزان دیافراگم برای عکاسی از مواد غذایی f/2.8 است. اما شما می توانید دیافراگم را به نحوی تنظیم نمایید که پس زمینه مات و پیش زمینه واضحی داشته باشید. حالت AV، این امکان را به شما می دهد که تمرکز خوبی روی نور داشته باشید.

۲: از نور طبیعی استفاده ببرید.

بهترین نور برای عکاسی مواد غذایی نور طبیعی یا استفاده از رفلکتور است. به جای رفلکتور، می توانید از ورق های شفاف طلایی بهره بگیرید.

۳: ظروف شکیل و زیبا را فراموش نکنید.

هنر عکاسی از مواد غذایی، نشاندهنده ذوق و سلیقه شماست. بهتر است تا می توانید مته به خشخاش بگذارید و از ظروف و وسایل گرفته تا چیدمان میز غذا و سرو غذا، هر چه در چنته دارید، رو کنید.

 

CAN56.appren.hs2 aa001abfbae1457f976ca14aeaae8a3b

۴: از سه پایه استفاده کنید.

چون عکاسی در فضای اتاق، نیازمند نوری کم است، پس بهتر است از سه پایه استفاده کنید تا تصویری زیبا و در بهترین شرایط نوری داشته باشید.

۵: پخش زنده

بهترین حالت در عکاسی از مواد غذایی با دوربین های DSLR، استفاده از LCD آنهاست. روی نمایشگر دوربین، اطلاعات خوبی برای شما به نمایش در می آید که می توانید از آنها بهره های شگرفی ببرید.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

Jan Bölsche

Jan Bölsche  متولد به سال ۱۹۷۳، برلین است. او برای مجلات و روزنامه های آلمانی نویسندگی می کند و عکس می گیرد. او عضو رسمی  (Zentrale Intelligenz Agentur (ZIA می باشد.

اما چرا باید داستان زندگی و عکاسی او برای ما مهم باشد؟ وقتی بدانید او دچار نقص در شبکیه چشمانش است، وقتی بدانید از دوران نوجوانی این نقص کم کم بروز کرد و بیماری ش پیشرفت نمود، وقتی بدانید این بیماری منجر شده که او همه اطرافش را بی رنگ یا بهتر بگوییم سیاه و سفید ببیند، آنگاه متوجه خواهید شد که هنرمند عکاس ما، هم اطرافش را بزرگتر از حد معمول می بیند و هم عکاسی سیاه و سفیدش مورد توجه دنیای مطبوعات واقع شده است. درست است که عکس های رنگی بسیار زیبایی نیز در کارنامه کاریش دارد، اما برای خودش، مفهوم رنگ نامشخص است.

او از نقص ش برای پیشرفت استفاده کرده است. خود در این باره می گوید: ” چشمان من مانند دوربین فیلمی سال ۱۹۳۰ ای است که خیلی بهتر از دوربین دیجیتال SLR کار می کند. من هر روز از کاری که چشمانم انجام می دهند، شگفت زده می شوم.”

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

چهار روش ساده برای داشتن بوکه های خوب

هنگامی که عکاسان، از حالت کم عمق در عکاسی استفاده می نمایند، هدف شان، رسیدن به ایستایی در پس زمینه است. اما به این ترتیب، کیفیت زیبایی را به فراموشی می سپارند و این اشتباه بزرگی است. به همین منظور اصطلاح و روش بوکه در میان عکاسان، برای بخشیدن به زیبایی مضاعف به عکس، پدید آمد.

بوکه کلمه ای ژاپنی است، و به حالتی از عکاسی اطلاق می شود که تصویری ماورایی از سوژه خارج از فوکوس، پدید آید. 

چهار روش عمده در خلق بوکه عبارتند از:
1-تنظیم عمق میدان

2- انتخاب لنز مناسب3- ساخت بوکه های سفارشی

4- انتخاب پس زمینه مناسب با بوکه.

bokeh-31-199x300

۱- انتخاب عمق میدان مناسب

از آنجا که در هنگام تهیه تصاویر بوکه، بخش هایی از تصویر ناخودآگاه از حالت فوکوس خارج می شوند، لذا انتخاب عمق میدان مناسب، می تواند بخش هایی را که ما دوست داریم، در حالت مات و کدر قرار داده و آن را از پیش زمینه جدا سازد. به این ترتیب، بیننده جزئیات بیشتری را از تصویر شاهد خواهند بود.

bokeh-600x600

۲- انتخاب لنز مناسب

لنزهایی که بتوانند این امکان را برای شما فراهم نمایند که هم بر روی عمق میدان کنترل مناسبی داشته باشید و هم  شرایطی را مهیا می سازند تا بوکه های زیباتری داشته باشید، کم نیستند.  فقط این نکته را به خاطر داشته باشید که لنز مناسب، باعث پیمودن نیمی از مسیر خواهد شد. لنزی که بتواند جوابگوی حرکت هشت ضلعی یا دایره ای تیغه های دیافراگم باشد.
ممکن است همه لنزها این قابلیت را برای ما فراهم نمایند که تصاویر بوکه خوبی داشته باشیم، ولیکن لنزهای پرایم با فاصله کانونی ۱٫۴ و ۱٫۸ بیشتر مطلوب نظر ماست. 

bokeh-1-600x399

۳- ساخت بوکه سفارشی

از چند سال گذشته تا کنون، عکاسان به خلاقیت های بیشماری در ساخت بوکه دست یافته اند. اشکال متنوع بنا بر نیاز عکاس در صحنه های متفاوت، باعث شده که گرافیک هم پا به عرصه عکاسی بگذارد.

bokeh-2-600x337

۴- ارتباط پس زمینه و پیش زمینه در بوکه

اغلب جذابترین تصاویر، در این شیوه از عکاسی، عکس هایی هستند که ارتباط بصری زیبایی بین پس زمینه و پیش زمینه عکاسی، توسط عکاس پدید آمده باشد.  اینجا دیگر عرصه تقابل تجهیزات و سلیقه شما به عنوان عکاس است. اگر می خواهید تصویری رویایی از مراسم عروسی داشته باشید، اگر برای زیبا جلوه دادن فضا در عکاسی تولد فرزندتان، به این شیوه از عکاسی روی می آورید، به خاطر بسپارید که باید ارتباط خوبی را بین موضوعات در تصویرتان پدید آورید تا بیننده با لذت هرچه تمام تر، عکس شما را در منظر نظر و ذهن خویش تا ابد ثبت نماید.

bokeh-3

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

۱۰ سخن از بزرگان عکاسی که شما باید بدانید

تنها راه جاودانگی و بهره مندی از تجربه آن است که بدانی با عمرت چطور رفتار کرده ای- بنجامین دیسرایلی

بنا بر این گفته، تصمیم گرفتم امروز را به همین موضوع اختصاص بدم و ببینم بزرگان عکاسی چطور تجربه هاشان را جاودانه کردن:

۱- شما نمی تونید عکس بگیرید، بلکه باید عکس را بسازید- انسل آدامز

آگاهی و دانش کامل از چگونگی ساخت یک عکس می تونه در گرفتن عکس نقش اساسی بازی کنه. بهتره بدونید چه چیزهایی باعث می شن تا عکس شما بهتر و زیباتر جلوه کنه.

۲- اولین قدم برای شما این است که از میان ۱۰ هزار عکس بدترین را انتخاب کنید. هنری کارتیه برسون

شما می داونید تا حالا چطور عکس های برتر را انتخاب کردند؟ وقتی هزاران عکس از یک سوژه را مقابل روی شما قرار بدن چطور یکی را انتخاب می کنید؟ یکی از راه ها این است که به چشمانتون اطمینان داشته باشین. چشمان شما زیباترین ها را می پسندد. چشمان شما انتخاب خودشونو کردن. اون عکس را کنار بذارین. اصلا فکر کنین اون عکس نباید در مسابقه شرکت کنه. حالا دنبال یه عکس بهتر باشین. تو ذهنتون دائم دنبال مقایسه نباشین. فکر کنین اگر شما تو شرایطی که عکاس بوده چطور می تونستید عکس بگیرین.

۳- چیزی که زیباست همیشه زیباست و این زیبایی می تواند عکاس را از دیگر مناظر غافل کند. مت هاردی

تا حالا براتون پیش اومده که با یک منظره یا سوژه زیبا برخورد کنین و دیگه ذهنتون مناظر دیگه و سوژه های دیگه را نبینه. حالا برای اینکه از این وضعیت خارج بشین بهترین کار اینه که بدون ارزش گذاشتن به موضوعات به اونها نگاه کنین. بهشون امتیاز زیبا بودن ندین . درون مناظر عادی یا زشت هم کلی موضوعات بکر وجود داره. بهتره دوباره نگاه کنین، حتما کشف می کنین.

۴- هیچ اتفاق خاصی در خانه نمی افتد. من در همه وقت با دوربین ام به اطراف می روم. می دانید چه موضوعاتی در یک دقیقه پیدا می کنم که می توان از آنها بهترین عکس ها را گرفت. الیوت ارویت

دنیا مثل یک چادر می مونه. وقتی شما می خواهید در موردش صحبت کنین باید تمام چادر را ببینید.

۵- کدام عکس ها مورد علاقه من هستند؟ اول باید ببینم برای فردا چه عکسی می گیرم. ایموگن کانینگهام

اگر احساس رضایت کامل نمی کنین ببینید چه کاری انجام دادین. هیچوقت عکاسی را متوقف نکنین حتی اگر روزی عکاس بزرگی شدین.

۶- به خودتان سخت نگیرید. شما به جای داشتن دوربین گرانقیمت یا تجهیزات جانبی بهتر است که دیدی قوی و عمیق داشته باشید. ویلیام آلبرت آلارت

ما همیشه نتیجه را می بینیم اما از روند کار هیچ اطلاعی نداریم. نمی دونیم هر کدوم از عکاس ها چه خون دلی خوردن که عکسشون اینطور زیبا شده. فکر می کنیم اگر دوربین فوق مدرن داشته باشیم می تونیم عکس های زیبایی بگیریم. اما چرا نیست؟ چرا عکسهامون خوب نمیشه؟ چون دیدمون را قوی نکردیم. به اضافه اینکه ما فکر می کنیم تمام عکاسان موفق تاریخ یک شبه بهترین عکس مهم زندگیشون را گرفتن و به شهرت رسیدن. نمی دونیم که اونها تلاش کردن. شکست خوردن. تلاش کردن تا بالاخره موفق شدن.

۷- اگر روزی به سوژه ای در چشمی دوربینم برخورد کنم که مرا به فکر وادارد در عکاسی از آن سوژه شک نمی کنم.گری وینوگراند

چند نفر از شما تا به حال به سوژه ای برخورد کردین که باعث شده به فکر بیافتین و تا چند روز فکرتون را مشغول کنه؟ اصلا سوژه ای چنین قابلیتی براتون داشته؟ بعضی سوژه ها متفاوت هستن. باعث می شن که به فکر فرو بریم. در عکاسی از این سوژه ها تردید نداشته باشین.

۸- من فکر می کنم عکس خوب مثل یک جوک خوب می ماند. شما نباید آن را مانند یک داستان تعریف کنید.بی نام

شما حتما از داستانی که پشت یک عکس افتاده بعضی چیزهایی شنیدین. این مسئله گاهی اوقات خوب هست. اما نه همیشه. عکس خوب عکسی است که خودش خودش را روایت کنه.

۹- دوازده امضا عکاس در یک سال می تواند بهترین کراپ باشد. انسل آدامز

شما چه فکر می کنین؟ ایا انسل آدامز آن زمان به فکر کپی رایت بود؟ یا می دانست بعضی ها بهترین عکس ها را جمع می کنند و تنها کافی است با یک کراپ ساده عکس را به تملک خودشون در بیارن!

۱۰- از نظر یک عکاس بهترین عکسی که گرفته عکسی است که برای گرفتنش بیشترین رنج را تحمل کرده است.تیموتی آلن

تیموتی یک ویرایشگر عکس است. کاری که او می کند جزو طبقه بندی های عکاسی است. کاری بسیار سخت که شیرینی نهایی در چشمان شما را برای او به ارمغان می آره.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

سوالات مهم تازه کارها

تا به حال شده، در زمینه هنر خود، همانند عکاسی سوالی داشته باشید و فکر کنید که آیا دیگران هم، چنین سوالی دارند یا نه؟

در این سری از پست ها قصد دارم به سوالات مشترکی که ممکن است عکاسان داشته باشند، بپردازم. شاید خیلی از سوالها، به ذهن من و شما هم خطور کرده باشد.

۱- آیا نیاز است که من دائم باطری دوربین م را شارژ کنم؟

بلی. هیچگاه نگذارید ذخیره باتری دوربین شما، به حداقل برسد تا شما به یاد شارژ کردن بیفتید. خیلی از دوربین های SLR برای ، راه اندازی و آمادگی اولیه نیاز به انرژی دارند.

در ضمن تا پایان شارژ کامل باتری صبر کنید. برای خیلی از باتری ها، دو ساعت طول می کشد تا به طور کامل شارژ شوند.

Beginner_photography_tips_CAN70.lead_.dps2_meter2-300x234

همیشه به آیکون باتری در صفحه دوربین تان توجه نمایید تا قبل از هشدارهای قرمز رنگی که شما را از تمام شدن باتری، مطلع می سازد به شارژ باتری خود برسید.
راستی، اگر شما با دوربین تان زیاد عکس می گیرید، به فکر خرید باتری یدک باشید، بد نیست.

۲- دوربین من، به چه کارت حافظه ای نیاز دارد؟

Beginner_photography_tips_CAN70.lead_.dps2_5D3_memory_cards

در هنگام خرید، یا پس از آن، با خواندن اطلاعات دوربین که در دفترچه راهنما نوشته شده، شما می توانید به نوع کارت حافظه ای که دوربین تان آن را پشتیبانی می کند، پی ببرید. همچنین شما از طریق این اطلاعات متوجه خواهید شد که ماکزیمم ظرفیت کارت حافظه تان چقدر است.

توصیه خوبی که در این زمینه وجود دارد این است که چندین کارت حافظه داشته باشید، تا قبل از منتقل کردن تصاویر به کامپیوتر، نخواهید عکس هایتان را پاک کنید. هیچگاه کارت حافظه دوربین خود را قبل از ذخیره سازی تصاویر در کامپیوتر، فرمت نکنید. شاید در این میان، عکسی داشته باشید که پس از پاکسازی و فرمت، به طور کل از بین برود و حسرت ش به دل تان بماند!

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸

عکاسی مستند

واژه‌ی عکاسی مستند در سال‌های رکود اقتصادی کاربرد پیدا کرد. زمانی که شرایط اسف‌بار کشاورزان وجدان مردم امریکا را بیدار کرد تا نیاز به اصلاحات اجتماعی را احساس کنند. این زمینه از عکاسی هنوز عکس‌های داست باول (DUST BOWL) را تداعی می‌کند, عکس‌هایی که در آن‌ها، پس کوچه‌های کثیف و شرایط رقت‌بار شهری را تصویر کرده بود.
«مادر مهاجر» عکسی مستند از دوروتا لنگ 

اما عکاسی مستند ابعاد وسیع‌تر از این‌که فقط بدبختی‌ها و نارسایی‌ها را تصویر کند در بر می‌گیرد، چراکه می‌توان موضوع‌هایی جدا از بدبختی‌ها و ناکامی‌ها را نیز به تصویر کشید و سندیت بخشید, مانند مناطق دورافتاده و محروم, انسان‌های سرزمین‌های دیگر, ناملایمات جامعه و طبیعت, ابعاد وسیع عواطف و تنش‌ها، درواقع دامنه‌ی موضوع‌های عکاسی مستند بی‌شمار و نامحدود است. با این‌همه هر عکسی را نمی‌توان عکس مستند نامید. زیرا عکس مستند باید حامل پیام باشد. پیامی که آن را از یک عکس طبیعت، یک پرتره و یک منظره‌ی خیابان مستثنی می‌کند. عکس مستند ممکن است ثبت‌کننده‌ی یک واقعه باشد اما این واقعه فی‌النفسه باید معنا داشته باشد. معنایی فراتر از آن‌چه عکس خبری با خود یدک می‌کشد. عکس مستند ممکن است شخصیت یا احساسی را ثبت کند. اما باز هم باید مفهومی اجتماعی داشته باشد و نمایانگر چیزهایی بیش از آن‌چه پرتره نشان می‌دهد باشد. درواقع ما را بر آن می‌دارد که با دیدی نوبه دنیا بنگریم.

عکاسی مستند، نمایش دنیای واقعی است به وسیله‌ی عکاس که قصدش تحلیل و تفهیم چیزی مهم به بیننده است. از آن‌جا که تعریف جهان‌شمولی درباره‌ی این بخش مهم و پیچیده‌ی عکاسی وجود ندارد تا تمامی جنبه‌های آن را در بر گیرد, وجود تعاریف گوناگون را اجتناب‌ناپذیر کرده است. تناقض بین ویژگی‌هایی که به عکس مستند نسبت داده می‌شود ممکن است ناشی از جدید بودن این بخش از عکاسی باشد. چراکه این نوع عکاسی از دهه‌ی 1930 به بعد ابداع شده و این نام را به سیاق آن دسته از فیلم‌های مستند که موضوع‌شان از پیش پرداخته نبود و به‌طور عمده زندگی افراد گمنام در مناطق دورافتاده را به تصویر می‌کشید, بر این نوع عکاسی نهادند. فیلم‌های مستند، بر خلاف فیلم‌هایی که ماجراهای سیر و سفر را به تصویر می‌کشیدند، با نگاهی تحلیل‌گر به دنیا می‌نگریستند. چنین نگرشی گرچه از مدت‌ها قبل در بین عکاسان وجود داشته اما تا دهه‌ی 1930، این نوع عکاسی به صورت عرصه‌ای خاص جایگاه و منزلتی نداشته است.

عکس جدای از تصویر دوبعدی و خاکستری رنگ از سایه روشن‌ها می‌توانست ایده‌هایی فراتر را منتقل کند. منظره در برابر عدسی دوربین یک واقعیت بود، ولی عکاسی می‌توانست از همین چشم‌انداز واقعیتی دیگر را القا کند، واقعیتی عمیق‌تر و شاید بسیار مهم‌تر، او می‌توانست همراه این منظره تفسیر و تحلیل را نیز ارائه دهد. اگر اولین ویژگی عکس مستند انتقال بخشی از واقعیت محیط پیرامون بود، دومین ویژگی آن توانایی ارائه‌ی تحلیل و دیدگاه عکاس درباره‌ی آن واقعیت به شمار می‌رفت.

اولین صاحب نام در استفاده از این شیوه، «اوژن آتژه» بود. او به‌عنوان یک عکاس مستند، مناظری زیبا و یکدست از شهر پاریس را در اوایل قرن بیستم به تصویر کشید که گاهی آن‌ها را به‌عنوان عکس‌های مرجع به نقاشان و معماران می‌فروخت. عکس‌هایی که آتژه از پارک‌های خلوت گرفت، واقعیت این مناظر را با عمق معنای آن‌ها که جزئی از همین شهر بودند و نیز با احساسات درونی خویش درهم آمیخت, به طوری که آثار او اکنون جزو شاهکارهای عکاسی مستند به شمار می‌روند.

 

پی بردن به این نکته که دوربین قادر است واقعیت را تفسیر کند، تاریخ عکاسی مستند را وارد مرحله‌ی جدید می‌کرد. کشف این توانایی دوربین که قادر است آینه‌ای را در مقابل جامعه قرار دهد و جهانیان نیز می‌توانند بازتاب تصویر آن را بینند. «جاکوب ریس» دانمارکی الاصل که در اواخر قرن نوزدهم گزارشگر و روزنامه‌نگار بود، از اولین افرادی بود که نشان داد از عکس می‌توان به‌عنوان استناد و مدارک اجتماعی سود جست. او در دوره‌ی بحران اقتصادی امریکا با دوربین‌اش به امریکایی‌ها فهماند که در نوشته‌هایش چه چیزهایی را نشان می‌داده است: وحشی‌گری و بی‌رحمی‌هایی که در محله‌های کثیف نیویورک حاکم بود. عکس‌هایی که او گرفت مانند گزارش‌هایش بسیار تأثیرگذار بودند و چهره‌ی فقر و خشونت حاکم بر امریکا را که از نظر پنهان بود، به جهانیان نشان داد. بلافاصله پس از ریس، «لویس هاین» به‌عنوان یکی از بهترین مستندسازان اجتماعی در تاریخ عکاسی زبان‌زد جهانیان شد. هاین یک جامعه‌شناس و معلم باتجربه بود که آگاهی‌های اجتماعی او و شور و علاقه‌ای که به این کار نشان می‌داد، او را بر آن داشت تا به کارخانه‌هاو معادن سر بزند و همه‌ی آن شرایط ظالمانه و غیرانسانی را که بر کارگران مهاجر و کودکان‌شان تحمیل می‌شد به تصویر بکشد. عکس‌های هاین درواقع به منزله‌ی کیفرخواستی بر علیه جامعه‌ی صنعتی امریکا در اوایل قرن بیستم بود، اما استعداد خارق‌العاده و دلسوزی‌های او موجب شد که کارهایش به جای این‌که خشم عده‌ای را برانگیزد, بیش‌تر سازنده باشد. آثار هاین بیننده را بر آن می‌داشت که با آغوش باز آن‌ها را پذیرا شود و خویش را در آلام و دردهای همنوعان‌اش سهیم بداند. ریس و هاین هردو عکاسی مستند را به سمت مطالعه‌ی شرایط زندگی انسان‌ها سوق دادند و این تحلیل عینی از شادی‌ها و دردها و رنج‌های جامعه، از آن زمان تا به امروز موضوع کار بسیاری از عکاسان حرفه‌ای در عرصه‌ی عکاسی مستند شده است.

در دوره‌ی رکود اقتصادی دهه‌ی 1930 و سال‌های جنگ دهه‌ی 1940 و سال‌های بازسازی پس از جنگ، عکاسان مستندکار به اقصی نقاط دنیا مسافرت کردند و از نزدیک همسایگانشان را دیدند تا از شرایط زمانی و مکانی هر جامعه در مقطع تاریخی خاص آگاه شوند. هرچند این عکاسان ـ که از میان آن‌ها می‌توان به عکاسان صاحب نامی نظیر «یوجین اسمیت»، «آندره کرتس»، «دوروتی لانگ» و «واکرا یوانز» اشاره کرد ـ به هر کجا می‌رفتند آلام و دردهای انسان‌ها را مشاهده می‌کردند, ولی انعکاس دادن قدرت درونی، منزلت‌ها و امیدواری‌های غیرقابل درک این انسان‌ها را نیز در موضوع‌هایشان نشان می‌دادند. آن‌ها بر این باور بودند که انسان رهایافتنی است.

اسمیت, عکاس مستندکار نابغه، بر این باور بود که وقتی عکس‌هایش آشکارا حماقت‌ها و بیرحمی‌ها و جهالت‌های انسان را در به راه انداختن جنگ‌ها نشان دادند، آن وقت که بشر وحشت‌زده سعی خواهد کرد از به راه انداختن جنگ و خونریزی خودداری کند

 

به هرحال تا دهه‌ی 1950 این نکته روشن بود که عکاسان مستندکار در راه اصلاح جامعه, کاری بیش از رمان‌نویسان رمانتیک انجام نداده‌اند. اما بعضی از وجدان‌های بیدار بشری تحت تأثیر این عکس‌ها قرار گرفته بودند و بعضی از قوانین که تا آن زمان اجرا نمی‌شد، به مرحله‌ی عمل درآمدند، عکس‌های هاین راه را برای اصلاح قوانین کار هموار کرد و بسیاری از کودکان را که در کارخانه‌ها مانند برده کار می‌کردند، از شرایط فلاکت‌باری که داشتند نجات داد.

زنگ آغاز تحولی جدید در عکاسی مستند،‌با انتشار کتاب امریکایی‌ها در سال 1985 توسط رابرت فرانک نواخته شد. عکس‌های این کتاب، که فرانک ضمن مسافرت‌هایش به مناطق مختلف امریکا گرفته بود، جامعه‌ی این کشور را از دید یک خارجی نشان می‌داد ـ فرانک سوییسی بود و در همان جا نیز بزرگ شده بود ـ او در عکس‌هایش، تصویر آن تکه پارچه وصله مانند در پرچم امریکا را مشاهده کرد. او از زندگی ملالت‌بار روزمره‌ی مردم و ضایعات آلوده‌ساز جامعه‌ی صنعتی امریکا عکس گرفت. همین‌طور از سرخوردگی‌های امریکایی‌هایی که در دوراهی عشق به میهن و واقعیت‌هایی که با آن‌ها روبه‌رو بودند آواره و سردرگم بودند. دیدگاه‌های فرانک بسیار صریح و بی‌پرده بود.

پس از انتشار کتاب امریکایی‌ها، عکاسی مستند وارد مرحله‌ی جدیدی از رشد خود شد. بیش‌تر عکاسان به جای پرداختن به شرایط طاقت‌فرسا و آشفته‌ی زندگی و رفتارهای خشن مردم, تلاش کرد تا درونیات انسان‌ها را به نمایش گذارند. شرایط روانی و احساسی انسان‌ها اهمیت به مراتب بالاتر از واقعیت‌های اجتماعی و عینی پیدا کرد و احساسات و تجربیات عکاس، مانند نگاه‌اش به دنیا، محور کار او شد. این نوع عکس‌ها به تفسیر دقیق‌تری نیاز دارد که هر بیننده به منظور درک کردن پیام مورد نظر عکاس باید درباره‌ی آن‌ها فکر کند.

می‌توان گفت که با نگاه به مجموعه عکس‌های فوری گرفته شده در قرن نوزدهم و مجموعه عکس‌های پررمز و راز و خصوصی قرن بیستم، عکاسی مستند راه خود را در شناخت جامعه و انسان هم‌چنان ادامه می‌دهد.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۱

۴ نکته در استفاده درست از فیلتر پولاریزه

استفاده از فیلتر پولاریزه در عکاسی منظره یکی از راه های اصلی دستیابی به آسمان های شفاف و تیره و خلق تصاویر واقعی است. در این پست قصد دارم به ۴ نکته در استفاده درست از فیلترهای پولاریزه بپردازم:

 

فیلترهای پولاریزه فقط یک کاربرد دارند که اصلی ترین نیز، محسوب می شود: تاریک کردن آسمان آبی. به این ترتیب کنتراست بالایی بین آسمان و ابرها پدید آمده و منظره ایده آلی از طبیعت یا عکاسی ساختمان، برایمان رقم می خورد.
فیلترهای پولاریزه همچنین باعث حذف انعکاس های ناخواسته از سطوح شفاف و شیشه ها می شود. آنها شما را قادر می سازند که تصاویر با قدرت رنگی بالا از آبشارها، دریا و رودخانه ها داشته باشید.
فیلترهای پولاریزه نور ورودی به سنسورهای دوربین را کاهش داده و باعث بالا رفتن کیفیت نور تابیده شده به سنسورها می گردد. به این ترتیب، شما راحت تر می توانید به ثبت تصاویر در نورهای طبیعی بپردازید.

استفاده درست از فیلتر پولاریزه

 

انتخاب
فیلترهای پولاریزه در دو نوع مربعی و پیچی در دسترس می باشند. مدل پیچی بیشتر در بین عکاسان رواج دارد. فیلترهای پیچی روی لنز مخصوص خود سوار می شوند ولی مدل مربعی سازگاریافته برای لنزها با تنوع بسیار است.

 

چرخش فیلتر

تمام فیلترهای پولاریزه، نیاز به چرخش دارند تا اثر این چرخش  در تصویری که از آسمان به دست می آید، نمود داشته باشد. زمانی که به سمت آسمان فوکوس می کنید، فیلتر را به آرامی بچرخانید تا از طریق منظره یاب یا صفحه نمایش دوربین، آسمان را تیره تر ببینید. در این حالت چرخش فیلتر را متوقف سازید.

 

کنترل سرعت شاتر 
استفاده از فیلتر پولاریزه، باعث کاهش نور ورودی به سنسور خواهد شد، بنابراین نیاز است که شما کنترل مناسبی بر روی سرعت شاتر داشته باشید. با کنترل سرعت شاتر، بحث حرکت های دوربین هم جلوه می نماید که استفاده از سه پایه جوابگوی مناسبی به این مشکل خواهد بود.

تماشای آسمان
فیلترهای پولاریزه برای تیره کردن آبی آسمان برنامه ریزی شده اند اما در هنگام عکاسی با لنزهای زاویه باز، تاثیرات بیشتری را در آسمان، از آنها شاهد هستیم. آسمان با ابرهای اغراق شده باعث می شود که چرخش های ناخودگاه فیلتر را کاهش دهیم یا حذف نماییم و از اشباع رنگ در آبی آسمان لذت ببریم.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸
تگ ها : فیلتر ، پولاریزه

عکاسی چیست؟

عکاسی چیست؟

هرچندامروزه به نظرمی رسددادن تعریفی دقیق وشایسته از عکاسی کاری سخت است و درعین حال غیرضروری می نماید.با این حال بدنیست درحد یک مقدمه ی کوتاه موضوعی تا این حد ملموس آشنا و دردسترس رابه چالش کشانیم.شماتابه حال حداقل چندعکس گرفته اید این طورنیست؟عکاسی ازنظر شماچیست؟می توانیدبه ساده ترین شکل ممکن تمام امکانات و توانایی های آن را باکلمات بیان کنید؟

عکاسی از واکنش ماده ی حساس به نورپدید می آید.عکس گرفتن یعنی ایجاد تصویر در امولسیون فیلم بر اثرتابش مقدارمعینی نورازطریق ابزاری به نام دوربین.به نظرنمی رسد باتعاریف ساده و فیزیکی ازاین نوع بتوانیم تمام کار کردهاوجوه گوناگون این رسانه را برشماریم.دردنیای جدیدحسگردیجیتالی می تواندبه جای فیلم در دوربین نصب شودپس نمی توانیم اثرنوربرامولسیون فیلم راتنهاتعریف قطعی عکاسی بدانیم.درعین حال توانایی هاوفوایدبیشماری که به جوامع بشری عرضه کرده ومی کند مارابه ارایه ی تعریفی گسترده تر از عملکردفیزیکی و شیمیایی این رسانه ترغیب می کند.

مایکل لانگفورد ازصاحب نظران ومدرسان معروف ومعاصرعکاسی معتقد است کارکردن عکاسی برروی نورتامرحله ی تشکیل تصویر میباشد.عکاسی اساسا ترکیبی ازفن Techniqueومشاهده ی بصری میباشد.به طورکلی عکاسیترکیبی از تخیل بصری وطراحی مهارت وساماندهی عملی میباشد.

عکاسی به تعبیری انتقال دهنده ی اطلاعات عینی است.انتقال تصویر ازموضوع به سطح حساس فیلم وانتقال مفهوم عینی ازطریق ماحصل آن یعنی عکس یاتصویردیجیتالی است به دیگرانپس عکاسی می تواند یک رسانه باشد. کارکردهای اجتماعی این رسانه خصوصا درصدسال گذشته به دلیل ویژگی محرز آگاهی رسانی اش قابل تامل است.آن طورکه والتر بنیامین فیلسوف معاصربرویژگی مهم تنویر وروشنگری برای عموم مردمبه واسطه ی عینیت تصویری وتکثیرپذیری این رسانه تاکید می ورزد.

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٧