هنر عکاسی

قاپیدن لحظه در میان هوا، بدون کلک، بدون اینکه فرصت دور شدن به آن بدهید. انگار یک نقاشی خلق می کنید، در هر همان دم که عکسی را می‌گیرید.

نکاتی برای عکاسی در سایه

حتما میدانید که وقتی سوژه عکاسی شما به اندازه کافی نور نخورد سیاه میشود. این مسئله بسیاری از اوقات باعث از بین رفتن سوژه و عدم دستیابی به نتیجه دلخواه میگردد. اما گاهی اوقات قضیه کاملا برعکس است. گاهی اوقات هنگامی که زمینه تصویر روشن است و سوژه اصلی ما در نور کمی واقع شده است، میتوانیم به گونهای عکس بگیریم که سایه سوژه در زمینه روشن دیده شود. در چنین حالتی سوژه توسط زمینهای سیاهرنگ با خطوط کاملا مشخص از زمینه جدا میشود. به این روش عکاسی، Silhouette Photography یا عکاسی سایه میگویند.

عکاسی سایه روشی فوقالعاده برای القاء بار دراماتیکی، اسرارآمیز و عاطفی محیط، به بیننده است. به همین دلیل است که تصاویری اینگونه، به خوبی در خاطر بیننده نقش میبندند و علیرغم سادگی در طرح و رنگآمیزی محدودی که دارند، به خوبی میتوانند بیشتر از یک عکس تمام رنگی و کامل از همان صحنه تاثیرگذار باشند.
استراتژی اصلی عکاسی سایه این است که از یک سوژه (یا شکلی که میخواهید در تصویر به رنگ سیاه دیده شود) در مقابل یک منبع نوری شدید عکس بگیرید. البته در چنین حالتی باید دوربینتان را وادار کنید که به جای خودسوژه، نورسنجی را بر اساس روشنترین بخش کادر تنظیم نماید. یعنی بر روی نقطهای از زمینه و نه روی سوژه اصلی. در این صورت سوژه کاملا سیاه رنگ یا حداقل بسیار تیرهرنگ میشود.
آموزشهای زیادی برای تعریف چگونگی انجام این کار وجود دارد که اغلب آنها آموزشهای پایهای هستند و تنظیمات دوربین و غیره را به شما یاد میدهند. بسیاری از شما نیز با روشهای انجام این کار آشنا هستید و احتمالا تابحال عکسهای زیادی با این روش گرفتهاید. اما ما میخواهیم ترفندهای جالبی را برای این کار به شما یاد بدهیم که احتمالا نتیجه کارتان را زیباتر میکنند، یا حداقل با سرعت بیشتری به نتیجه دلخواهتان میرسید.
یک سوژه مشخص پیدا کنید
تقریبا هر شیای را میتوان به سایه تبدیل کرد. اما برخی اشیا بهتر از اشیا دیگر هستند. سعی کنید سوژهای را انتخاب کنید که از نظر ظاهری دارای محیطی دقیق و مشخص باشد. زیرا در حالت سایهدار تصویر به صورت کاملا دو بعدی توسط خطوط لبهدار محیط آن دیده و شناخته میشود. سایهها نمیتوانند رنگی باشند، بنابراین تنالیته و بافت تصویر کاملا از بین میرود تا جذابتر شوند. پس نیاز است که سوژه شما بدون بافت و رنگ نیز قابل تشخیص باشند.

فلاش دوربینتان را خاموش کنید
اگر دوربینتان را در حالت خودکار بگذارید، احتمالا سعی میکند فلاش دوربین را برای جبران نوردهی و از بین بردن سایه، روشن کند. اساسا شما به کمترین نور ممکن در جلوی سوژه نیاز دارید. بنابراین لازم است که قبل از زدن شاتر حتما فلاش دوربینتان را خاموش کنید.


ادامه مطلب   
نویسنده : رضا ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸

در عکاسی از چهره چگونه نورپردازی کنیم …

نور می تواند به طور چشمگیری سوژه عکاسی شما را جلوه دهد. فقط با ایجاد تغییراتی در نور می توانید یک فرشته را مانند دیو نمایش دهد یا بالعکس.
برای این منظور توجه به بعضی اصول و نکات ضروری است اگر می خواهید اطلاعات خود را در این زمینه افزایش دهید این مقاله را مطالعه کنید.

شدت نور

نور درخشان خورشید بسیار شدید است و:

  • تولید سایه و لکه های تیره در چهره می کند. به این ترتیب قسمت هایی از چهره شخصی که از او عکس می گیرید ناپدید یا تاریک می شود.
  • چروک و لکه های صورت را نمایان می کند.
  • باعث می شود چشم های شخص خمار، اخمو و بد حالت به نظر برسد.

نوری که در سایه وجود دارد یا از پنجره به داخل می تابد ملایم تر است و:

  • سایه های ملایمی تولید می کند که قسمت هایی از صورت را نمی پوشاند
  • چروک ها و لک ها کمتر دیده می شوند.
  • یک رنگ ملایم و زیبا از صورت به جا می گذارد.
  • به سوژه عکاسی شما اجازه می دهد تا چشمان خود را کاملاً باز کند و لبخندی طبیعی بزند.

جهت نور

جهت نور خورشید به خصوص جهت نور شدید در حالت نگاه کردن افراد تاثیر می گذارد. حال به نظر شما چه جهتی بهتر است؟ در پاسخ باید بگویم این به تاثیری که می خواهید بر سوژه بگذارید بستگی دارد.

  • نور مستقیم: نور شدید خورشید که مستقیم از روبرو به چهره شخص بتابد قیافه فرد را اخمو و ناراحت نمایش می دهد.
  • نور از بالا: در هنگام ظهر که آفتاب از بالای سر می تابد و نور خورشید هم شدید است سایه های ناخواسته و نه چندان زیبایی در چهره فرد پدید می آید که باید سعی کنید با استفاده از فلاش دوربین از شدت این سایه ها بکاهید.
  • نور از پهلو: وقتی که صبح زود یا نزدیک غروب عکاسی می کنید. از سوژه خود بخواهید به گونه ای قرار بگیرد تا نور فقط به یک سمت صورت او بتابد. در این حالت قسمتی از صورت از قسمت دیگر روشن تر به نظر می رسد و اثر زیبایی در عکس می گذارد البته برای کم کردن اثر سایه بهتر است از فلاش دوربین استفاده کنید.
  • نور از پشت می تابد: این حالت زمانی پیش می آید که شخص پشت به آفتاب نشسته باشد و بخواهید از او عکس بگیرید. در این حالت صورت فرد در سایه قرار می گیرد و از اخم و بد حالت شدن آن جلوگیری می شود و زبه موهای شخص می بخشد. در چنین وضعیتی استفاده از فلاش ضروری است تا صورت سوژه در عکس واضح باشد.

نور پردازی در فضای بسته

 

برای گرفتن عکس های خوب در فضای بسته به سعی و تلاش و آموختن یک سری نکات احتیاج دارید چون معمولاً نور به اندازه کافی وجود ندارد. نور مستقیمی که از پنجره به صورت شخص می تابد عکس زیبایی خلق نخواهد کرد. بنابراین بهتر است از این نور به صورت غیر مستقیم استفاده کنید.

  • نوری که از پنجره وارد می شود: نور ملایم و غیر مستقیمی که از پنجره می تابد برای عکاسی از چهره افراد مناسب است. اگر قسمتی از چهره سوژه که در سایه قرار دارد خیلی تیره به نظر می رسد باید خود و فردی را که از او عکس می گیرید را آنقدر جابجا کنید تا قسمتهای بیشتری از چهره نور کافی دریافت کند. هنگام عکاسی در شرایطی که نور پنجره ضعیف است سرعت شاتر کاهش می یابد بنابراین باید دوربین را ثابت نگه دارید و بهتر است از سه پایه استفاده کنید.
  • نور مصنوعی: چراغ مطالعه یا چراغ آویز سقفی معمولاً نور مناسبی برای عکاسی از چهره افراد فراهم نمی کنند. در این حالت می توانید از نور پنجره یا فلاش دوربین استفاده کنید.
  • فلاش: فلاش دوربین برای عکاسی از افراد در فضای بسته بسیار مناسب است ولی نه برای عکاسی از چهره. برای عکاسی از چهره بهترین نور نوری است که از پنجره به داخل می تابد. برای استفاده از فلاش دوربین در هنگام عکاسی چهره آنهم در فضای بسته به نکات زیر توجه کنید.
  1. سوژه عکاسی خود را در دامنه عملکرد فلاش دوربین قرار دهید. مثلاً اگر فلاش دوربین شما حداکثر تا ۴٫۵ متر را پوشش می دهد نباید افراد در فاصله ۵ متری قرار داشته باشند. برای اطلاع از دامنه عملکرد یا برد فلاش دوربین باید به دفترچه راهنمای آن مراجعه کنید. در ضمن اگر از چند نفر عکس می گیرید باید فاصله آنها با دوربین یکسان باشد.
  2. همه چراغ ها را روشن کنید تا از اثر قرمزی چشمها جلوگیری کنید. افزایش نور محیط به به کاهش اثر قرمزی چشمها کمک می کند چون مردمک چشم کوچک می شود و مانع از بازتابش نور از چشم به لنز دوربین می شود.
  3. حواستان به اشیاء و سطوح براق مانند آینه ها، پنجره ها، عینک ها و …. که می تواند نور فلاش را منعکس کند باشد تا از درخشش های ناخواسته جلوگیری کنید می توانید از افراد عینکی بخواهید موقعیت خود را عوض کنند یا عینکی بزنند که بازتابش کمتری داشته باشد.

منبع  :   www.iranakasi.com

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸

ثبت گرانترین عکس دنیا به نام «ریچارد اودون»

  چکش نمادین پایان حراجی بزرگ «کریستی» در حالی در شامگاه ۲۹ آبان‌ماه امسال در پاریس بر زمین خورد که شماری از عکس‌های «ریچارد اودون»، عکاس سرشناس آمریکایی، حدود ۵.۵ میلیون یورو به فروش رفت و رکورد تازه‌ای برای قیمت فروش عکس در دنیا برجای گذاشت.

    در این حراجی معتبر تعداد ۶۵ قطعه از بهترین عکس‌های اودون که حقوق‌ همه‌‌شان متعلق به «بنیاد ریچارد اودون» بود، به مبلغ ۵ میلیون و ۴۶۷ هزار و ۲۵۰ یورو (حدود ۷.۵ میلیون دلار) به فروش رسید. طبق اعلام سایت خانه‌ی حراجی کریستی ۵۷ درصد این خرید بزرگ توسط مشتریانی از اروپا و ۴۲ درصد توسط آمریکایی‌ها انجام شده است. این بزرگ‌ترین عرضه‌ی آثار برجای مانده از این عکاس معاصر آمریکایی بود و پیش از این هرگز این تعداد از عکس‌های اودون بطور یک‌جا برای فروش در جایی ارائه نشده بود. مسئولین بنیاد اودون اعلام کرده بودند که عواید حاصل از این حراج را خرج حمایت از اقدامات خیریه و بشردوستانه‌ی بنیادشان خواهند کرد.



   گران‌ترین عکس به فروش رفته در میان ۶۵ اثر ارائه شده در حراجی پاریس،«Dovima with elephants» نام داشت که در سال ۱۹۷۸ در سایز بسیار بزرگ چاپ شده و در قالب یک تور نمایشگاهی که موزه‌ی هنر متروپولیتن برای آثار «ریچارد اودون» با گرایش عکاسی «مدل و پرتره» برگزار کرد، به نمایش در آمده بود. این عکس که مشهورترین اثر عرضه‌شده‌ی اودون در این حراجی بود و به گفته‌ی مسئولین بنیاد اودون بزرگ‌ترین سایز چاپ عکس در دنیا را داراست، توسط کارشناسان کریستی به میزان بیش از ششصد هزار یورو برآورد قیمت شده بود. ولی نهایتا توسط «Maison Christian Dior» به مبلغ ۸۴۱ هزار یورو (حدود یک میلیون و ۱۵۳هزار دلار) خریداری شد و عنوان گران‌ترین عکس حراجی را از آن خود نمود. این عکس را «ریچارد اودون» در آگوست ۱۹۵۵ برای تبلیغات یکی از انواع لباس‌های شرکت فرانسوی «کریستین دیور» در پاریس و از مدل مشهوری (Fashion Model) به نام «Dovima» گرفته است. این عکس بزرگ پس از پایان تور موزه‌ی متروپولیتن، به مدت ۲۵ سال جایی نزدیک ورودی استودیوی شخصی «ریچارد اودون» در منهتن نیویورک نصب شده و سپس از سال ۲۰۰۵ و پس از تعطیلی استودیو، در درگاه ساختمان اداری بنیاد اودون قرار داده شده بود.



  یک سری ۴ تایی از عکس‌های اودون با عنوان «The Beatles Portfolio» نیز که وی در سال ۱۹۶۷ در استودیوی شخصی‌اش در نیویورک از ۴ عضو بریتانیایی گروه موسیقی «The Beatles» گرفته بود در این حراجی توسط یک کلکسیونر ناشناس اروپایی به مبلغ ۴۴۵ هزار یورو (حدود ۶۱۰ هزار دلار) خریداری شد و از نظر ارزش فروش پس از تک‌عکس «Dovima with elephants» در جای دوم ایستاد. عنوان سوم گران‌ترین عکس فروش رفته در این حراجی هم نصیب سری عکس‌هایی با عنوان «Andy Warhol and Group» شد که در سال ۱۹۶۹ عکاسی شده‌اند. تاجری آمریکایی این سری عکس را به مبلغ ۳۰۱ هزار یورو (حدود ۴۱۳ هزار دلار) خرید. از دیگر کارهای مشهور اودون که در این حراجی فروخته شدند می‌توان به پرتره‌ی کلاسیکی اشاره کرد که وی در سال ۱۹۵۷ از هنرپیشه‌ی معروف سینما «مرلین مونرو» در نیویورک گرفته بود؛ پرتره‌ای تاریخی که به ارزش ۱۶۹ هزار یورو (حدود ۲۳۲ هزار دلار) به فروش رسید.

  در شرایطی که رکود جهانی اقتصاد هنوز سایه‌ی خود را از سر بازارهای هنر کم نکرده ‌است، طبق اعلام سایت کریستی نه تنها تمام ۶۵ اثر ارائه شده توسط «بنیاد ریچارد اودون» + در حراج امسال به فروش رفت بلکه هر کدام از این آثار با قیمت‌هایی بیشتر از برآورد اولیه‌ی کارشناسان این حراجی فروخته شدند. پیش از برگزاری حراج، کارشناسان کریستی برآورد کرده بودند که این مجموعه‌ی ۶۵ عکسی کارهای «ریچارد اودون» نهایتا و در بهترین حالت بین ۳ تا ۵ میلیون یورو به فروش خواهد رفت ولی نتیجه‌ی بدست آمده بیشتر از برآورد آنها شد. (ریز قیمت عکس‌ها +)
بدین‌ترتیب ضمن ثبت رکوردی در فروش آثار عکاسی در یک حراجی بین‌المللی، مسئولین کریستی مصمم‌تر شدند تا برنامه‌ی خود برای برگزاری سالانه‌ی یک حراج بزرگ ویژه‌ی عکس را در سال‌های آتی نیز پی بگیرند و قرار شد که به زودی برنامه‌ی زمانی دقیقی را برای برگزاری حراج ویژه‌ی عکس سال ۲۰۱۱ کریستی در پاریس اعلام کنند. با این حساب شاید بتوان امید داشت تا حراجی‌های اینچنینی، «اقتصاد عکاسی هنری» را در جهان تغییر دهند و رونق بیشتری بخشند.

پی‌نوشت: «ریچارد اودون» (Richard Avedon) در بهار سال ۱۹۲۳ در نیویورک و در خانواده‌ای روس‌تبار که از مهاجران یهودی بودند، به دنیا آمد. اودون یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان عکاس در طول تاریخ عکاسی لقب گرفته و در منابع زیادی از او بعنوان یکی از ۵۰ عکاس تاثیرگذار این رشته نام برده شده است. عکاسی مشاهیر، مد، اجتماعی و خبری از جمله زمینه‌هایی هستند که اودون در آن به فعالیت پرداخت ولی وی شهرت ماندگارش را بیشتر مدیون نگاهی متفاوت و خلاق در زمینه‌ی عکاسی مد (Fashion) و پرتره است. اودون در نیمه‌ی قرن بیستم چنان انقلابى در عکاسى از مدل‌ها (Fashion Models) به راه انداخت که خیلی از عکاسان و منتقدین هنری، «عکاسی مد در استودیو» را به قبل و بعد از «ریچارد اودون» تقسیم‌بندی می‌کنند.

   سبک و شیوه‌ی عکاسى اودون و پرتره‌هاى او در خلال سال‌هاى فعالیتش بارها دگرگون شد. عکس‌های او در مجلات و رسانه‌های معتبری چون «نیوزویک»، «لایف»، «نیویورکر»، «هارپرز ویکلی» و «ووگ» به چاپ رسید و پروژه‌هایی را برای شرکت‌های «رولون» و «کریستین دیور» اجرا کرد که بعدها به بخشی از آثار ماندگار و تاثیرگذار «عکاسی مد» تبدیل شدند. وی در سال ۱۹۷۰ تنها چند سال پس از موفقیت‌های تجاری‌اش به ویتنام و قلب درگیری‌ها در شهر «هانوی» رفت و مدتی را به گزارشگری وضعیت اجتماعی مردم ویتنام پرداخت. اما شاید چون از عکاسی مد و تبلیغاتی پول خوبی بدست می‌آورد و می‌خواست اعتبار بیشتری، به عنوان یک «عکاس هنرمند» کسب کند تا «عکاسی خبری» یا «مستند»، عکس‌هایی را که از قربانیان «ناپالم» در ویتنام به همان شیوه‌ی سابقش در عکاسی مد و با استفاده از زمینه‌ی سفید گرفته بود، برای عموم به نمایش نگذاشت. سرانجام این عکاس شهیر آمریکایی در پاییز سال ۲۰۰۴ در اثر عارضه‌ی مغزی در سن ۸۱ سالگی در سن‌آنتونیوی ایالت تگزاس درگذشت.

 

منبع :    http://www.akkasee.com

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠

هنر عکاسی

هنر عکاسى در میان هنرهاى کاربردى از ظرافت، دقت و اهمیت خاصى برخوردار است. فتوگرافى از دو بخش photo به معنى نور و Graphic به معنى ثبت کردن مى‌باشد که مجموعاً ثبت کردن نور یا نورنگاری، در واقع به معنى عکاسى و عکسبردارى است که با استفاده از وسایل فیزیکى و شیمیایى تصاویر دنیاى خارج را مى‌توان ثبت کرد. بنابراین عکاسى نور است که خود یک‌نوع انرژى است.

عکاسى فى‌نفسه وسیله‌اى است که در آفریدن کار هنرى از آن بهره گرفته مى‌شود. عکاسى در عرصهٔ خلاقیت با هنر وجه اشتراک دارد؛ زیرا هرگونه کار عکاسى با دخالت ماهیتاً با دخالت نیروى تخیل انجام مى‌شود. هرعکس، حتى یک عکس فورى که تصادفاً گرفته شده باشد، بازتابى از نوعى سازماندهى تجربه و ثبت یک صورت ذهنى است. به این ترتیب، موضوع و سبک هر عکس، از دنیاهاى درونى و بیرونى شخص عکاس خبر مى‌دهد.    
    دوربین معمولاً چیزى بیش از یک وسیلهٔ ثبت در نظر گرفته نمى‌شود؛ اما عکاسى به‌هیچ‌‌وجه یک وسیلهٔ خنثى نیست. هرعکسی، تفسیر دوباره‌اى از جهان پیرامون ماست و ما را عملاً بر آن مى‌دارد که این جهان را به شکلى جدید ببینیم.    

منبع:http://www.aftabir.com/art/photography/definition/

  
نویسنده : رضا ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤

آشنایی با عکاسی خبری یا فوتوژورنالیسم

به قول دبیرهای ریاضیات اجازه دهید «به طور شهودی» عکاسی خبری را معرفی کنم:

عکس‌ خبری آن نوع عکس‌ یا تصویری است که معمولا در روزنامه‌ها و مجلات منتشر شده و کاربرد اصلی آن خبررسانی است.

اما برای عکس‌های خبری خصوصیت‌های متمایز کننده‌ و خاص‌تری هم می توان قایل شد. اغلب عکس‌های خبری دارای همه خصوصیت‌های زیر می‌باشند:

1. وابستگی به یک بازه زمانی معین: معمولا عکس‌های خبری با توجه به زمینه زمانی و توالی تاریخی سیر رویدادهایی که به آن مربوط می‌شوند معنا پیدا می‌کنند.

افغانستان 1996 – سوگواری برای برادری که توسط موشک طالبان کشته شده است. این عکس همانند بیشتر عکس‌های خبری در چارچوب وقایع پیرامونی آن (در این‌جا جنگ‌های داخلی در افغانستان در دوران طالبان) معنا پیدا می‌کند. عکس فوق توسط جیمز ناکت عکاس مشهور خبری گرفته شده است.

2. عینی گرایی: خصوصیت دیگر عکس‌های خبری عینی‌گرایی یا بی‌طرفی آنها است. در واقع عکس خبری تا حد امکان باید واقع‌گرایانه باشد (انتزاعی یا ذهنی نباشد) و سعی در «نمایش واقعیت به صورتی که اتفاق افتاده است» داشته باشد. عکس خبری به نوعی سند شبیه است که می خواهد ثابت کند «این اتفاق افتاده است» یا «این نما این‌گونه بوده است».

3. روایت‌گونه یا داستان گو: خصوصیت دیگر عکس‌های خبری روایی بودن آن‌هاست. عکس‌های خبری معمولا همراه با خود داستان یا روایتی دارند که می‌تواند موضوع خبر یا گزارش باشد. عکس خبری، راوی سیر وقایعی است که از لحاظ زمانی و مکانی عکس را احاطه کرده‌اند. عکس خبری یک «فریم» و یک «برش» از واقعیتی است که در جریان بوده است و عکاس آن را به عنوان نماینده کل داستان (واقعیت جاری) انتخاب کرده است.

4. لحظه‌ای بودن: شاید مهمترین خصوصیت عکاسی خبری خصوصیت لحظه‌ای بودن آن است. عکاس خبری معمولا عکس‌هایش را از قبل پیش‌بینی نمی‌کند (نمی‌تواند پیش‌بینی کند). همچنین او امکان تنظیم صحنه یا نور را زوایه دید را ندارد. او مجبور است خود را در زمان و محلی که کانون اخبار هست (یا ممکن است بعدها بشود) قرار دهد و مترصد شکار لحظه‌های جالب بماند. دیگر اینکه در بسیاری از موارد عکاس خبری فرصت تکرار عکس را ندارد چون سوژه معمولا یا در حال حرکت است یا از نظر زمانی فقط برای مدت کوتاهی در دسترس. به این ترتیب عکاس خبری مجبور است از توانایی و مهارت تشخیص و پیش‌بینی موقعیت و به‌ویژه تحرک و چابکی بالایی برخوردار باشد.

توجه داشته باشید که عکاسی خبری با عکاسی مستند فرق می کند، اگر چه اصولا مرز دقیقی نمی توان میان این دو کشید و این دوگونه عکاسی ممکن است در برخی زمینه های مشترک باشند. عکاسی مستند حوزه وسیع تری را در بر می گیرد و می تواند محدود به بازه زمانی یا تاریخی مشخصی نباشد. عکاسی مستند محدود به حوزه خبر نیز نیست و می تواند موضوعات مختلفی مانند تحقیقات علمی در حوزه های طبیعی یا اجتماعی را نیز شامل شود.

از عکس های کاوه گلستان در مورد جنگ ایران و عراق

5. همبستگی حسی عکاس با موضوع: عکاس خبری معمولا در معرض همان خطراتی است که در محیط خبری به صورت واقعی وجود دارد. خطراتی مانند جنگ، شورش، تروریسم، بلایای طبیعی، بیماری، گروگان‌گیری و موارد دیگر این نوع از عکاسان را تهدید می‌کند. عکاس‌های خبری نمی‌توانند دور از مهلکه بمانند و تا آرام شدن اوضاع صبر کنند، چرا که ثبت لحظه به لحظه و عینی وقایعی که در جریان هستند، جذابیت و ارزش ویژه خبری دارد و به اصطلاح عکس هر چه زنده‌تر باشد از لحاظ خبری جذاب تر می شود. به این ترتیب عکاس خبری ناچار است «خود را با موضوع عکاسی درگیر کند» و با توجه به انواع مخاطراتی که در پیش دارد، به ناچار از لحاظ عاطفی درگیر می‌شود. عکاس خبری ضمن رعایت بی‌طرفی و اصل عینی‌گرایی اصولا نمی‌تواند از لحاظ حسی و ذهنی با موضوع درگیر نشود. این تناقض عجیب و شگفت‌انگیز است که عکس‌های خبری در محیط‌هایی مانند «جنگ» یا «انقلاب» را جذاب و متمایز می‌کند.

خصوصیت‌های «عکاسی خبری» به قدری در فرهنگ عکاسی تثبیت شده است که گاهی شاهد عکاسی در حوزه‌های مختلف به «سبک خبری» هستیم. مثلا ممکن است با استفاده از تکنیک‌ها و ویژگی‌های عکاسی خبری از یک منظره یا یک رویداد خانواده‌گی عکس‌برداری کرد و حال و هوای خبری (واقع‌گرایانه) به آن داد. از تکنیک ها و سبک و سیاق عکاسی خبری در تهیه و تنظیم تبلیغات موثر تجاری یا سیاسی به صورت گسترده‌ای استفاده می شود، چون ماهیت واقع‌گرایانه سبک عکاسی خبری، تبلیغات را باورپذیرتر می‌سازد.

 

منبع:http://akkasi.wordpress.com/

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱

هستی‌شناسی عکس‌های خانواده‌گی

 

اگر کسی به عکس‌های خانواده‌گی ما نگاه کند فکر می‌کند ما موجودات همیشه خوشی هستیم؛ فارغ و دور از هر گونه اندوه و حادثه. مردم عادت دارند لحظه‌های شاد زندگی خود را ثبت کنند. هیچ‌کس از چیزی که می‌خواهد از آن فرار کند عکس نمی‌گیرد، چیزی را که بخواهد فراموش کند. برای اغلب آدم‌ها عکاسی یکی از اشکال هنری نیست، بلکه یک موضوع عادی و طبیعی در زندگی است؛ کاری که انجام می‌شود فقط به خاطر این‌که عادی است. همین و همین. آنقدر عادی و بی‌اهمیت که برای گرفتن یک عکس ممکن است چند لحظه یا ثانیه هم زیاد به نظر برسد.

اینها ترجمه جملاتی است که در ابتدای فیلم «عکس فوری در یک ساعت» یا One Hour Photo توسط راوی نقل می‌شود.BillionMonkeyCartoon این جمله‌ها ماه‌ها بعد از این‌که فیلم را دیدم هنوز در ذهنم باقی مانده بودند، شاید بیشتر از صحنه‌های خود فیلم. و این موضوع (یعنی اثر دراز مدت تاثیر نوشته، عکس یا فیلم در ذهنم) همیشه برایم بهترین معیار میزان علاقه‌ام به یک مطلب بوده ‌است. 

بررسی «عکاسی خانواده‌گی» یا «عکاسی غیرحرفه‌ای» موضوع جالبی است. تا جایی که می‌دانم تئوریسین‌های زیبایی‌شناسی هنر و به خصوص عکاسی کمتر به این نوع عکاسی و خصوصیات بارز آن توجه کرده‌اند. به ذهنم رسید مقدمه کوچکی در مورد ماهیت عکاسی غیرحرفه‌ای بنویسم که البته برداشت‌های تجربی و شخصی خودم هستند و مسلما کار تئوریک و تحقیقی در این زمینه مجال و دانش ِ بیش می‌طلبد.

عکاسی «غیرحرفه‌ای» چیست؟
بسته به زاویه دید و نوع بررسی می‌توان تعریف‌های مختلفی برای انواع عکاسی به دست آورد. یکی از متداول‌ترین دسته‌بندی‌های عکاسی، آنرا به سه دسته عکاسی «حرفه‌ای»، «آماتوری پیشرفته یا نیمه‌حرفه‌ای» و «آماتوری یا غیر‌حرفه‌ای یا خانواده‌گی» تقسیم می‌کند. در بسیاری موارد اصطلاح عکاسی آماتوری به جای همان عکاسی آماتوری پیشرفته یا نیمه‌حرفه‌ای به کار می‌رود که غلط مصطلحی است و به همین علت هم من در این نوشته از اصطلاح «عکاسی غیرحرفه‌ای» استفاده می‌کنم. 

عکاسی غیرحرفه‌ای هنری فراگیر است
چند نفر را می‌شناسید که عادت به نوشتن خاطرات خود داشته باشند؟ چند نفر از آشنایان یا دوستان شما در طول زندگی خود مجموعه‌ای از آثار مجسمه‌ای ِ دست‌ساز خلق کرده‌اند؟ چند نفر را می‌شناسید که دستی در موسیقی داشته باشند و در حد نواختن یک ساز با موسیقی آشنا باشند یا در دوران فراغت خود «آهنگ‌سازی» کنند؟4_family8_sm
متاسفانه نتواستم آمار دقیقی از ضریب نفوذ «خلق آثار هنری» مختلف در میان مردم پیدا کنم اما قویا اعتقاد دارم از نظرگاه تولید هنری، عکاسی غیرحرفه‌ای یا خانواده‌گی یکی از محبوب‌ترین رشته‌های هنری است و شاید محبوب‌ترین آنها. در اغلب خانه‌ها آلبوم‌های عکس خانواده‌گی وجود دارد که همچون آثار مهم و عزیز هنری از آنها نگهداری می‌شود. خالق بیشتر این عکس‌ها اعضای خانواده هستند و البته بخشی از آن‌ها هم در آتلیه‌های عکاسی تهیه شده است. اما تقریبا همیشه درصد قابل توجهی از عکس‌های آلبوم‌های خانواده‌گی توسط دوربین‌های ارزان قیمت و توسط آدمهایی که هیچ‌گونه تخصصی در عکاسی ندارند گرفته می‌شود. احتمال وجود داشتن یک آلبوم عکس خانواده‌گی در منزل یک خانواده‌ «متعارف» از طبقه متوسط شهری بیشتر از احتمال وجود دفترچه خاطرات روزانه و یا یک آلت موسیقی است.

اهمیت آلبوم‌ عکس خانواده‌گی
آلبوم‌های عکس خانواده‌گی معمولا در بهترین و امن‌ترین نقطه خانه نگهداری می‌شوند. جایی که کمتر در معرض عبور و مرور است و دست رطوبت و موریانه به آن نمی‌رسد. اگر خطر دزدیدن جواهرات وجود نداشت، احتمالا آلبوم‌های عکس نقاط امن‌تری مانند گاوصندوق‌ها را در منزل خانواده‌ها اشغال می‌کردند.family در شرایط خطر و یا اضطرار مانند آتش‌سوزی، بعد از «اشخاص» و «مدارک مهم» مانند کارت شناسایی و احتمالا اشیای گران‌بها، خانواده‌ها آلبوم‌های عکس خود را نجات می‌دهند.

خاطرات دیجیتال
عصر دیجیتال به هیج وجه از محبوبیت و گسترده‌گی کاربرد عکاسی غیر‌حرفه‌ای نکاسته است. کاملا برعکس به نظر می‌رسد به صورت روزافزون تعداد بیشتری عکس غیر‌حرفه‌ای گرفته می‌شود که سهم عکس‌های دیجیتال پیوسته در حال افزایش است. سهولت و ساده‌گی عکاسی دیجیتال، هماهنگی کامل با خصوصیات عکاسی غیرحرفه‌ای دارد. اما این خصوصیات چیستند؟ در ادامه به برخی از مهمترین خصوصیات عکاسی ِ غیر‌حرفه‌ای اشاره می‌کنیم:

More...
خصوصیات زمانی (Temporal)
عموما افراد و خانواده‌ها ترجیح می‌دهند لحظه‌های شاد و مهم زندگی خود را در غالب عکس ثبت کنند. رسانهٔ عکس از نظر کاربرد زمانی خانواده‌گی به عنوان یک رسانه شاد شناخته می‌شود. چیزی که در مورد رسانه نوشتن کمتر مصداق دارد و افرادی که عادت به نوشتن دارند معمولا یا همه جزییات شاد و غمگین و روزمره زندگی خود را ثبت می‌کنند و یا گرایش بیشتری به ثبت وقایع درونی دارند. البته در موارد نادر ممکن است افراد اقدام به ثبت (عکس) لحظه‌های غمگین یا خاص زندگی خود کنند، اما اولا اینگونه عکس‌ها جنبه عمومی ندارند و ثانیا این افراد اغلب روحیه عکاسی نیمه‌حرفه‌ای دارند و به همین دلیل از موضوع عکاسی غیرحرفه‌ای دورتر هستند. cartoon-picture-of-groom-bride

خصوصیت دیگر عکس‌های غیرحرفه‌ای وابستگی شدید آن‌ها به زمانی است که در آن ثبت شده‌اند. یک عکس غیرحرفه‌ای خانوادگی معمولا برچسبی از زمان بر خود دارد که آن را از همه عکس‌های دیگری که در زمان‌های دیگر گرفته شده‌اند متمایز می‌کند. مانند «این عکس من است در شش سالگی…» از این لحاظ عکس‌های غیرحرفه‌ای یا خانواده‌گی به «عکس‌های خبری» نزدیک هستند. آن‌ها «اخبار» مربوط به خانواده را در تاریخ ثبت می‌کنند.

خصوصیات فضایی (مکانی)  (Spatial)
عکس‌های غیرحرفه‌ای اغلب از نظر مکانی هم دارای وجوه مشترک زیادی هستند. به طور کلی عکس‌های خانواده‌گی و یا غیر‌حرفه‌ای در مکان‌هایی گرفته می‌شوند که آدم‌ها و به خصوص آدم‌های آشنا حضور دارند. آبژه عکس‌های غیرحرفه‌ای «انسان آشنا» و «محیطی است که او در آن نفس می‌کشد». انسان آشنا می‌تواند خود فرد، عضوی از خانواده، دوست، فامیل و یا یک همسفر باشد. محیط مانوسش هم یا خانه است، یا مدرسه و یا محلی که خاطره‌ای در آن رخ داده است. بسیاری از عکس‌های غیرحرفه‌ای اختصاص به ثبت «موقعیت‌هایی» دارند که افراد در آنها قرار می‌گیرند. به این ترتیب افراد حضور خود را در مکان‌های مختلف به کمک عکس ثابت می‌کنند. «این عکس من است در کنار درب موزه لوور»، «این عکس همسر من است در حیاط خانه عموی بزرگ» و …  

خصوصیات معنایی (Semantic)
شاید پیچیده‌ترین نوع نگاه به عکس‌های نیمه‌حرفه‌ای نگاه از زاویه «معناشناختی» باشد. با این وجود مطالعه مقدماتی عکس‌های غیرحرفه‌ای ما را با الگو‌های آشنا و مهمی آشنا می‌کند.

عکس‌های غیرحرفه‌ای معمولا برون‌گرایانه و عینی (objective) هستند. به این معنی که کمتر خصوصیات ذهنی سوژه عکاسی (subject) یا شخص عکاس را نمایش می‌دهند. عکاسی مانند هر غالب هنری دیگری می‌تواند بیان‌گرایانه (expressive) باشد،Parade اما عکس‌های غیرحرفه‌ای عموما غیربیان‌گرایانه یا در واقع واقع‌گرایانه (realistic) هستند و به اصطلاح به واقعیت محض بیشتر وفادارند. یک عکس خانواده‌گی بیشتر از هر نوع عکس دیگری صادق است، به این مفهوم که چیزی را که نشان می‌دهد مهم‌تر و قبل‌تر از هر چیز وجود داشته است، حتی مهم‌تر از اهمیت نقش عکاس یا این واقعیت که او وجود داشته است. در معناشناسی عکس‌های غیر‌حرفه‌ای صحبتی از عکاس (subject) نیست و هر چه هست در کادر عکس ثبت شده است. عکاسی غیر‌حرفه‌ای «عینیت صادقانه محض» (sincere pure objectivity) است.

خصوصیت پسینی (a posteriori)
نکته جالب توجه در عکاسی غیرحرفه‌ای نحوه پراکنده‌گی میزان اهمیتی است که افراد به آن می‌دهند. عموما عکس در لحظه‌ای که عکاسی می‌شود و قبل از آنکه عکاسی شود اهمیت اندکی دارد. در این مرحله افراد اهمیت کمی به عکس می‌دهند و اصطلاحا فقط آن را می‌گیرند. این وجه مشخصه به حدی مهم است که شاید بتوان گفت هر کسی که هنگام گرفتن عکس به آن اهمیت زیادی دهد و وقت و دقت و انرژی قابل توجهی برای گرفتن آن و تنظیم کردن آن صرف کند از گروه عکاسان غیرحرفه‌ای نیست و روحیه نیمه‌حرفه‌ای دارد. عکاسان عکس‌های غیرحرفه‌ای بعدها که زمان و مکان عکاسی سپری شد کم‌کم بهای بیشتری به عکس‌ها می‌دهند و این موضوع را می‌توان از پی‌گیری‌ها و تعجیلی که در ظهور و چاپ عکس‌های خانوادگی می‌کنند و وقتی که صرف نگاه کردنشان می‌کنند و لذتی که از مشاهده آنها می‌برند فهمید. به این ترتیب عکاسی غیرحرفه‌ای دارای اهمیت پسینی (a posteriori) است. برخلاف عکاسی نیمه‌حرفه‌ای و حرفه‌ای که در آن جنبه‌های پیشینی (a priori) عکس هم بسیار مهم است. به عنوان یک فرد علاقه‌مند به عکاسی جدی‌تر همیشه از کلنجار مزمنی که با افراد مختلف هنگام گرفتن عکس دارم رنج برده‌ام. افراد معمولا حاضر نیستند بیشتر از چند ثانیه برای گرفتن یک عکس وقت صرف کنند و معمولا وسواس کسانی مثل من را بر نمی‌تابند. اما همیشه همین افراد وقتی که زمان سپری می شود با سماجت از من می خواهند که یک نسخه از عکس‌ها را به آن‌ها بدهم! یکی از دلایل این بی حوصلگی هم به خصوصیتی که قبلا به آن اشاره کردم بر می‌گردد. عکاسی غیر‌حرفه‌ای تا آنجایی که بتواند واقع‌گرایانه و صادق است و از هر گونه تلاش بیانگرایانه عکاسانی چون من برای ذهنی‌تر کردن عکس می‌گریزد.

اهمیت عکس‌های خانواده‌گی

عکاسی غیرحرفه‌ای موضوعی بسیار گسترده و مهم است که کمتر به آن توجه تئوریک و جدی شده است. این در حالی است که عکاسی غیرحرفه‌ای بیشتر از هر نوع دیگر عکاسی به ما نزدیک است و نادیده گرفتن آن از لحاظ فلسفی از همان ماهیت است که نادیده گرفته شدن هوا توسط موجودات زنده!

 

منبع:http://akkasi.wordpress.com/

  
نویسنده : رضا ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱