- آموزش عکاسی (٢٤)
- عکاسی (۱٩)
- مفاهیم عکاسی (۱٠)
- فلسفه عکاسی (٦)
- عکاسی خیابانی (٤)
- نورپردازی (٤)
- رنگ در عکاسی (٢)
- عکاسی آماتور (٢)
- عکس سیاه و سفید (٢)
- عکاسی چهره (٢)
- ژست گرفتن (٢)
- عکاسی مستند (٢)
- اتــاقک تــاریک (۱)
- پولاریزه (۱)
- آموزش ترکیب بندی (۱)
- تعادل در ترکیب بندی (۱)
- jan bölsche (۱)
- جول مِیرُویتز (۱)
- joel meyerowitz (۱)
- آموزش دیدن (۱)
- عکاسی مواد غذایی (۱)
- تکنیک بوکه (۱)
- تصاویر hdr (۱)
- نگریستن (۱)
- bokeh (۱)
- عکس تک رنگ (۱)
- فوتوژورنالیسم (۱)
- پول و هنر (۱)
- معرفی دوربین (۱)
- تاریخچه عکاسی (۱)
- فیلتر (۱)
- عکس رنگی (۱)
- لنز (۱)
نویسنده: مایکل ریچمن
" در عکاسی، خلاقیت یک فرآیند سریع و لحظه ای است، یک فوران است، یک عکسالعمل است. گذاردن دوربین در خط آتش چشم ها، و ربودن لحظه با این جعبه کوچک هر زمان که صحنه ای شما را متحیر ساخت، قاپیدن لحظه در میان هوا، بدون کلک، بدون اینکه فرصت دور شدن به آن بدهید. انگار یک نقاشی خلق می کنید، در هر همان دم که عکسی را میگیرید."
هنری کارتیه برسون
مقدمه
این روزها مرا بیشتر بخاطر عکسهای منظرهام میشناسند، ولی من کارم را بصورت یک عکاس مستندنگار و فتوژورنالیست شروع کردم. این دوره عمدتا بین دهه 60 تا 70 بود. اخیرا دوباره به عکاسی در خیابان بازگشتهام و سعی در کشف مجدد این جنبه از عکاسی دارم. 
فرشته. تورنتو 1966
با یک لایکا M3 و لنز 50 mm f/2 Summicron عکاسی شده است.
عکاسی خیابانی و حریم خصوصی
عکاسی خیابانی مستلزم نزدیک شدن به مردم است، غالبا خیلی نزدیک. برای این که در چنین شرایط عکاسی موفق باشید شما باید در صحنه باشید، جزئی از آن، نه یک ناظر دور، و این بدان معنی است که با لنز واید عکاسی نمایید، لنزی که حداکثر 50 م.م. باشد. با یک لنز زاویه باز شما یک شریک در صحنه هستید و با تله فتو در بهترین حالت یک ناظر و در بدترین حالت یک فضول محسوب میشوید.
عکاسی به این طریق به معنی وارد شدن در حریم خصوصی معمول مردم است. به همین خاطر مکانهایی مانند خیابانهای شلوغ شهرهای بزرگ، میان راهها، کارناوالها، رژهها و نظایر آن مکانهای مناسبی برای این نوع عکاسی هستند. 
قماربازان – تورنتو 2001
با لایکا M6 TTL و لنز 35mm f/1.4 Summilux ASPH
هر چه شلوغی بیشتر باشد، محدوده حریم خصوصی افراد کوچکتر میشود. هر چند حریمی را که فرد برای خودش محفوظ میداند و انتظار دارد دیگران رعایت کند تا حد زیادی به فرهنگ هر جامعه بستگی دارد. در بعضی از کشورها بیشتر از سایر جاها مردم بصورت عادی در انظار عمومی میایستند، صحبت میکنند و بیشتر هم را در آغوش میگیرند. اما قوانین ننوشته عمومی همه جا حاکم است.
در یک نمایشگاه، در میان راه یک کارناوال، در یک اتفاق ورزشی، رژه، کنسرت یا مراسم عمومی، نیاز مردم به حریم شخصی و بنابر این به تنهایی کاهش مییابد. سطح تحریک احساسات نیز در این گونه وقایع بالاتر است که باعث کاهش احساس نیاز به حریم بیشتر میشود. در بیشتر این موقعیت ها مردم سرگرمند و بنابر این راحتتر با موضوعات مختلف برخورد میکنند.
بدترین وضعیت شلوغی را میتوان یک آسانسور پر از جمعیت تصور کرد. مردم در فضایی کوچک به صورت شانه به شانه با غریبهها ایستادهاند. در چنین شرایطی شاید گرفتن عکس یک تعرض غیر قابل تصویر باشد، هر چند که انجام آن عملا غیر ممکن هم نیست.
اطلاع از چنین موضوعاتی برای عکاسی خیابانی موثر و جالب بسیار مهم است. اگر دوربین را در صورت کسی بگیرید که تنها روی نیمکت خالی یک پارک در حال مطالعه است، به احتمال زیاد با برخوردی خشن روبرو خواهید شد. اما میتوانید خیلی راحت به کسی که در میان یک جمعیت در حال تماشای بازی فریزبی کودکان است حتی نزدیکتر از موقعیت قبلی شوید.
بیان داستان در یک عکس تکی
پسر و پروازکنندگان- تورنتو، 2001
فرض کنید از میلیونها کارمند در کنار هم در حال کار پشت ماشین تحریرشان، یک عکس اتفاقی میگیرید، این عکس اگر خیلی lممتاز و عالی نباشد، حداقل یک عکس جالب خواهد بود. اما چه چیزی برای گفتن دارد؟
من فکر میکنم برای اینکه یک عکس خیابانی موفق باشد باید چیزی در صحنه بصورتی معنادار با عکاس حرف بزند، حتی اگر چیزی باشد که فوری هم آشکار و قابل تشخیص نباشد. عکاسی خیابانی موثر بیان یک داستان در یک عکس است، نه فقط ثبت ساده چیزی که در زمان و مکان مشخصی وجود داشته است.
عکاسی از کودکان در جمع
دختر و عروسکها – فلورانس- 2001، Canon D30 و لنز 28~135mm IS
این دختر کوچک مقابل پنجره یک فروشگاه عروسک در فلورانس استالیا ایستاده بود. وادین کودک دقیقا پشت سر او ایستاده بودند و من همراه همسرم به سمت آنها قدم میزدم. قبل از بالا بردن دوربین به سمت چشمم لبخندی به والدین کودک زدم و آنها هم در جواب به من لبخند زدند. ما جذابیت آنچه را که میدیدیم تشخیص دادیم. بعداز گرفتن چند عکس، دوباره به هم لبخندی زدیم و به راه خودمان ادامه دادیم. اگرمن با همسرم نبودم نمی دانم عکس العمل آنها نسبت به من همینطور بود یا نه.
به این جنبه از عکاسی خیابانی با احتیاط نزدیک شوید. عکاسی از دختری کوچک که روی شانه پدرش نشسته است یک موضوع است و عکاسی از یک کودک تنها در یک مکان عمومی هم موضوعی کاملا متفاوت است. "جان برانلو" که یک عکاس خیابانی حرفهای است به من نصیحتی کرد، گفت در نظر بگیر اگر دختر کوچک شما یک روز خانه بیاید و بگوید پدر، امروز یک مرد در پارک عکس مرا گرفت، چه فکری میکنید.
چه تجهیزاتی لازم است؟
براحتی می توان گفت از هر دوربین قابل حملی میتوان استفاده کرد. ولی از روی تجربه می توان گفت که دوربینهای رنج فایندر بدلایل مختلفی ارجحیت دارد. این دوربینها بخاطر اندازه کوچکتر و قیافه خاصشان که در دید غیر عکاسان چندان جدی به نظر نمیرسند بهترند. مثلا به کسی که یک دوربین Nikon F5 با لنز 70-210mm Zoom در دست دارد عکاس حرفهای میگویند، ولی کسی که یک Leica M6 با لنز 35mm دارد را چندان جدی نمیگیرند.
البته در این نوع عکاسی بیشتر روی دست عکاسی میشود و دوربینهای رنجفایندر با بخاطر اینکه آینه متحرک و مکانیزمهای مربوطه را ندارند، معمولا قادر به گرفتن عکسهایی شارپتر در سرعتهای یکی دو گام پایینتر شاتر نسبت به SLR ها هستند. 
شمارش – تورنتو، 2001
دوربین Leica M6 TTL و لنز f/1.4 Summilux ASPH
بخاطر نیاز به تغییر فاصله سریع نسبت به سوژه برای تغییر پرسپکتیو، در اختیار داشتن چند انتخاب برای لنز مهم است. بهترین راه برای تغییر سریع لنز این است که مجبور به تعویض لنز نباشید! این یعنی یک بدنه دیگر همراه داشته باشید. بدنه کوچک و سبک رنج فایندرها در این مورد نیز بسیار کمک می کند.
برای انتخاب لنز من همیشه از لنزهایی با فاصله کانونی 28 م.م.، 35 م.م.، و 50 م.م. برای عکاسی خیابانی استفاده میکنم. لنزهای با فاصله کانونی بلندتر به ندرت بکار میآیند. لنز وایدتر مانند 21 م.م. یا 24 م.م. یا حتی 12 م.م. یا 15 م.م. نیز می تواند دیدی خاص برای عکس ایجاد گندف ولی کم استفاده است. استفادهاز لنزهایی چنین واید روی دوربین های رنج فایندر نتیجه معکوس داردف چون این دوربینها برای استفادهاز چنین لنزهایی نیاز به یک منظره یاب کمکی دارند. هر چند همانند عکس چرخ و فلک که در بالا دیدید، ممکن است نتیجه کار ارزش تحمل سختی و تلاش بیشتر را داشته باشد.
(نگارنده در مورد نوع فیلم هم توضیحاتی ارائه داده بود، ولی بخاطر کمتر استفاده شدن از نگاتیو در این دوره زمانه این بخش از توضیحات از اصل مقاله ترجمه نشد. با توجه به توصیه نگارنده در مورد نوع فیلم، می توان بصورت معادل استفاده از ایزوهای بالای 400 تا 1600 و نیز استفاده از افکتهای سیاه و سفید و رنگی مختلف را برای شرایط مختلف توصیه نمود.)
دوربینهای جیبی
همانند هر نوع عکاسی، در این نوع نیز وسایلی ایدهال برای عکاسی وجود دارد که ذکر شد و وسایلی نیز هستند که می توانند فرصتساز باشند. در حالی که شاید بیشتر عکاسان خیابانی موافق باشند که شاید دوربینهای سری M لایکا بهترین وسیله برای این نوع عکاسی هستند، ولی با یک دوربین جیبی با کیفیت نیز می توان بخوبی دراین زمینه کار کرد. این دوربینها لنزهای قابل تعویض یا سریعی ندارند، اما با دوربینهای امروزی براحتی می توان با f/2.8 و فاصله کانونی 28 یا 35 م.م. با ایزو 400 عکسهای بسیار خوبی با این دوربینها تهیه نمود.
من دریافتهام که در هنگام سفر با قرار گرفتن در یک فضای نا آشنا ادراکات من قویتر شده و فرصتهای عکاسی بهتری را می توانم پیدا کنم.

بچه مدرسهایها – لندن، 2002. دوربین Ricoh GR1s 28mm f/2.8 lens
این صحنه وقتی درایستگاه کلافام در حومه لندن منتظر ترن بودم نظر مرا بخود جلب کرد. من در حال رفتن به یک قرار ملافات برای نهار بودم و برای عکاسی کردن از قبل برنامهریزی نکرده بودم. اما این صحنه پسر مدرسهای که در افکارش غوطهور شده بود نظر مرا بخود جلب کرد. یک دوربین کامپکت Ricoh GR1s در جیب داشتم و به واسطه همین دوربین چند ثانیه بعد چنین عکسی را در اختیار داشتم.
سه زن – تورنتو، 2002، دوربین Leica M7 با لنز Tri-Elmar 35mm
مرموز نباشید. یک کیف دوربین بزرگ کولهای عجیب و غریب همراه نبرید. یک کیف شانهای کوچک که اندازه بدنه دوربین و لنز و تجهیزات ضروری جا داشته باشد کافی است. لباسی ساده و غیر فاخر بپوشید. لباسی شبیه به مردمی که میخواهید عکسشان را بگیرید بپوشید. دوربینتان را مخفی نکنید. بصورت مرموز و مخفیانه عکس نگیرید. از فاصله دور با لنز تله دردکی عکس نگیرید. یک ناظر یا سرک کش نباشید، بلکه در متن ماجرا مشارکت کنید.
یک روش که من هنگامی که با یک موقعیت مناسب برای عکاسی برخورد میکنم، استفاده میکنم این است که به سمت آن سوژه میروم و مشاهده میکنم و با او مشارکت می کنم. دوربین را به چشمم نزدیک میکنم و نور را چک میکنم و فوکوس را تنظیم میکنم، سپس آن را پایین میآورم و از گردن یا بازویم آویزان میکنم. هرگز مخفی نمی کنم که دارم عکاسی میکنم. سپس وقتی دیدم که ترکیب مناسبی برای عکاسی ایجاد شده است، دوربین را مقابل چشمم برده و شروع به عکاسی می کنم. با این روش من برای بهترین لحظه عکاسی آمادگی لازم را دارم و کسی ناگهان از اینکه میبیند من دارم عکس میگیرم متعجب نمیشود.
حالات مردم بسیار سیال است و فرصتهای ترکیبی موقعیتهای مختلف معمولا بسیار متغیر است. شکار لحظه مناسب بخصوص وقتی بیش از یک نفر در کادر است به سختی کار یک عکاس ورزشی در عکاسی از یک حرکت لحظهای ورزشی است. تا هنگامی که اتفاق مورد نظر فروکش نکرده به عکاسی ادامه دهید. تا جایی که میتوانید عکس بگیرید. نگران فیلم نباشید (م. البته با دوربینهای دیجیتال دیگر از این لحاظ نگرانی وجود ندارد.)
نهایتا این که لبخند بنید. همیشه لبخند بزنید. اگر کسی دوست نداشت عکسش را بگیریدف عکس نگیرید. اگر کسی از جلوی دوربین فرار کرد، به حریم شخصیاش احترام بگذارید و سعی نکنید به هر کلکی دشه از او عکس بگیرید. لبخند بزنید و سعی نمایید شوخ باشید.
001 - یک عکس مثل یک جمله میمونه ، به نوشتن کتاب فکر کنید .
002 - در زمان عکاسی خیابانی ، همیشه لبحند بزن و بگو " ازت ممنونم " .
{ جلب اعتماد ، خوش اخلاق بودن ، رعایت حریم دیگران ، وقتی سوژه عکاسی دیگران هستند }
003 - با قلبت عکاسی کن ، نه با چشمهات .
004 - همراهی با دوستان در زمان عکاسی خیابانی ، اون رو به یک کار لذتبخش تبدیل میکنه .
005 - پرکاربردترین اندازه فاصله کانونی لنز ، 35mm است .
006 - از فوکوس منطقهای استفاده کن ، به توانایی فوکوس اتوماتیک تکیه و اعتماد نکن .
007 - قبل از شروع عکاسی خیابانی ، با یک نوشیدنی (!) خودت رو متعادل کن . :-))
008 - از عکسهات حداقل سه جا بک آپ بگیر ، هارد دیسک چیزی است که میسوزد و میسوزاند :-)
009 - اگر روی نگاتیو ( فیلم ) عکاسی میکنی ، مهمترین کارت باید همیشه منظم نگهداشتن آرشیو باشه .
010 - بهترین نقدها ، اونهایی هستن که خودت شخصا و یا از طریق ارتباط مستقیم با فرد دیگری بدست میان ، نه در فعالیتهای آنلاین و غیر حضوری .
011 - از مردم نپرس چرا عکسهات رو دوست دارند ، بپرس که چرا دوست ندارند .
012 - کتاب بخر ، ابزار نخر .
{ و این واقعا یک توصیه عالیه ، چرا که برای موفقیت ، اول باید به دیدگاه و تکنیک درست رسید و از تجربیات دیگران آگاه شد }
014 - صرفا پرداختن به یک سبک و ژانر، کاری زیبا پسندانه نیست .
015 - عکسی بگیر که هویتت در اون مشخص باشه - بروس گیلدن
"Shoot who you are” – Bruce Gilden
016 - Harness the power of groups/collectives to spread your photography
{ متاسفانه موفق نشدم ترجمه دقیق ، مفید و مفهومی برای این بند بدست بیارم }
017 - سعی کنید در هر عکس بر یک پیام تاکید کنید ، و نه تنها بر رعایت اصول زیبایی شناسی کادر .
018 - عکاسی آنالوگ ( روی فیلم ) یک حس جادویی داره .
{ نه تنها به لحاظ تکرار پذیر نبودنش ، بلکه بخاطر امکان رویهم گذاری صحنه ها و بسیاری کارهای دیگر }
019 - عکسهاتون رو بلافاصله بعد از عکاسی به نمایش نگذارید ، یک هفته ای در آب نمک بخوابونیدشون .
{ توصیه مفیدیه ، کمک میکنه تا عکس در زمان مناسب پروسس بشه و هم از هر نظر به انتخاب خودتون فکر کنید }
020 - زمان مناسب و کافی برای پروژه های خوب معمولا یکساله .
021 - پیش نمایش عکس رو در ویرایش دیجیتال ، میتونید در کمتر از یک دقیقه بدست بیارید .
{ اشاره با اینکه میتونید از سرعت عمل در مراحل ویرایش دیجیتال حداکثر استفاده رو ببرید }
022 - چاپ عکسهای خودتون در اندازه بزرگ رو ، بعنوان یک کار همیشه رضایت بخش در نظر داشته باشید .
023 - اطلاعات و تجربیاتتون رو با دیگران هم تقسیم کنید ، اونها رو فقط برای خودتون نگه ندارید .
024 - هر روز 10 دقیقه عکاسی کردن بهتر از هر هفته یکروز ده ساعت عکاسی کردن .
{ این توصیه عالی رو جدی بگیرید . من شخصا امتحان کردم و مدتیه بعنوان روش استفاده میکنم }
025 - فقط بهترین کارهای خودتون رو به نمایش بگذارید .
{ اینکار سبب افزایش اعتماد به نفس و همینطور بدست آوردن تجربیات خوب میشه }
026 - مجموعه عکسهایی که بیشتر از 25 تصویر در اونها هست ، مخاطب رو خسته میکنند .
{ بهترین عددها برای انتشار در پلاس یه ترتیب 1 - 2 - 3 - 5 - 7 هستند . یک تجربه شخصی }
027 - استفاده مداوم از آپشنهای جدید و سخت افزارهای عکاسی تازه یک کار فوق العاد هست ، اما زمانی که یک ترکیب سخت افزاری مناسب پیدا کردید ، دست از ازین شاخه به اون شاخه پریدن بردارید و با همون کار رو ادامه بدین .
028 - هر وقت مطئن نیستی ، اجازه بگیر .
{ اینکار سبب بدست آوردن امنیت ، سرعت و تمرکز به اندازه نیاز در زمان عکاسی خیابانی میشه }
029 - قدردانی از همکاری مردمی که در خیابان هستند ، راه رو برای عکاسی موفق بروی شما باز میکنه .
030 - از افرادی که قیافه ناآرامی دارند ، در خودفرو رفته هستند و یا بسرعت در خیابان راه میرن ، عکاسی نکنید . این گروه از افراد ، معمولا علاقه ای به ثبت تصویرشون توسط شما نشون نمیدن .
{ به حریم شخصی و اخلاقی دیگران احترام بگذارید . دوربین نباید وسیله ایجاد مزاحمت بشه ... }
031 - اگر از دوربین دیجیتال استفاده میکنید ، حتما در مود RAW عکاسی کنید .
{ چرا که در زمان ویرایش ، نتایج بمراتب بهتری بدست خواهید آورد }
032 - برای الهام گرفتن { و تازه کردن دیدگاه شخصی } برای عکاسی ، از توجه به سایر هنرها استفاده کنید .
{ فقط برای یادآوری : شما عکس نمیگیرید ، اون رو میسازید . دیدگاه ! }
033 - از روبرو و از صورت مردم عکاسی کنید ، نه از پشت سر اونها .
034 - چشم پنجره ایست به روح . طوری عکاسی کنید تا نگاه بیننده با نگاه سوژه عکاسی در ارتباط قرار بگیره .
035 - در جستجوی عکسهای خوب باشید و به آنها خوب نگاه کنید . عکسهایی که شما میسازید ، به خوبی همان عکسهایی هستند که به آنها نگاه کرده اید . خوب است گاهی هم اینترنت را رها کنید و عکسها را در کتاب ببینید .
{ دیدن عکسهای خوب ، تصویر ذهنی شما رو ارتقا میده . این یک راه تضمین شده و قابل اطمینان برای شماست }
036 - ارائه توصیه های مفید و کمک کننده به دیگران در مورد عکسهاشون ؛ به خود شما کمک میکنه تا درباره عکسهای خودتون قضاوت بهتری پیدا کنید .
037 - اگر عکسهای شما به اندازه کافی خوب نشدند ، به اندازه کافی به سوژه نزدیک نبودید . روبرت کاپا .
038 - بعد از یکروز کامل عکاسی کردن ، خوش شانسی اینجاست که 1 یا 2 عکس خوب داشته باشی .
039 - هرچه زمان بیشتری رو صرف فعالیتهای آنلاین کنی ، زمان کمتری برای عاسی خواهی داشت .
040 - از خطر درگیرشدن در فکرهای پیچیده و تجزیه و تحلیلهای فلج کننده آگاه باشد و ازین وضعیت پرهیز کنید .
041 - در عکاسی خیابانی ، هر اندازه بیشتر برای چک کردن عکسهای گرفته شده به سراغ ال سی دی دوربین بری ، مسلما به همون اندازه لحظات ناب رو از دست خواهی داد .
042 - خوش شانسی یعنی اینکه وقتی آماده هستی ، فرصت هم پیش بیاد . سنکا .
{ این یعنی آخر خوش شانسی و یک عامل مهم در زمان عکاسی حساب میشه }
043 - برای بدست آوردن شانسهای بیشتر در عکاسی خیابانی ، زمان بیشتری رو در خیابان عکاسی کن .
044 - کورپ نکن ، روی چشمی خود دوربین درست کادر بندی کن .
045 - دنبال نور بگرد .
{ در عکاسی همه چیز یعنی نور . همیشه دنبال نور مناسب باشید ... }
046 - بهترین عکسهای شما در جاهایی که اصلا انتظارش رو ندارید گرفته میشن .ژ
047 - همیشه و همه جا دوربینت رو همراه داشته باش . همه جا .
048 - با استفاده از دوربین کوچکتر ، کمتر حالت غیر عادی و نگران کننده خواهید داشت .
049 - از منظره یاب { چشمی } برای عکاسی استفاده کنید . منظره یا به همین دلیل روی دوربین قرار گرفته .
{ هرگز به استفاده از ال سی دی دوربین عادت نکنید ... }
050 - استفاده از ترکیب بندی مناسب به تنهایی نمیتونه یک عکس خوب ایجاد کنه ، یک عکس فوق العاده باید روح داشته باشه .
051 - در مود مناسب و خلاقانه نیستی ؟ فکر میکنی نمیتونی عکس خوبی بگیری ؟ درست نیست . برو و شروع کن به عکاسی ؛ و همین در خیابان بودنت تو رو در وضعیت خلاقانه متعلق به زمان حال قرار خواهد داد .
052 - عکاسی خیابانی به این معنی نیست که حتما باید مردم در عکسهات حضور داشته باشن .
053 - موفقیت و جلب توجه کننده بودن یک عکس خوب در عکاسی خیابانی ، دارای رابطه مستقیم با استفاده از لنزی که فاصله کانونی زیادی رو میتونه در اختیار شما بگذاره نیست . با استفاده از لنز تله فوتو / زوم ؛ در خیابان عکاسی نکنید .
054 - بهترین مکان برای عکاسی خیابانی ، حیاط پشتی منزل خودتونه .
{ یعنی لازم نیست حتما در شهر پاریس دنبال سوژه عالی برای عکاسی بگردی ، همه جا میتونی سوژه پیدا کنی }
055 - نشستن و عکس گرفتن به شما کمک میکنه ؛ تا از پایین ترین زاویه دید و همزمان ، با ثبت تصویر در یک پرسپکتیو غیر طبیعی عکس جالبی بدست بیارید .
{ البته کار ساده ای نیست و تمرین نیاز داره . به وضعیت تنفسی و همزمان عضلانی مناسب وابسته هست }
056 - هر اندازه کیف دوربین و تجهیزاتت سبکتر باشن ، از عکاسی لذت بیشتری خواهی برد .
057 - نگاه کردن به بالا و پایین رو ؛ در زمان عکاسی فراموش نکن .
{ هم با چشم و هم از طریق چشمی دوربین }
058 - موقعی که شک داری ، عکس بگیر .
{ فرصت موجودت رو برای فرصتی که نیامده از دست نده }
059 - سعی نکن از آدمهای جالب عکاسی کنی ، بجای اون دنبال حرکتها و حالتهای جالب باش .
060 - گرفتن یک عکس فوق العاده از یک سوژه معمولی ، بهتر از اینه که از یک سوژه فوق العاده عکس معمولی بگیری .
061 - واکنشهای مردم نسبت به حضور عکاس و عکاسی خیابانی ، در همه جای دنیا ، بیشتر شباهت رو نشون میده تا تفاوت در رفتارهای مردم .
062 - هیچ دوربینی برای عکاسی خیابانی بهترین انتخاب نیست . هر دوربین ، توانمندیها و محدودیتهای ساختاری خودش رو داره .
063 - همه چیز رو درباره بهترین فاصله کانونی که برای عکاسی مورد نیاز هست یاد بگیر ، تا بتونی قبل از بالا آوردن دوربین و قرار دادن اون در مقابل چشمت ، لنز رو برای عکاسی آماده کنی .
{ یعنی کم کردن زمان استند بای خودت ، قبل فشردن شاتر و ثبت عکس ، برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن }
064 - بهترین ترکیب در نوع تجهیزات برای عکاسی خیابانی ، فقط استفاده از یک دوربین و یک لنز .
{ قابل توجه اون کسانی که حتی لنز دوربین اونها قابل تعویض نیست }
065 - روی دست بروی سوژه فوکوس کنید . اینکار یک پیام مناسب و مثبت به بیننده منتقل میکنه .
066 - بر خلاف باور عمومی ، اکثر مردم از اینکه عکس اونها رو بگیرید ناراحت نمیشن ، در واقع اکثر مردم اینکار رو دوست دارند . { این کاملا بستگی به رفتار و ظاهر شما داره که بتونی و یا نتونید جلب اعنماد کنید }
067 - عکاسهای خیابانی خوب ، قادر هستند تا تعداد متغیر و رو افزایش از سوژه های عکاسی رو همزمان در نظر داشته باشند . بعنوان مثال : یک نفر ، سه نفر ، پنج نفر و ...
068 - در نظر داشته باشید که بیشتر عکسهای شما بدرد نخور هستند . چارلی کریک .
069 - برای لذت خودت عکاسی کن ، نه دیگران .
070 - بهترین پاسخ و واکنش به مزاحمهای اینترنتی که بدون ارائه نقد مفید ، فقط از کار شما انتقاد میکنند ، نادیده گرفتن کامل اونهاست .
071 - اگر فرصتش رو دارید ، یک صحنه رو فقط یکبار عکاسی نکنید . دو تا عکس بگیرید اگر امکان داره . قاتلها همیشه دوبار شلیک میکنند . توماس لوتهارد .
072 - اگر برای نقد کردن کارهایتان از دیگران درخواست نکنید ، هیچکس اینکار را برای شما انجام نمیدهد .
073 - اگر میخواهید قبل از عکاسی از کسی برای عکس اجازه بگیرید ، درخواستتون رو با این مقدمه شروع کنید : میدونم عجیب و غریب به نظر میاد ... ؛ این جمله معجزه میکنه .
074 - اگر وقتی رو به بیرون رفتن و عکاسی کردن اختصاص ندی ، هیچوقت برای عکاسی بیرون نخواهی رفت .
075 - یادبگیرید تا قضاوت درستی درمورد تخمین فاصله داشته باشید . به این ترتیب شما موفق خواهید شد تا وضعیت لنز را برای فوکوس از قبل آماده کنید . برای اینکار میتوانید از علائم و نشانه هایی که همه جا وجو دارد هم کمک بگیرید . فاصله بین دو دست تقریبا معادل 1.2 متر و نیمی از طول یک اطاق ، معمولا سه متر است ؛ و غیره .
076 - زمان کمری را برای استدلال بر سر تعریف درست عکاسی خیابانی کنید و سعی کنید تا بیشتر عکی بگیرید .
077 - در مورد برخی از معروفترین عکاسان خیایانی ، شما فقط امکان بیاد آوردن 5 تا 10 عکس بیاد ماندنی از کارهای آنان را دارید ، شما هم سعی کنید تا پیش از مرگ ، 5 تا 10 عکس بیاد ماندنی از خودتان بیادگار بگذارید .
078 - عکاسی یک کار فوق العاده دشوار است .
{ کاملا همینطوره و این رو جدی بگیرید }
079 - اگر کسی از شما خواست تا عکس شما رو بگیره بهش بگین :
"منو فراموش کن ، وانمود کن من رو نمیبینی"
بیشتر آدمها ، در این حالت میخندن ، شما رو فراموش میکنن و بر میگردن سراغ کاری که داشتن انجام میدادن .
080 - اگر با شخصی مواجه شدید که از شما خواست تا مشخص کنید چرا از او ( اونها ) عکاسی کردید ، پا پیش بگذارید و صادقانه و روراست هدف ، ایده و منظور خودتون رو بگید . در اینکار عقب نشینی نکنید و مشخص کنید که از حقوق خودتون اطلاع دارید .
{ هیچوقت برای گرفتن عکس دیگران ، رفتارهای مزاحمت آمیز / اصرار / بی احترامی نسبت به اونها نشون ندین . حریم شخصی دیگران رو محترم بدونید تا در امنیت به کار خودتون مشغول باشید }
081 - از نگاه ساده و تکنیکهای اصلی در عکاسی ، حداکثر استفاده را ببرید . کمتر و پر ارزش کار کنید .
082 - روی عکسهاتون واتر مارک نگذارید . اینکار ، عکسهای شما رو کم ارزش میکنه .
{ این البته به هدف و شرایط هم کاملا بستگی داره ... }
083 - عکسهای خیابانی به فروش نمیرسن .
{ بستگی به خیلی عوامل داره ... }
084 - تا جایی که ممکنه ، بیشتر سفر کنید تا دیدگاه خودتون رو نسبت به واقعیت جوامع دیگر دنیا بزرگ کنید .
085 - همیشه حافظه و باطری اضافی همراه داشته باشید .
در جنگ ، دو یعنی یک و یک یعنی هیچ ( in war two is one and one is none )
086 - همیشه به شکار عکس تمرکز نکنید . اگر به اندازه کافی اشتیاق داشته باشید ، این فرصتها هستند که شما رو پیدا میکنند .
087 - در صورت لزوم از ایزو 1600 استفاده کنید . همیشه سرعت شاتر خود را روی حداقل 1/250 ثانیه تنظیم کنید .
088 - از f/8 یا بالاتر استفاده کنید .
089 - بدنه سیاهرنگ دوربین ، موجب جلب توجه کمتر به سوی شما میشود .
090 - عکس گرفتن از آدمهای پولدار ، جالبتر از عکس گرفتن از افراد فقیر نتیجه میده .
091 - هرگز ، هیچکدوم از عکسهاتون رو از آرشیو پاک نکنید .
در آینده از میون اونها ، گنجهایی رو پیدا خواهید کرد .
092 - Silver Efex Pro 2 بهترین برنامه برای تبدیل عکس رنگی به سیاه و سفید است .
093 - 100 درصد دلت برای عکسهایی که هرگز نگرفتی تنگ میشه . وین گرتسکی .
094 - هدفت گرفتن عکسهای قشنگ نباشه ، هدفت گرفتن عکسهای معنی دار باشه .
095 - موقع عکاسی خیابانی ، آبزیرکاه و موزی نباش . در غیر اینصورت ، موقع گرفتاری دو برابر توی دردسر می افتی .
096 - یک عکس خیابانی موفق ، همزمان ترکیب بندی و داستان خوبی رو ارائه میکنه .
097 - وقتش که برسه و فرصتش که پیش بیاد ، ترکیب بندی خوب ارزش کمتری از داستان عکس پیدا میکنه .
098 - 99.9 درصد از عکسهایی که آنلاین در دسترس هستند ، بدرد نمیخورن .
{ مسئولیتش به عهده نویسنده ، من صرفا ترجمه کردم }
099 - دوستدار واقعی منتقدان کارهات باش .
100 - ایمیل خودت رو به همراه عکسهات ارائه کن ، بسیاری به اینکار واکنش مثبت دارن .
101 - قوانین رو بشکن . { خلاقیت کلید موفقیت و ترکیبهای تازه نتایج تازه ببار میآرن }
102 - تو هم لیست خوت رو بنویس .
جول مِیرُویتز در سال ۱۹۳۸ در نیویورک آمریکا به دنیا آمد. وی فارغ التحصیل دانشگاه Ohio در رشته نقاشی است و از سال ۱۹۶۲ عکاسی رنگی را با دقت خاصی دنبال کرده است. در آن سال ها عکاسی تنها به صورت سیاه و سفید به عنوان یک هنر جدی به حساب می آمد.
جول مِیرُویتز به تبعیت و تاثیر از آثار کارتیه برسون و روبرت فرانک عکاسی خیابانی را به صورت حرفه ای آغاز کرد با این تفاوت که رنگ را با وسواس خاصی به این شاخه از عکاسی افزود. در اوایل دهه ی ۷۰ جول اولین کسی بود که واحدی با عنوان "رنگ" را در رشته ی عکاسی در دانشگاه Cooper Union تدریس کرد. بسیاری از عکاسان مشهور امروز که به صورت رنگی عکاسی می کنند از شاگردان جول مِیرُویتز بوده اند. وی همراه با دو دوست دیگرش استافن شور و ویلیام اِگلستُن اولین گروه از هنرمندان جوانی بودند که با تکیه بر رنگ عکس هایی را با ابعاد بسیار بزرگ به نمایش درآوردند. این عکس ها در آمریکا و اروپا توجه بسیاری را به خود جلب کرد و هنرمندان جوان زیادی را به ویژه در آلمان، تحت تاثیر قرار داد.
جول معتقد است: "دیدن بی واسطه ی محیط اطرافم مهمترین انگیزه ی من برای عکاسی خیابانی ست. من سعی می کنم تنها بخشی از آن را به ثبت برسانم؛ یک حرکت، یک ارتباط دو سویه که تنها در کسری از ثانیه رو به روی من و دوربینم اتفاق می افتد. این به نظر من ماهیت اصلی عکاسی است. مشاهده ی طبیعت انسان ها بدون کوچک ترین دخل و تصرفی. برای رسیدن به این مرحله شما باید نامرئی به نظر برسید و تا جای ممکن به اتفاق نزدیک باشید. " جول تاکید دارد که نباید عکاسی خیابانی را با عکاسی مستند اشتباه گرفت. عکاسی خیابانی تنها ثبت زندگی روزمره در خیابان است که البته به نوعی نمایشگر فرهنگ ما نیز هست.
وی در مصاحبه ای می گوید: " در عکاسی خیابانی شما نباید شخص خاصی را هدف عکاسی قرار بدهید. باید رفتار آدم ها را مشاهده کنید و آن لحظه ی خاص را به تصویر بکشید. "زمان" مهمترین شاخصه در عکاسی خیابانی ست". وی کارش را با دوربین ۳۵ میلیمتری Ashahi Pentax, آغاز کرد و بعد ها بیشتر با دوربین لایکا ادامه ی کار داد. وی دوربین های زیاد و متنوعی دارد چرا که معتقد است هر دوربین مانند سازهای مختلف وسیله ای ست برای ابراز احساس های مختلف یک هنرمند و باید هر کدام برای هدف و بیان منظور مناسبی به کار گرفته شوند. جول اضافه می کند: " من غالبا دوربین های کوچک ام را برای عکاسی خیابانی و مشاهده هایم استفاده می کنم و دوربین های ۸*۱۰ بزرگ را برای عکاسی درفضا های وسیع به کار می برم. تفاوت این دو برای من مثل تفاوت موسیقی جاز و کلاسیک است."
جول مِیرُویتز تا به حال ۱۶ کتاب منتشر کرده و عکس هایش را در ۳۵۰ نمایشگاه و گالری به نمایش عموم درآورده است. شاخص ترین کتاب وی Cape Light نام دارد که تا به حال بیش از ۱۰۰ هزار نسخه از آن به چاپ رسیده است. از دیگر کتاب های وی می توان به تماشاگر؛ تاریخچه ی عکاسی خیابانی، اهل توسکان؛ نور و درون، و بایگانی مرکز تجارت جهانی نام برد.
جول مِیرُویتز جزو اولین عکاسانی ست که خود را به محل حادثه ی سقوط برج های تجارت جهانی در نیویورک می رساند و با حمایت مالی موزه ی نیویورک موفق به عکاسی و جمع آوری مجموعه ای مستند شامل ۸ هزار قطعه عکس می شود که طی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ در شهرهایی چون استانبول، پاریس، روم، لندن، کویت، مسکو و ۲۰۰ شهر دیگر به معرض دید بیش از ۴ میلیون از مردم جهان می رسد. اخیرا جول مِیرُویتز در یک تور دور دنیا ۱۱۷ قطعه از آثارش را که طی ۴۵ سال عکاسی حرفه ای در مجموعه ای با نام " غیر معمول" به نمایش درآورده است. این عکس ها در پاییز سال ۲۰۰۸ با همین عنوان به صورت کتاب به چاپ رسیده است.
رابرت فرانک در نهم نوامبر ۱۹۲۴ در یک خانواده یهودی ثروتمند در زوریخ سوئیس متولد شد. او برای آنکه پیشه تجارت خانوادگی اش را ادامه ندهد به هنر عکاسی رو آورد و زیر نظر عکاسان و طراحان گرافیکی آموزش دید و سپس شروع به توسعه سبک خاص عکاسی اش در خیابان های زوریخ کرد. در سال ۱۹۶۴ اولین کتاب عکس خود را به نام “۴۰ عکس” خلق کرد و در سال ۱۹۴۷ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در “هارپر بازار” نیویورک به عنوان عکاس مد برای خود کاری دست و پا کرد و در همان زمان به صورت مستقل برای مجله های لایف، لوک، مک کال، فرچون، نیویورک تایمز به فعالیت مشغول شد. چندی بعد او نیویورک را برای سفر به آمریکای جنوبی و اروپا ترک کرد و عکس های داستانی زیادی در معادن ولز و خیابان های لندن و پرو گرفت و کتاب عکس دیگری را خلق کرد. 
او به سفر کردن ادامه داد و برای مدت کوتاهی خانواده اش را به پاریس منتقل کرد و در سال ۱۹۵۳ به نیویورک برگشت و با “ادوارد استایکن” برای گردآوری و انتخاب عکس نمایشگاه “عکاسان اروپایی زمان جنگ” در موزه هنرهای مدرن نیویورک، همکاری کرد. در سال ۱۹۵۵ فرانک با کمک نفوذ هنری واکر ایوانز، کمک هزینه ای از موسسه گوگینهام برای سفر در تمام ایالات متحده آمریکا و عکاسی از تمام اقشار جامعه آمریکا دریافت کرد.
او در مدت سفر دو ساله اش در جاده های آمریکا، خانوادهش را نیز به همراه خود برد و بیش از ۲۸۰۰۰ عکس گرفت.در نهایت تنها ۸۳ عکس از بین آنها را انتخاب و در کتابی به نام آمریکایی ها چاپ کرد. فرانک در سفرش به دور آمریکا عکس هایی بسیار حرفه ای از وضعیت بدون تغییر و راکد آمریکا به تصویر کشید. او در بدو ورودش دیدی خوش بینانه به آمریکا داشت، اما زمانی که او با زندگی سریع آمریکایی و تاکید بیش از حد آنها به پول مواجه شد، دیدش به سرعت تغییر کرد. حتی سبک عکاسی اش که از نظر گرافیکی غنی و دارای حال و هوایی لطیف و نقاشانه بود، به کارهایی صریح، شفاف و پرمحتوا تبدیل شد و توانست آمریکای واقعی، آمریکایی های دلسرد را به وضوح به تصویر بکشد. فرانک در اثرش – آمریکایی ها- تلاش کرد تا تنشی را که بین همه اقشار آمریکا دیده است و ظاهری خوش بینانه دارد، به خوبی نمایان کند.
آموزش کادربندی
تفاوت لنز دوربین و چشم
ما چهگونه به دنیا نگاه میکنیم و دوربین، چهگونه این دنیا را به تصویر تبدیل میکند؟ در پاسخ به چنین پرسشی باید گفت بین این دو مقوله، شباهتها و تفاوتهای متعددی وجود دارد. باید اشاره کرد نکتهیی که اغلب در مورد مقایسهی این دو مقوله نادیده گرفته میشود تاثیر ذهن بر تصویری است که توسط چشم تولید شده. بیشتر مردم معتقدند که «دیدن»، یک فعالیت ساده و پیش پاافتاده است؛ فقط چشمهایت را باز میکنی و به چیزهایی که در دور و اطرافت است نگاه میکنی! در حالی که بخشهای تشکیلدهندهی «دیدن» نظیر: حرکت، عمق، شکل، رنگ، اندازه و چیزهایی نظیر این، پس از طی کردن عملیاتی پیچیده، در سر پرداخته و در مغز، کنار هم چیده میشود.
اطلاعات تصویرییی که به چشم ما میرسد ابتدا تفکیک شده و سپس، از نو جمعآوری میشود. در حقیقت باید گفت جنبههای مختلف «دیدن» با زیرمجموعههای مغز سر و کار دارد و هرکدام از بخشها رمزگشاییِ یک جنبه از اطلاعات تصویری را برعهده دارد. این مرحلهبندیِ موازی، در بیش از سی نقطهی مغز (نظیر حرکت، رنگ، عمق و... غیره) انجام میشود و مغز، کاری میکند که «دیدن» به سوی «فهمیدن» سوق پیدا کند.
چشم ما درست مثل قاب تلویزیون یا کادر یک فیلم، فقط تصویرهای ثابت و غیرمتحرک را ثبت میکند. و این تصویرها به پشت مغز منتقل میشوند؛ جایی که به تصویرهای حرکتی ضمیمه میشود. در زمینهی «دیدن»، جنبههایی از پیچیدگی مغز وجود دارد که نیاز دارد تا در زمان قالبریزی یک نما (آنهم نمایی که ممکن است تنها برای چند ثانیه به نمایش گذاشته شده باشد) مورد اهمیت بیشتری قرار بگیرد.
تداوم اندازه
یک تصویر، اگر با یک زاویه لنز و در فاصلهیی مناسب به ثبت رسیده، و در ضمن، با فاصله و اندازهی مشخص به نمایش گذاشته شده باشد میتواند بازتاب دهندهی تصویر ارائه شده توسط شبکیهی چشم باشد ولی چنین تصویری لزوماً نمیتواند به همان شکلی باشد که بیننده با چشمش دیده است. در این شرایط، دوربین، تصویر واقعی و منظمی را می گیرد. ولی از آنجا که ما دنیا را به عنوان یک تصویر منعکس شده از چشم نمیبینیم تناسب تصویر ممکن است اشتباه به نظر برسد. به عنوان مثال یک توریست، از یک کوه با ابهت و باشکوه عکس میگیرد اما وقتی به نسخهی چاپ شدهی همان عکس نگاه میکند مایوس و سرخورده میشود. چرا؟ چون تصویر کوه در مقایسه با آنچه که او از چشمانداز آن به یاد دارد خیلی کوچکتر به نظر میرسد!
عدم تناسب بین تصور ما از آنچه میبینیم و تصویری که دوربین، از همان سوژه ثبت میکند یک تغییر شکل ادراکی است به نام: تدوام اندازه. و گرایشی است در ترمیم سیستم ادراکی؛ برای ایجاد تغییراتی در تصویر شبکیهی چشم با در نظر گرفتن فاصله. در تصویر ارائه شده توسط شبکیهی چشم، اندازهی تصویر شخصی که از یک ناظر ساکن دور میشود به اندازهی دو برابر فاصلهاش از بیننده نصف میشود
باید اشاره کرد ارتباط میان اندازهی تصویر و فاصلهی آن ثابت است اما در نحوهی ادراک و بینش طبیعی به صورت ثابت دیده نمیشود. در حقیقت، نحوهی دیدن میتواند اندازهی دریافت شده را با آگاهی ما از اندازهیی سوژهیی که دور شده و عقب رفته تنظیم کند. ما برحسب عادت، تغییر در اندازهی شخصی که به سوی ما حرکت میکند یا از ما دور میشود را کمتر از حد طبیعی آن قلمداد میکنیم و از نظر ذهنی آنها را به صورت اصلاح شده ولی با یک تغییر جزیی نسبت به اندازهی طبیعی آن میبینیم. تماشاگران از روبهرو با صورتهای یک شکل به نظر میرسند اما در نگاه یک بیننده، تصویری که او از چهرهی مردم در ردیفهای عقبی میبیند احتمالاً یک دهم اندازهی چهرهی آنها در ردیفهای جلویی است. ما هرگز تشخیص نمیدهیم که تصویر چهرهی ما در آینه همیشه خیلی کوچکتر از اندازهی واقعی آن است. اینها همه شاخصههایی از عمق تصویر است که ما برحسب عادت یا آن را نادیده میگیریم یا با آن، تطابق لازم را انجام میدهیم. مثل پدیدهی تصویر واژگون که در شبکیهی چشم مورد تمرکز قرار میگیرد. ما به صورت ذهنی این واژگونیِ محدودهی دیدمان را اصلاح میکنیم. همانطور که به صورت ناخودآگاه اندازهی تصویر را نیز اصلاح میکنیم. در حقیقت، تداوم اندازه، کاری است که مغز انجام میدهد و دوربین، قادر به انجام آن نیست. بنابراین وقتی داریم یک نما را طراحی میکنیم نباید توسط اشتباه هایی که به آن عادت کردهایم گمراه شویم.
به عنوان نمونه به دستهای خود نگاه کنید. یکی از آنها را به اندازهی طول بازو باز کنید؛ و دیگری را به اندازهی نصف آن. در چنین شرایطی هر دو دست تقریباً یک اندازه به نظر میرسد. ولی تصویر دستی که عقبتر است، نصف دست نزدیکتر خواهد بود. البته اگر دست نزدیکتر را روی دست دورتر قرار دهیم اندازهشان کاملاً متفاوت به نظر میرسد.
روشن است که برای «دیدن» مثل دوربین باید بر تنظیمات ذهنیِ روزانه غلبه کنیم. بسیاری از هنرمندان، خود را عادت دادهاند که تصویر ذهنی خود را به دقت طراحی کنند در حالی که بسیاری از ما بهویژه وقتی عکس میگیریم، در دام تصور اشتباه خود از تداوم اندازه گیر میافتیم! خلاصهی کلام این که ما آنچه را که به آن فکر میکنیم میبینیم؛ نه آنچه که در واقعیت وجود دارد.
این ویژگیهای دیداری که ما بر حسب عادت نسبت به تنظیم اندازهی سوژهها در فاصلههای مختلف انجام میدهیم، از دید تماشاگر و در اواسط قرن نوزدهم، بحث داغی به وجود آورده بود. آنهم در دوره و زمانهیی که برخی هنرمندان شروع کردند به نقاشی کردن از روی عکسها. اگر اینطور فرض کنیم که در هنگام عکاسی، فاصلهی یک لنز یا یک دوربین، همیشه، ابعاد عادی را به نمایش میگذارد، در این مورد، انتقادات بسیار شدیدی وجود داشت و مردم آن را یک انحراف کامل میدانستند؛ خصوصاً در بحث اندازهی نقاشیهایی که از روی عکسها تهیه میشد. مردم برای اولینبار با تنظیم اندازهی بصری توسط شبکیهی چشم و حقیقت بصریِ عکسی که به نقاشی تبدیل شده مواجه شدند.
در سال 1858 خانم جین کارلایل از یکی از نقاشیهای رابرت تِیت ناراضی بود. این نقاشی که به دیوار اتاق پذیرایی خانهاش نصب شده بود خانم کارلایل و همسرش را نشان میداد اما او معتقد بود چنین تصویری که احتمالاً برای آیندگان هم به ثبت رسیده، با آن میزی که جلوی آنهاست به اندازهی کافی افتضاح هست؛ ولی بدتر از آن این است که تصویر سگشان که در پیشزمینهی سمت راست تصویر کشیده شده، به بزرگی یک گوسفند کشیده شده! چیزی که یک اشتباه بارز و جنبهی ناخوشایند نقاشی از روی یک عکس نامیده میشود. این نکته در حقیقت، جنبهی بصری و واقعی آن نقاشی بود که ارتباط اندازهها را با هم نشان میداد. البته همانطور که بودند؛ نه آنطور که به تصویر کشیده شده بودند.
ارتباط تغییر در اندازه و ایجاد تناسب در عمق نما، یکی از مهمترین تمهیدات ترکیبی در تولیدات تلویزیون و سینما به حساب میآید. نحوهی دیدن مثل دوربین، نه تنها به بازآموختن روشهای ما (روشهای عادت شدهیی در محدودهی دید، برای کم کردن اندازهی واقعی اشیا) بلکه به طراحی و تصور ذهنی در مورد جلوههایی نظیر انتخاب زاویهی لنز و فاصلهی دوربین هم نیاز دارد.
آموزش ترکیب بندی
تعادل - قسمت اول
برای تشخیص یک ترکیب بندی درست باید در درجه اول به این نکته توجه کنید که هیچ عنصر تصویری در یک قاب به تنهایی حضور ندارد و همه عناصر تشکیل دهنده با هم مرتبط هستند. به همین خاطر باید تصویر را به گونه ای ترکیب بندی کرد که از نظر شیوه ادراک چشم – ذهن منطقی باشد.
یکی از عناصر مهم در کادربندی «تعادل» است. شما باید با درنظر گرفتن وزن تصویری هر کدام از المان های تشکیل دهنده کادر به گونه ای ترکیب بندی کنید که تعادل در دو سویه قاب برقرار شود.
«تعادل» به معنای تکنیکی یعنی اینکه شما وضعیت حرکتی و وزنی یک طرف را با اضافه کردن المان هایی به طرف مقابل جبران کنی به صورتی که این نیروهای دو سویه، در مرکز همدیگر را خنثی کنند. تصویر برداران می دانند وقتی که یک لنز بزرگ را بر روی دوربین سوار می کنند برای نصب دوربین بر روی سه پایه، باید نقطه اتصال دوربین به سه پایه را به گونه ای تنظیم کنند که وزن لنز و بدنه در دو طرف این نقطه اتصال به یک اندازه باشد وگرنه در هنگام فیلمبرداری دچار مشکل می شوند. آنها برای ایجاد تعادل باید وزن عناصری مثل مت باکس، ویوفایندر دوربین، میکروفون روی دوربین و... را هم در نظر بگیرند.

برای ایجاد تعادل لازم نیست که دو طرف هم وزن باشند، بلکه نزدیکی یا دوری هر کدام از اجزاء به نقطه اتکا یا مرکز نیز می تواند در ایجاد تعادل موثر باشد. در حقیقت یک بزرگسال می تواند با یک بچه کوچک بر روی یک الاکلنگ به تعادل برسند به شرط آنکه بچه کوچک در دورترین نقطه انتهای میله الاکلنگ بنشیند و بزرگسال در نقطه ای نزدیک به مرکز آن. یعنی دوری و نزدیکی آنها به نقطه اتکا می تواند کمی یا زیادی وزن را جبران کرده و تعادل ایجاد کند. به بیان دیگر هرچه شیء از نقطه اتکا دورتر شود به همان نسبت وزنش نیز اضافه می شود.

تعادل در تصویر هم با همین شیوه بدست می آید. تعادلی که برای ایجاد یک تصویر دلپذیر و جذاب نقش مهمی دارد. تعادل در ترکیب بندی بر مبنای وزن المان های تصویری موجود در آن بدست می آید. هر کدام از المان های تصویری موجود در کادر با توجه به رنگ، سایز، شکل، تیرگی و روشنی، جهت حرکت و نگاه، احساس و... دارای وزنی هستند که شکل چیدمان آنها در قاب می تواند ایجاد تعادل کند یا اینکه تعادل را به هم بزند.
تعادل ترکیب بندی می تواند به گونه ای انتخاب شود که مضمون و هدف کادر را تقویت کند چون تعادل می تواند توجه مخاطب را به المانی که برای شما اهمیت بیشتری دارد جلب کند.
تشخیص تعادل
دو عامل مهمی که تعادل را در قاب تعیین می کند وزن تصویر و جهت حرکت است. وزن هر المان تصویری مشروط به محل قرار گیری اش در کادر است. یک المان تصویری در مرکز یا نزدیک به نقطه اتکا وزن کمتری نسبت به المانی دارد که نزدیک به لبه کادر قرار گرفته است.
شیئ بلند در کادر، وزن بیشتری نسبت به شیئ کوتاهتر در همان کادر دارد. شیئ در سمت راست قاب – برای بیننده غربی- از نظر ترکیب بندی وزن تصویری سبکتری نسبت به شیئ در سمت چپ قاب دارد. این موضوع برای بیننده شرقی که از راست به چپ می نویسد برعکس است.
مانند مثال الاکلنگ که در بالا به آن اشاره کردم وزن یک تصویر با دور شدن آن از نقطه اتکا افزایش می یابد. البته باید توجه داشته باشید که در تصویر لزوماً نباید نقطه اتکا در وسط کادر باشد. یک المان تصویری کوچک در پس زمینه می تواند تعادل تصویر را با المانی به مراتب بزرگتر در پیش زمینه بهم بزند.
بنابر این تشخیص تعادل در ترکیب بندی و وزن تصویر، با توجه به کوچک و بزرگ بودن اِلمان تصویری و قرار گرفتن در مرکز یانزدیک لبه کادر سنجیده می شود. اگر یک عنصر تصویری بزرگ و سنگین وزن در ترکیب بندی در نقطه ای نزدیک به مرکز کادر قرار می گیرد، یک جزء سبکتر و کوچکتر می تواند در نقطه ای دورتر از مرکز قرار بگیرد و ایجاد تعادل کند.
همانطور که پیشتر هم گفتم وزن تصویر تنها به تفاوت سایز محدود نمی شود. خط، شکل، رنگ، تیرگی و روشنی و... در وزن المان تصویری موثر است.
تعادل و ابهام
«تعادل» یعنی مرتب کردن تصویر و واضح کردن آن. تصویر نا منظم و بدون تعادل، پیام را گنگ و نامفهوم می کند و مخاطب در درک فرم و گرفتن اطلاعاتی که تصویر می خواهد منتقل کند سردرگم می شود.
البته استمرار تصویر بهم ریخته و اینکه مخاطب از نظر ذهنی تلاش می کند تا از دل این تصاویر بهم ریخته یک خط سیر منطقی پیدا کند هر چند باعث خستگی ذهنی او می شود اما می تواند سرگرم کننده باشد. این یک شیوه متداول درساخت برخی برنامه های تلویزیونی علی الخصوص آنهایی که به موسیقی پاپ می پردازند است. معمولاً در این برنامه ها با خاموش روشن کردن چراغ ها، فلاش زدن و برش های تصویری سریع و بعضا بی ربط سعی می کنند تا درک مخاطب را اجزای صحنه پایین بیاورند و با این کار سرگرمی ایجاد کنند. اما چنین فضایی تنها مخاطب را سرگرم و در طولانی مدت عصبی می کند ولی نمی تواند هیچ پیامی به او منتقل کند.
ساخت موزیک ویدیوها با طی مراحل فنی سنگین و پرهزینه عمدتاً بر همین مبنا استوار است. این موزیک ویدئوها معمولاً مجموعه ای از تصاویر بی ربط، برش های تحریک آمیز و چند پلان خوب از نظر نور و رنگ است که هدفمندانه هیجانات تصویری را زیاد کرده و بیننده را جذب می کند.
برنامه سازان جوان با سو استفاده از توانایی های تکنولوژیکی مرتباً از دوربین های روی دست بهمراه حرکت های گرافیکی بر روی تصویر استفاده می کنند تا بتوانند غیر متجانس بودن تصویر را بپوشانند. اطلاعات بسیار اندک با گنگی و بهم ریختگی تصویر ادغام و مخاطب را جذب می کند.
تعادل دینامیکی
برای برقرار کردن «تعادل دینامیکی» یا تعادلی که در تصویر ایجاد انرژی و حرکت کند هم باید به محل قرار گرفتن هرکدام از اجسام در کادر، بزرگی و کوچکی، تیرگی و روشنی و... توجه کرد و هم باید به ارتباط میان المان ها در کادر تصویر توجه داشت.
بر مبنای قوانین تجربی قرار دادن اجسام خیلی بزرگ در بالای کادر و گذاشتن المان های خیلی کوچ در نقاطی نزدیک به لبه های کادر به آسانی ترکیب بندی را به سمت واژگونی و بی ثباتی سوق می دهد.

تعادل دینامیکی با ایجاد انرژی در قاب برای مخاطب جذابیت ایجاد می کند. این انرژی می تواند بوسیله خطوط مشابه، ایجاد کنتراست بین مجموعه های مختلف، تقابل رنگ ها و یا استفاده از لنزهای واید در گرفتن تصویر نزدیک از یک سوژه در حال حرکت ایجاد شود. حرکت دوربین با لنز واید در بین اشیایی با اندازه های یکسان – مثل درخت، ساختمان و... – تصاویری با تغییر سریع در سایز بوجود می آورد.
«تعادل» با المانهایی که به صورت ناگهانی در قاب دیده شوند بهم می خورد. اگر مخاطب مثلاً می داند که چیزی پشت در است و انتظار ورود آن را می کشد، طولانی شدن این انتظار حالت تعلیق در تصویر را بیشتر می کند. در این حالت مخاطب مرتب به این فکر می کند که سوژه مورد نظرش از کجا وارد می شود. ورود این سوژه از جایی که مخاطب انتظارش را داشته او را آرام می کند. اما می توان با اینکار ترس او را از بین برد سپس با یک ورود یا اتفاق غیر منتظره از سمتی که او انتظارش را نداشته غافلگیرش کرد.
کاراکتر یا حادثه ای که در خارج از قاب قرار دارد اما مخاطب از وجود آن آگاه است می تواند وزن تصویری زیادی ایجاد کند. در این حالت تخیل مخاطب بین آنچه نمایش داده می شود و آنچه را که نمی بیند ارتباط ایجاد می کند. خالی نگه داشتن قسمتی از کادر مخاطب را وادار به مشارکت و خلاقیت می کند او با ذهنش بخش های خالی را تصور کرده و پر می کند.
کادر های قوی و موثر در سینما با کمتر نمایش دادن تولید می شوند یعنی یک کادر هر چه کمتر نشان دهد بیشتر مخاطب را درگیر می کند. برای جلب توجه مخاطب و از بین بردن کسالت او نیاز به کادرهایی با دینامیک بالا و پشت سر هم است به طوریکه مخاطب نتواند لحظه ای از تصویر چشم بردارد. البته در این میان گرفتن یک تصویر باز از صحنه که همه عناصر را نشان دهد تاثیر را بسیار بیشتر می کند. با اینکار شما عناصر لازم را برای خلاقیت مخاطب در اختیار او قرار می دهید.
از استفاده از ترکیب بندی های یکنواخت در کادرهای پشت سرهم خودداری کنید. سعی کنید در نماهای پشت سرهم به تنوع در ترکیب بندی و تکراری نبودن توجه کنید البته این قانون را در ترکیب بندی نماهای یک گفتگوی دو نفره به کار نبرید و آن را استثناء کنید.
ترکیب بندی، یعنی هنر آرایش عناصر صحنه به طوری که برای بیننده، زیبا و قابل درک باشد و بیننده با عکس ارتباط برقرار کند. با این همه نمی توان برای همه وقت و همه جا، یک نسخه واحد تجویز کرد. با این همه می شود تمام این نکات را گوشه ذهن داشت و از نکاتی که در هنگام عکاسی پیش می آید، استفاده بهینه کرد.
۱) نقطه دید
در نقطه دید، تمرکز عکاس روی یک موضوع یا نقطه است. چهره نگران کودک، قایق سوار، چشمان شیر ماده و گذر دوچرخه سوار از برکه کوچک آب.
۲) سادگی
در نمایشگاه دائمی شرکت بی ام و ، روی دیوار نوشته شده است: هنر، در سادگی است. در ترکیب بندی ساده، شما با استفاده از چند خط ساده، داستان خود را روایت می کنید.
۳) اشکال هندسی
خوب دیدن را هر روز تمرین کنید. به اشکال، زوایا، خطوط و الگوها خوب دقت کنید و از این عناصر زیبا برای ترکیب بندی بهتر عکس تان استفاده کافی را ببرید.
۴) تراز در تصویر
من درک بهتر تراز را در خوشنویسی یافتم. تعادل بین نیمه پر و خالی لیوان…
۵) طراحی مفهومی
شما در عکاسی با سوژه های خنثی می توانید پیام خود را به چشم و گوش بیننده برسانید. در تصاویر زیر، دقت کنید: انسان، گاری های باربری، آبشار و درختان، عناصر خنثایی به شمار میروند، اما در خدمت عکاس قرار گرفته اند تا حرکت، پیری، تنهایی، امنیت را معنایی بهتر ببخشند.
لنز نرمال یا ثابت چیست؟ لنزی که فاصله کانونی آن، زاویه دیدی تقریبا برابر زاویه دید چشم انسان تولید کند، لنز نرمال خوانده می شود.
به این تعریف دقت کنیم. زاویه دید انسان چقدر است؟ زاویه دید انسان حدود ۴۳ درجه است، یعنی فاصله کانونی چشم انسان تقریبا ۵۰ تا ۸۰ میلی متر است.
این مسئله چقدر مهم است؟ اگر لنزی زاویه دیدی بزرگتر از زاویه دید چشم انسان تولید کند، فاصله کانونی کوچکتری خواهد داشت و قادر به نمایش فضای بیشتری در جلوی لنز خواهد بود. اینگونه لنزها، لنز واید یا زاویه باز (Wide Angle) خوانده می شوند.
و حال اگر لنزی زاویه دیدی کمتری از چشم انسان داشته باشد، یعنی فضای کمتری را در یک عکس پوشش می دهد و فاصله کانونی آن نیز بیشتر از فاصله کانونی لنز نرمال است و به نام لنز تله فوتو (Telephoto) شناخته می شود.
اما….. اگر فاصله کانونی لنزی ثابت باشد، لنز ثابت یا prime خوانده می شود.
در بعضی از لحظات عکاسی، عکاس می خواهد با داشتن لنزی با فاصله کانونی ثابت، عکاسی کند و فقط با تغییر مکان یا اعمال تغییرات اندک، به عکس های متنوعی دست یابد. باید خاطر نشان کنم، این لنزها برای شرایط نوری کم ساخته نشده اند. شما از این لنزها، در شرایط نوری روز بهترین استفاده را می توانید ببرید.
چرا به لنزهای ثابت نیاز داریم؟
- چون تجسم بهتری را قبل از عکاسی فراهم می کنند.
- نور به راحتی به سنسور برخورد خواهد نمود و شرایط برای سرعت های مختلف شاتر، بیشتر فراهم می گردد.
- در مقایسه با لنزهای زوم، به صرفه تر می باشند.
- عکس هایی با کیفیت عالی و کنتراست خوب پدید می آورند.
- یک پس زمینه فوق العاده نرم و دوست داشتنی برایتان خلق می کنند( برای خلق تصاویر بوکه)
- و در نهایت باعث می شوند تا شما اعتماد به نفس خوبی پیدا کنید.
درست است که تولید کنندگان، لنزهای ثابتی با فواصل کانونی متنوع برای راحتی عکاسان ساخته اند ولیکن من در این پست، سه لنز ثابتی را که مقرون به صرفه بوده و قابل استفاده برای هر عکاسی است به شما معرفی خواهم نمود:
لنز ۳۵ میلی متری
پرکاربردترین لنز، از فیلم و ویدئو گرفته تا عکاسی پرتره و عکاسی گروهی. به این لنز باید به چشم یک لنز حرفه ای نگریست. در f/4.1 و شرایط نوری پایین امکانات خوبی را برایتان فراهم می آورد.
لنز ۵۰ میلی متری
می توان آن را متعلق به جامعه عکاسان نامید. اگر خواهان عکاسی کلوزآپ هستید از این لنز، لذت ببرید چرا که زاویه دیدی مطابق زاویه دید چشم انسان، برایتان فراهم می سازد. یکی از ارزانترین و در دسترس ترین انواع لنزهای ثابت است.
لنز ۸۵ میلی متری
افزایش فاصله کانونی در این لنز آن را مناسب برای عکاسی پرتره، عکاسی های خانوادگی و عکاسی از حیوانات ساخته است. نسبت به دو لنز قبلی شرایط فوق العاده ای را برای عکاسی بوکه با پس زمینه محو برایتان فراهم می سازد.
- ترفندهای عکاسی مستند و خیابانی
- 102 نکته ای که من در عکاسی خیابانی یاد گرفته ام
- جول مِیرُویتز(Joel Meyerowitz)عکاس خیابانی
- رابرت فرانک
- تفاوت لنز دوربین و چشم
- ترکیب بندی - تعادل
- ترکیب بندی
- ۳ لنز ثابتی که هر عکاسی باید آنها را داشته باشد
- آموزش دیدن
- یک آموزش سریع: عکاسی از مواد غذایی
- Jan Bölsche
- چهار روش ساده برای داشتن بوکه های خوب
- ۱۰ سخن از بزرگان عکاسی که شما باید بدانید
- سوالات مهم تازه کارها
- عکاسی مستند
- ۴ نکته در استفاده درست از فیلتر پولاریزه
- عکاسی چیست؟
- اساس نظریه رنگها
- عکس تک رنگ
- چگونه در چهار مرحله در عکاسی پیشرفت کنیم؟
- عکاس حرفه ای شدن با EXIF
- عکاسی مستند
- نحوه ژست گرفتن در عکاسی
- اساس نظریه رنگ ها
- اتــاقــک تــاریــک
- آیا می دانید برای اولین بار چه کسی و چگونه موفق به عکاسی شد ؟
- لوازم حرفه ای نورپردازی در عکاسی
- نکات نور پردازی
- نور پردازی
- 19 ترفند مهم در عکاسی HDR 1












